به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، شهید عبدالوهاب فتحالهی، بیستودوم آذرماه سال 1342، در خانوادهای مسلمان و متدین متولد شد، نامش را «عبدالوهاب» گذاشتند، از کودکی دارای اخلاقی ستوده بود، تحصیلات ابتدایی را در خرمآباد و راهنمایی و دبیرستان را در الشتر به پایان رساند.
عبدالوهاب فتحالهی، علاوهبر پایبندی به مسائل دینی، مذهبی و مطالعه در این زمینه، دیگران را نیز ترغیب میکردند در طول این دوران، عضو انجمن اسلامی مدارس بود، در زمان شکلگیری انقلاب، در تظاهرات ضد خاندان پهلوی، حضور چشمگیری داشت. چند بار تا مرز دستگیری توسط ساواک، پیشرفت، پساز اتمام تحصیلات متوسطه، با این که شش ماه در آموزش و پرورش مشغول تدریس بود؛ ولی علاقه به فراگیری و عمل به معنویات، ایشان را راهی حوزههای علمیه نمود که در حین فراگیری معارف اسلامی، به جبهه اعزام شد.
در عین حال که به ارشاد، راهنمایی و تبلیغ در زمینه مسائل دینی میپرداخت و به بسیجیان روحیه بیشتری میداد، در خط مقدم، تک تیرانداز بود. بیستوهفتم مردادماه 1364 در منطقه «چنگوله»، در عملیات «عاشورای2» جاویدالاثر شد و دِین خودش را به اسلام و مملکت ادا کرد.
برادر شهید با تعریف خاطرهای از شهید، گفت: پدرم برای تعمیر قسمتی از ساختمان اقدام کرده بود، در ادامه تعمیرات مقداری ماسه کم آورده بود، از عبدالوهاب خواست که از ماسهای که خانه عموزادهاش است، مقداری بیاورد، ولی او امتناع کرد و گفت: «چون صاحبش حاضر نیست، نمیتوانم بردارم پدرجان!» پدرم اصرار کرد و بالاخره با اکراه مقداری از آن ماسه را آورد، باز پدرم ماسه کم آورد و گفت: «مقداری دیگر بیاور!» برادرم گفت: «کاش بتوانم جواب همان مقدار اول را بدهم»
بعد از این جریان به حضور عموی پدرم رفت و با سرافکندگی و شرمساری از ایشان خواست که او را ببخشد و حلال کند، البته پسرعموی پدرم از این همه ایمان ایشان، به گریه افتاد و با چشمان اشکآلود بر سر و صورتش بوسه زد.