به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در ادامه نشست «اثبات مهدویت از طریق کتاب و سنت» که در دفتر خبرگزاری ایکنای خوزستان برگزار شد، حجتالاسلام والمسلمین اسدالله محسنپور، مدرس حوزه علمیه اهواز اظهار کرد: از طریق مهدویت و شهادت حضرت زهرا(س) میتوان همه مسلمانان را به وحدت رسانید.
گفتوگو با سعدی غامدی استاد وهابی دانشگاههای عربستان درباره امامت
وی با اشاره به مبحثی که با دکتر سعد غامدی(از استادان وهابی عربستان) داشته است؛ گفت: از او پرسیدم که آیا روایتی تحت این عنوان که «حضرت زهرا(س) به سمت ابوبکر در زمان خلافت رفته و تقاضای سه چیز را نموده است» درست است؟ او در پاسخ به سوال من این گفته را تایید کرد و گفت روایتی در صحیح مسلم از حضرت عاشیه آمده که «جائت فاطمه الی ابی و طلبت منه ثلاث طلبت منه میراث ابیها و حقه ابیها من غنائم خیبر و نحلتها فدک فابا ابی ان یعطیها»(فاطمه نزد پدرم آمد و از او سه چیز خواست؛ میراث پدرش، حق پدرش از غنایم خیبر و فدک. پدرم از نپذیرفت). ابوبکر در جواب حضرت زهرا(س) گفت: «من از پدرت شنیدهام؛ نَحْنُ مَعاشِرَ الْأَنْبِیاءِ لا نُوَرِّثُ ما تَرَکْناهُ صَدَقَةٌ؛ ما پیامبران ارثی از خود به جا نمیگذاریم و هر چه از مادیات رها کنیم صدقه است و میان فقرا تقسیم شود.» و تو حقی به گردن من نداری. فاطمه(س) دلیل آورد که من وارث پدرم هستم آیات ارث در قرآن را تلاوت کرد. در ادامه این روایت آمده که « فخرجت فاطمة وهي واجدة» فاطمه(س) در حالی که غضبناک بود از مجلس خارج شد و تا لحظه مرگ بیعت نکرد و وصیت کرد(در روایات شیعه آمده که حضرت زهرا(س) وصیت کردند که این دو بر پیکرشان حاضر نشوند» اما در صحیح مسلم آمده که غضبناک مجلس را ترک کرد و تا آخر عمر بیعت نکرد.
وی ادامه داد: مطالب گفته شده را دکتر سعد غامدی تایید کرد. دوباره به او گفتم در جای دیگری به نقل از فرموده پیامبر اسلام(ص) آمده است که «من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه؛ کسی که از دنیا برود و بیعتی از امام حاضر خود بر گردن او بماند، به مرگ جاهلیت مرده است.» در کتابهای شیعه چنین روایتی از پیغمبر(ص) به سبک دیگری نقل شده است: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَةً جاهِلِيَّةً.»
اثبات ولایت حضرت علی(ع) از طریق شهادت حضرت زهرا(س)
محسن پور افزود: در کتابهای حدیث برادران اهل سنت روایت «ان فاطمه سیده نساء اهل جنه» که فرموده پیغمبر(ص) آمده است و بر همگان مسجل شده که حضرت زهرا از اهل بهشت است. با توجه به آنچه که در کتب شیعه و سنی آمده که مرگ بدون بیعت با امام، مرگ جاهلیت است و عاقبت خوبی در آخرت ندارد؛ پس بنابراین وقتی که حضرت زهرا(س) بیعتی با خلیفه وقت نداشته است، حتماً امامی داشته است. آن امام کیست؟ و باید تلاش شود امام محل بیعت حضرت زهرا(س) پیدا شود؛ در اینجا بدون استدلالهای دیگر، از طریق شهادت حضرت زهرا(س) که اولین شهید راه ولایت است و با شهادت ایشان ولایت بلافصل برای حضرت علی(ع) ثابت میشود.
