به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، روز گذشته 15 اسفندماه خبری در زمینه استعفای نماینده ولی فقیه در همدان منتشر شد که طی آن آیتالله غیاثالدین طهمحمدی، نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه همدان در این خبر دلیل استعفای خود را بیشتر پرداختن به قرآن کریم عنوان کرده است؛ «برای اینکه بیشتر بتوانم باقی عمر خود را با قرآن سپری کنم میخواهم، از مقام خود استعفا دهم.»
حقیقتا این خبر و خواندن این موضوع برای کسانی که این خبر را شنیده و یا
خواندهاند به احتمال زیاد جالب و قابل تأمل بوده است و این آیه 30 سوره فرقان «وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» را به ذهن یادآوری کرد.
موضوع این یادداشت استعفای این عالم دینی نیست ـ که در جای خود این رویکردشان به قرآن قابل تحسین و صراحتشان در تذکر به مهجور ماندن قرآن و کناره گیری از مقام برای قرآن و به نام آن در شرایط امروز جامعه جای قدردانی و سپاس دارد ـ موضوع این یادداشت فضایی است که این خبر و این رویداد برای تأمل در مقام قرآن و فراموش شدن کلام الهی در زندگی باز میکند، موضوع این یادداشت مکثی است که هر یک از ما با خواندن این خبر میکنیم، به خودمان رجوع میکنیم و به دنبال جایگاه قرآن در زندگی خود میگردیم. این تأمل و مکث ارزشمند است.
به اعتقاد ایشان «با حفظ، روخوانی و یا حتی تفسیر، قرآن از مهجوریت بیرون نمیآید بلکه برای بیرون آوردن این کتاب بزرگ از مهجوریت باید آن را در میدان عمل با فهم دقیق و عمیق قرار دهیم. باید تعمق کنیم که آیا آیهای که قرائت شد با ظاهر و باطن زندگی ما مطابق است بنابراین فقط زمانی قرآن از هجرت نجات پیدا میکند که آن را در زندگی خود عملیاتی کنیم و هیچ راه نجاتی جز قرآن نیست.»
ابراز ناراحتی از مهجور گذاشتن قرآن و دوری از این کتاب نور، البته موضوع جدیدی نیست؛ شاید خیلیها میدانند که علمای بزرگی در اواخر حیات علمی خود از اینکه وقت بیشتری برای قرآن نگذاشته ابراز پشیمانی کردهاند.
یک نمونه شناخته شده آن عالم بزرگ صدرالمتألهین است؛ این عارف بزرگ معاصر در مقدمه تفسیر سوره واقعه مینویسد:
«بسيار به مطالعه كتب حكما پرداختم تا آنجا كه گمان كردم كسى هستم، ولى همين كه كمى بصیرتم باز شد خودم را از علوم واقعى خالى ديدم، در آخر عمر به فكر فرو رفتم كه به سراغ تدبّر در قرآن و روايات محمّد و آل محمّد عليهم السلام بروم. يقين كردم كه كارم بى اساس بوده است. زيرا در طول عمرم به جاى نور در سايه ايستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله كشيد. تا رحمت الهى دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا كرد. و شروع به تفسير و تدبّر در قرآن كردم درِ خانه ى وحى را كوبيدم، درها باز شد و پرده ها كنار رفت».
وی معتقد است: هریک از سورههای آن(قرآن) دریایی است پر از جواهر معانی و بیان، بلکه کشتی فلک پیمایی است که پر از ستارگان حقایق و اعیان است، و هر یک آیه از آیات آن صدفی است پنهان که در آن مرواریدهای گرانبهایی است که بهای هر یک از آنها برابر روحی انسانی، بلکه ستارگان درخشانی هستند که میدرخشند و در آسمان هدایت و نبوت و ولایت نور افشانی مینمایند.»
مرحوم فیض کاشانی، شهید آیت الله صدر، علامه حسن زاده آملی نیز علمای دیگری هستند که پایان حیات علمی آنها با حسرت بر پرداختن بیشتر به قرآن کریم همراه بوده است.
امام راحل نیز در صحیفه نور خود فرمودهاند: من به جدّ میگویم نه به تعارف معمولی از اینکه تمام عمرم را صرف قرآن نکردم تأسف میخورم.
قرآن کریم سفرهای گشوده پیش روی اهل ایمان است؛ کتابی که به فرموده امیرمؤمنان(ع) «بدانید که هیچ کس را پس از [برخورداری از] قرآن فقری نیست و هیچ کس را پیش از قرآن، توانگری ای نیست.
کامله بوعذار