به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، اهميت برپايی مراسم اعتكاف آنقدر در دين اسلام و اديان ديگر مهم بوده كه علاوهبر قرآن كريم در احاديث ائمهاطهار(ع) بر اهميت آن تأكيد شده است.
اعتکاف، فرصت بسیار مناسبی است تا انسانی که در پیچ و خمهای مادی دنیا غرق شده، خود را بازیابد و به قصد بهره بردن از ارزشهای معنوی از علایق مادی دست بکشد و خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا کند که او را در راه راست ثابت نگه دارد تا بتواند به دریای بیکران انس و مهر خداوند که همهاش مغفرت و رحمت است، متصل شود.
اعتکاف یک فضای معنوی است که انسان با خداوند متعال یک حیات خلوت پیدا میکند تا فارغ از علقههای روزمره زندگی به راز و نیاز و عبادت مشغول شود که این ارتباط منجر به انس بیشتر بنده با خدا خواهد بود.
همه اسباب و اعمالی که در اعتکاف مطرح شده این خلوت و ارتباط و انس بنده با خدا را بیشتر میکند کمااینکه معتکف در طول زمان معتکف شدن در مسجد با نگرش در اعمال و رفتار گذشته خود سعی میکند جهت جبران آنچه از حقالله و حقالناس بر گردن وی است را جبران کند و این یکیاز بزرگترین آثار و برکات اعتکاف است.
فرد معتکف در مدت اعتکاف اندیشه میکند که آنچه باعث دوری وی از خدا شده را شناسایی کند و جهت رفع نقایص خود و نزدیکی و انس هرچه بیشتر با خداوند متعال گام بردارد این در حالیاست که فرد معتکف بعد از خارج شدن از اعتکاف حال و هوای خاصی دارد و نسبت به خداوند و دین و معنویت حس خوبی پیدا میکند، ایجاد این حس خوب در معتکف باعث میشود ارزشهای واقعی دین برای وی نمود بیشتری پیدا کند.
كلمه «اعتكاف» در قرآن کریم ذكر نشده، اما همخانوادههايش در 9 آيه از قرآن آمده است. در واقع اعتكاف و مشتقات آن از ريشه «ع،ک،ف» اخذ شده و در لغت بهمعنی «محبوس و متوقف كردن چيزی، التزام به يک مكان و اقامت در آن، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف» كه 9 بار با عبارتهای(عاكف، عاكفا، عاكفين، يعكفون، معكوفا و عاكفون) تكرار شده كه دو مورد از آن عبارت در قرآنكريم ذكر شده است.
مرحوم علامه طباطبايى در جلد سوم تفسيرالميزان در این ارتباط معتقد است: «عكوف» و «اعتكاف» بهمعناى ملازم شدن است. و اعتكاف در جايى عبارت است از ماندن در آن بهطورىكه از آن خارج نشود. و اعتكاف عبادت مخصوصى است كه ازجمله احكام آن ماندن در مسجد و بيرون نيامدن از آن، مگر از روى احتياج و روزه گرفتن است».
خداوند متعال در سوره بقره آيه 125 در این رابطه مىفرمايد: «وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ و چون خانه [كعبه] را براى مردم محل اجتماع و [جاى] امنى قرار داديم [و فرموديم] در مقام ابراهيم نمازگاهى براى خود اختيار كنيد و به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براى طوافكنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكيزه كنید».
از اين آيه قرآنكريم دريافت میشود كه سنت اعتكاف از گذشته بوده بهطوریكه خداوند در اين آيه به ابراهيم و فرزندش اسماعيل، فرمان مىدهد تا مسجدالحرام را براى طوافكنندگان و معتكفان پاكيزه كنند.
همچنين در آيه 187 سوره مباركه بقره براهميت اعتكاف تأكيد شده است.«اُحِلَّ لَكُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَكُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ».
در این ایه میخوانیم: «در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد خدا مىدانست كه شما با خودتان ناراستى مىكرديد پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون [در شبهاى ماه رمضان مىتوانيد] با آنان همخوابگى كنيد و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه [شب] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسيدن] شب به اتمام رسانيد و در حالىكه در مساجد معتكف هستيد [با زنان] درنياميزيد اين است حدود احكام الهى پس [زنهار به قصد گناه] بدان نزديک نشويد اينگونه خداوند آيات خود را براى مردم بيان مىكند باشد كه پروا پيشه كنند».
آنچه در اين راستا مهم به نظر میرسد اينكه، اقامت و عبادت مريم(س) در مسجدالاقصى را نيز میتوان از مصاديق اعتكاف بيان نمود كه در سوره آلعمران از آيات 35 تا 37 با این مضمون «إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَكَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» بر اين مسئله تاكيد شده و فرموده است: «چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم تا آزاد شده [از مشاغل دنيا و پرستشگر تو] باشد پس از من بپذير كه تو خود شنواى دانایى».
