به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، نوروز بهمعنای روز نو است و در اصطلاح رایج این مرز و بوم به نخستین روز فروردین و رسیدن آفتاب به برج حمل و آغاز بهار، نوروز گفته میشود، برای این روز در میان ایرانیان و برخی اقوام و کشورهای دیگر آداب و رسومی وجود دارد.
احادیثی که در منابع روایی درباره این روز آمدهاند با صرفنظر از سند آنها، بهلحاظ محتوا متعارض هستند؛ برخی آنرا تایید و برخی نفی کردهاند.
با توجه به مطالبی که درباره اصل زمان و تغییر آن در عنوان اشارات گفته میشود به نظر میرسد رد و تایید در این روایات بهلحاظ رسمهای ناپسند و پسندیده نوروز باشد؛ یعنی روایت نفی درباره سنتهای نادرست آن باشد و روایت تایید، سنتهای خوب آنرا تایید میکند.
این احتمال هم وجود دارد که روایت تایید، شاید بهجهت نزدیک بودن این روز با حادثه غدیر و ولایت حضرت امیرمؤمنان علی(ع) باشد چراکه براساس برخی محاسبات ریاضی و نجومی، جریان غدیر در سال دهم هجرت در روز 27 اسفندماه بوده است.پیامبراکرم(ص) نیز تا سه روز جهت بیعت گرفتن در سرزمین غدیر درنگ فرمودند پس نوروز سال دهم هجری همزمان با غدیر بود.
گفتنی است برخی از سنتهای خوب نوروز در شمار اموری است که اسلام بهصورت کلی برآنها تاکید دارد؛ مانند نظافت و خانهتکانی، نیکوکاری، کمک به نیازمندان، بهویژه خویشان و بستگان، توجه به سالمندان، مهر و محبت به یکدیگر، صلهرحم و دید و بازدید دوستان که بسا از این طریق کینههای دیرین زدوده میشوند و نیز از سنتهای خوب آن، روی آوردن به پاکی و طهارت معنوی است که مؤمنان با رفتن به قبرستانها و اماکن مذهبی و زیارتگاهها به ذکر و دعا میپردازند و دعای «یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و النهار و یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال» ورد زبانشان است.
بخشی از روایاتی که به امور یاد شده ترغیب دارند در این کتاب مفاتیحالحیاة آمده است و برای نمونه به روایتی درباره صلهرحم بسنده میشود: امام باقر(ع) فرمود: «صلهرحم موجب پاکی اعمال و رشد دارایی و دفع بلا و آسانی حساب و تاخیر اجل میشود».
نوروز در فرهنگ اسلامیواژه «عيد» در قرآنكريم تنها يکبار در آيه 114 سوره مائده آمده است: «عيسی بن مريم گفت: پرودگارا! برای ما از آسمان مائدهای فرست تا اين روز برای ما و كسانی كه پس از ما میآيند، عيد باشد كه تو بهترين روزیدهندگانی و آيت و حجتی از جانب تو برای ما باشد».
«عيد» روزی است كه در آن سود و منفعتی به دست بيايد و در شرع مقدس اسلام، روزهای غدير، قربان و فطر عيد ناميده میشوند كه در عيد اضحی، قربانی و در عيد فطر، زكات فطره مطرح است و در غدير، حضرت علی(ع) به امامت منصوب شدند. همچنين میتوان گفت؛ عيد آن روزی است كه در آن نماز ويژهای برگزار كنند يا روزی است كه مجمعی در آن فراهم آيد و يا آنكه عيد روزی است كه خلق از ماتم به شادمانی «عود» كنند يا روزی است كه تفاوتی ميان درويش و توانگر نباشد يا آنكه «عيد» روز شريف و ارجمندی میتواند باشد.
