کد خبر: 3576605
تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۲

با روزگار مدارا کنیم

گروه معارف: برای هر چیزی پایان کاری وجود دارد، این پایان کار یا خوب است یا بد، در این میان آن‌چه مهم است این است که انسان ضمن انجام دادن اعمال نیک و پایبندی به احکام الهی، به تقدیر الهی راضی باشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، هر شروعی پایانی، هر اوجی، فرودی و هر فرازی، نشیبی دارد، ولی مهم آن است که این پایان و فرود، چگونه باشد.از این‌رو خوب شروع کردن هنر نیست بلکه خوب به پایان رساندن مهم است.در طول تاریخ افراد فراوانی بوده‌اند که خوب شروع کردند، اما به نیکی و خیر، تمام نکردند.خوارج نهروان و بزرگان کوفه که به امام حسین(ع) نامه نوشتند از همین قبیل بودند.
نبی مکرم اسلام فرموده است: «مؤمن، پیوسته از بدفرجامی هراسان است» و امام علی(ع) نیز فرموده است: «برای هر چیزی عاقبتی است و آن‌چه برای تو مقدر شده طولی نخواهد کشید که به تو می‎رسد» و نیز امام علی(ع) در نهج‌البلاغه فرموده است: «برای هر کسی پایانی است شیرین یا تلخ» کمااینکه عاقبت شیرین هر کس بهشت و لذت‌های بهشتی است و عاقبت تلخ هر کسی جهنم و عذاب‎های اخروی است.
پس برای هر چیزی پایان کاری وجود دارد این پایان کار یا خوب است یا بد، در این میان آن‌چه مهم است این است که انسان ضمن انجام دادن اعمال نیک و پایبندی به احکام الهی، به تقدیر الهی راضی باشد.نقش ما عمل به وظیفه است، اما تقدیر امور به دست خداست.
نبی مکرم اسلام در این رابطه می‎فرمایند: «دنیا متحول است، آن‌چه برای تو مقدر شده به تو خواهد رسید، گرچه در نهایت ضعف و ناتوانی باشی و آن‌چه به ضرر و زیان تو باشد باز هم به تو خواهد رسیدف گرچه در کمال قدرت و نیرومندی باشی».
امام علی(ع) در نهج‌البلاغه فرموده است: «هرگاه روزگار با تو سهل و رام شود با آن مدارا کن و چیزی را که داری، برای این‌که بیشتر به دست آوری خطر نکن».
معمولاً این‌گونه است که اگر روزگار را با برنامه‌ریزی و تلاش معمولی، توکل، شکر، صبر و قناعت بگذرانیم، رام انسان می‌شود.گویی دنیای سرکش و چموش که حوادث آن مردافکن و شکننده است، با همین ابزار، مهار می‎شود.
به تجربه دیده‌ایم که انسان‌های قانع و صبور و شاکر، زندگی آرامی دارند و دنیای پُرطلاطم، رامِ آن‌هاست.جوان از آغاز زندگی باید چنین صفاتی را در خود، پرورش دهد تا در افتادن با دنیا به‌وسیله طمع یا ناسپاسی و یا بی‌صبری و طاقت نداشتن، سبب هلاکت آدمی می‎شود.دنیا هنگامی چموشی می‎کند و مهارش از کف خارج می‎شود که بیش‌از سهم خود بخواهیم و برای به دست آوردن بیشتر متاع دنیا، خطر کنیم.
هشدار امام علی(ع) همین است که مراقب باشیم تا در اثر زیاده‌خواهی به خطر زحمت فراوان نیفتیم و یا هلاکت دائمی را برای خود نخریم.چراکه گفته شد: «کسی‌که زیادی طلب کند از اصل، محروم می‎گردد».
ناامیدی از دست فرومایه
انسان‌های پست و فرومایه، اگر به کسی کمک کنند با هزاران منت و آزار و اذیت و اهانت است.آنان از آن‌جا که خود، به بینش و بصیرتی نرسیده‌اند نمی‎دانند که اگر به دوست و رفیقی، مدد رسانند در درجه اول به رشد روحی و تعالی معنوی خود کمک کرده‌اند و با همین کمک، به وسعت روحی می‎رسند.
افراد فرومایه، معمولاً کمک کردن را نوعی از دست دادن توش و توان خود می‎دانند و خویشتن را خسارت یافته می‎پندارند.علاوه‌بر مسائل مالی، در اندیشه و نظر آنان نیز خیری نیست و اگر مشورتی دهند یا کسی را راهنمایی کنند، سودمند نیست، چون از نفسِ پست و فرومایه، جز پستی و پلشتی، صادر نمی‎شود.
دوست ناخالص و با غَل و غَش نیز چنین است، زیرا در اثر ناخالصی‌ها مسیرهای انحرافی را نشان می‎دهد.این ناخالصی‌ها گاهی در اثر نادانی و جهل و حماقت است، لذا قصدِ سودرسانی دارد، اما درواقع ضرر می‎زند، علی(ع) فرمود: «او می‎خواهد به تو نفع برساند، ولی ضرر می‎زند» یا به‌سبب بُخل است، از همین‌رو، در وقت احتیاج، کمک نمی‎کند و یا به‌خاطر فسق و فجور است و چنین شخص فاجری، آدمی را به کمترین چیزی می‎فروشد.لذا در یاور زیون و دوست متهم خیری نیست، آنان به‌جای کمک، آدم را به زمین می‎زنند.پس از آنان دوری کن.
لجاجت و ستیزه‌جویی
اشخاص لجوج، از رای و اندیشه سستی برخوردارند، زیرا حاضر نیستند از خطای خود برگردند.لجاجت، پافشاری غیرمنطقی بر سر اندیشه و رای است.
به کرسی نشاندن حرفی و انجام دادن کاری به هر قیمت و در هر شرایطی است.فرد لجوج معمولاً برخواسته‌ها و حرف خود، بی‎جهت پافشاری می‎کند.می‎خواهد زمین و زمان را در هم بریزد تا به نظر خود، دست یابد.این‌چنین حالتی، نشانه آشکاری بر عدم تعادل روحی و روانی است و اگر در وجود کسی شکل بگیرد، به شخصیت او لطمه می‎زند و رای او را سست و بی‎خاصیت می‎سازد، چنان‌که امام علی(ع) فرمود: «لجاجت، رای را سست می‎کند و تدبیر را دور می‎سازد».
برخی، به اشتباه، لجاجت را «قاطعیت» می‎دانند، حال آن‌که چنین نیست، زیرا قاطعیت، انجام دادن کاری در مقام عمل است که مبنایِ نظری آن، از قبل به‌طور منطقی و سنجیده در نظر گرفته شده است.قاطعیت، پس از مشورت و اتخاذ رای است.
قرآن، لجاجت را نکوهش می‎کند و کافرانی را که حقیقت را نادیده می‎گیرند و بر افکار انحرافی پافشاری می‎کنند، مذمت می‎کند و می‎فرماید: «بلکه در سرکشی و نفرت، لجاجت ورزیدند».همان‌طور که مرکب سرکش و طغیان‌گر، سوار خود را بر زمین می‎زند، لجاجت هم صاحب خود را هلاک می‎کند.
captcha