در ادامه این آیه آمده است: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِیَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَكَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ؛ پس پروردگارش وى [=مريم] را با حسن قبول پذيرا شد و او را نيكو بار آورد و زكريا را سرپرست وى قرار داد زكريا هر بار كه در محراب بر او وارد مىشد نزد او [نوعى] خوراكى مىيافت [مى]گفت اى مريم اين از كجا براى تو [آمده است او در پاسخ مى]گفت اين از جانب خداست كه خدا به هركس بخواهد بى شمار روزى مىدهد».
همچنين در آيه 52 سوره مباركه انبياء حضرت ابراهيم(ع)، «آزر» و قومش را بهسبب عبادت بتها و ملازمت با آنها نكوهش كرده است. «إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِی أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ؛ آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت اين مجسمههایى كه شما ملازم آنها شدهايد چيستند» در معناى «عاكفون» گفتهاند كه بتپرستان در بتكدهها ملازم بتها بودند و آنها را عبادت مىكردند.
به بیان دیگر، همچنين در آيه 91 سوره مباركه طه، داستان بنىاسرائيل آمده است كه پس از رفتن موسى(ع) به كوه طور، در اطراف گوساله سامرى وقوف كرده و به پرستش پرداختند: «قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَیْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَیْنَا مُوسَى . گفتند ما هرگز از پرستش آن دست بر نخواهيم داشت تا موسى به سوى ما بازگردد».
پیشینه اعتکاف
البته باید توجه داشت اعتکاف مخصوص دین اسلام نیست، بلکه در ادیان الهی دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته است، اگرچه ممکن است در شرع مقدس اسلام پارهای از خصوصیات و احکام و شرایط آن تغییر یافته باشد.
از زمانیکه پیامبر اسلام اکرم(ص) اعتکاف را به مسلمانان آموزش داد، این سنت اسلامی میان مسلمانان رواج پیدا کرد. در حال حاضر مراسم اعتکاف در دهه پایانی ماه مبارک رمضان در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله عربستان در شهر مکه باشکوه خاصی برگزار میشود و همه ساله خیل عظیم مسلمانان که بخش قابل توجهی از آنان را جوانان تشکیل میدهند، از سراسر جهان بهسوی مسجدالحرام میشتابند و در کنار خانه خدا معتکف میشوند و حتی بسیاری از زائران خانه خدا بهمنظور دستیابی به فضیلت اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان، این ایام پربرکت را برای انجام عمره مفرده برمیگزینند.
شبیه این مراسم در مسجدالنبی و در کنار مرقد مطهر پیامبر اکرم(ص) برگزار میشود، مسجد کوفه در عراق نیز سالهای متمادی، محل برپایی مراسم اعتکاف در دهه آخر ماه مبارک رمضان بوده و انبوه شیعیان و پیروان مکتب اهل بیت(ع) در این مسجد مقدس معتکف میشدهاند و بسیاری از عالمان بزرگ شیعه نیز همراه با مردم در این مراسم شرکت میکردهاند.
احادیث در رابطه با اعتکاف
در حديثی از امام صادق(ع) داريم: «جنگ بدر در ماه رمضان رخ داد، از اينرو رسول خدا موفق به اعتكاف نشدند. آن حضرت در ماه رمضان سال آينده يک دهه را بهعنوان همان سال اعتكاف نمودند و يک دهه را نيز بهعنوان قضاى سال قبل».
نبی مکرم اسلام علاوهبر اهتمام عملى نسبت به اعتكاف، با بيان فضايل و پاداش بزرگ آن، مؤمنان را به انجام اين عمل تشويق مىنمودند.
در حديثى از آن حضرت آمده است: «يک دهه اعتكاف در ماه رمضان همچون دو حج و دو عمره است» کمااینکه پيامبر(ص) به اعتكاف خيلی اهميت میدادند به طوریکه از روايتی معتبر از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: «رسول خدا(ص) دهه آخر ماه مبارک رمضان را در مسجد معتكف میشد. برای آن حضرت خيمهای از جنس مو بر پا میكردند. رسول خدا(ص) كمر همت به عبادت میبست و بستر خويش را در اين ايام جمع مینمود».
امام صادق(ع) در حدیث دیگری فرموده است: «همیشه اینگونه بود که در دهه آخر [ماه رمضان] رسول خدا(ص) در مسجد معتکف میشد، خیمهای از پشم برای او بر پا میکردند و او پردهای میآویخت و بستر خواب را جمع میکرد».