همچنین، از آيه «مائده» استفاده میشود كه حضرت عيسی مسيح(ع) روز نزول مائده را كه سالروز وقوع يك معجره الهی در تاريخ است، برای همه انسانها «عيد» قرار داده است تا اين روز، آيت و حجتی از جانب خداوند برای مردمان در تمامی اعصار بوده باشد و به ميمنت اين پديده پربركت همه ساله شادمانی و خجستگی آن روز تكرار شود. از آنجا كه «مائده» بهمعنای خوان پُرنعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، میتوان گفت؛ نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عيسی مسيح(ع) ويژگی خاصی داشته كه بهخاطر آن عنوان «مائده» را به خود گرفته است.
راغب اصفهانی میگويد: «مائده طبق و خوانی است كه در آن طعام باشد كه هم به آن طبق و هم به طعام مائده گفته میشود».
عيد در اين آيه اشاره دارد به نزول يک بركت آسمانی در پوشش طبق يا طبقهايی از طعام و خوردنی كه میتواند تكرار و بازگشت آن روز نيز همان بركات را به همراه داشته باشد و از اين جهت، آيت و حجتی ديگر از جانب خداوند متعال برای انسانها و فرصتی ديگر برای ايجاد ارتباط با خدا و ذكر و ياد او در دلها و زبانها باشد.
چهارشنبه سوریآتش، در ایران قدیم، مقدس و همپایه فرزند اهورامزدا شمرده میشد، از اینرو پیشاز نوروز به آتشکدهها میرفتند و آتش برمیافروختند و چون طبق برخی نقلها در ایران هفته نبود، این مراسم در سیصد و شصتمین روز سال (روز بیست و ششم اسفندماه) برگزار میشد و معتقد بودند در این روز فَرورهای (ارواح) نیاکان به زمین فرود میآیند و این آتش برای راهنمایی آنهاست؛ ولی آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آن، ترقه زدن و منفجر کردن مواد منفجره در چهارشنبه آخر سال، نه برهان عقلی دارد نه دلیل نقلی و نه منفعت ملی و جز خرافه و د رمواردی زیانباری غیرقابل جبران چیز دیگری نیست.
در هیچ یک از متون باقیمانده پیش از اسلام اشارهای به جشن چهارشنبه سوری نشده است در اوستا، کتیبههای عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایتهای مورخان یونانی درباره ایران نیز درباره جشن چهارشنبه سوری مستند و سخنی در دست نیست.
متون دوران پس از اسلام نیز در اینباره تقریباً ساکت بودهاند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون ابوریحان بیرونی نیز درباره آن توضیحی داده نشده است. نخستین و کهنترین کتابی که در آن به آتشافروزی در جشن چهارشنبه سوری اشاره شده است کتاب تاریخ بخارا اثر ابوبکر محمدبن جعفر نَرشَخی ایت در این کتاب که به نام مزارات بخارا نیز شناخته میشود آمده است که وقتی امیرمنصور بن نوح سامانی در ماه شوال سیصد و پنجاه قمری به ملک نشست دستور داد که هنوز سال تمام نشده، در شب چهارشنبه، چنانکه عادت قدیم است، آتش عظیم افروختند.
دومین متن کهن، شاهنامه فردوسی است که گفته است: «زخنجر همی آتش افروختند/ هوا و زمین را همی سوختند»
پس اینکار سنت سئیه و ظلم به فرهنگ مردم بزرگ ایران است و نه تنها مبنای عقلی و نقلی ندارد، بلکه برخلاف نظم و امنیت و آسایش افراد و همنوعان است و آزادی آنان را سلب میکند و آسیبها و تلفات فراوان در پی دارد.
برای نوجوانان و جوانان یک جامعه عیب است که پدران و مادران برای رشد و سلامت آنان از جان و سلامت خود مایه بگذارند؛ ولی آنان بر اثر جهل علمی یا جهالت عملی، خود را بسوزانند و جامعه را نیز در اضطراب فرو ببرند! بلکه زیبنده کشور اسلامی این است که از این سنت دست بردارد و سنتهای الهی مانند عید فطر، عید قربان، نمازجمعه و ... را زنده کند.
امام رضا(ع) فرمود: «خدا رحمت کند کسی را که امر (سنت) ما را زنده کند» و در ادامه افزودند: «اگر مردم زیباییهای سخن ما را بدانند از ما پیروی خواهند کرد».