این مدرس حوزه علمیه با تاکید بر اینکه حضرت مهدی(عج) همچون جدهاش حضرت فاطمه(س) اثبات کننده خلافت بلافصل اهلبیت(ع) است، گفت: شکی نیست که حضرت مهدی(عج) خلیفهالله است. یکی از ویژگیهای حضرت آن است که در دوران حکومت ایشان(دولت کریمه) تقیه وجود ندارد؛ چراکه اسلام جهان شمول است. چون بر اثر امدادهای الهی قدرتی را دارد که جهان را مملو از عدل و داد خواهد کرد و همه ادیان زیر پرچم ایشان جمع میشوند؛ همانگونه که در قرآن کریم آمده است؛« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند(فتح، 28).»
وی در ادامه با بیان اینکه خلافت و خلیفه یک اصطلاح شرعی است، توضیح داد: کلمه «خلیفه» مخصوص به شرع مقدس است به کار بردن کلمه خلیفه و نسبت دادن کسی به خلافت، مشروط به نصب از طرف خلیفه قبل است. کسی که حجت بر روی زمین از طرف خداوند است تا از طرف پیغمبر(ص) به عنوان خلیفه منصوب نشود اجازه استعمال کلمه خلیفه نسبت به آن شخص برای او جایز نیست. کسی که جانشین کسی شود خالف نامیده میشود. «خلیفه» عنوانی دارای بُعد معنوی و شرعی است و به کسی اطلاق میشود که به اذن خدا و به واسطه پیغمبر(ص) یا معصوم قبل از خود، قابلیت تصرف در امور را داشته باشد.
محسنپور گفت: برادران اهل سنت معتقدند: «مات رسولالله بلا وصیه؛ پیغمبر(ص) از دنیا رفتند در حالی که وصیت نکردند.» اما در مسئله خلافت که محل اختلاف است گفتهاند که از سه طریق به انجام میرسد؛ 1- از طریق بیعت اهل حل و عقد(ریشسفیدان و افراد شاخص در جامعه حتی اگر یک نفر باشد)، 2- شورا، 3- بیعت. گفتند که برای خلافت ابوبکر در سقیفه بنی ساعده بیعت صورت گرفت، برای عمر هم نظر اهل حَل و عَقد(اشاره ابوبکر به عمر) دخیل بود. وقتی که از برادران اهل سنت پرسیده میشود چرا اعتقاد دارید ابوبکر برای تعیین عمر وصیت کرده است اما برای پیامبر(ص) گفته میشود که ایشان وصیت نکرده است؟ پاسخ میدهند «وصیت و تعیین و عدم تعیین جایز است و بر پیامبر(ص) واجب نبود که حتماً کسی را پیش از خودشان تعیین فرمایند.» اما در اینجا باید گفت که «سنخ خلافت در اسلام یکی است و تجزیهبردار نیست.» اگر خلفا به سه شیوه بیان شده انتخاب شدهاند باید امام زمان(عج) هم به همان سه شیوه انتخاب شود در صورتی که در سوال من از سعد غامدی درباره امام مهدی(ع) او به من جواب داد که «ایشان از طرف خداوند منصوب میشود.»
وی ادامه داد: همه خلفای اسلام باید به یک شیوه منصوب شده باشند نه اینکه به طرق مختلفی همچون وصیت، شورا و یا اهل حل و عقد. همه آنها همچون حضرت مهدی(عج) باید از طرف خداوند منصوب شده باشند. در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم به نقل از پیامبر(ص) آمده است: «یکون من بعدی اثنا عشر خلیفة کلّهم من قریش» مصادیقی که برای خلافت موردنظر پیامبر(ص) است مطابق با برخی از کسانی که بر اسلام سلطه پیدا کردند، نیست. ابوبکر و عمر و عثمان هم از قریش نیستند.
محسنپور گفت: ادعای مذهب تشیع ثابت میکند آنچه که درباره مهدی(عج) گفته میشود باید درباره حضرت علی(ع) هم گفته شود. چون اهلسنت معتقد است که حضرت مهدی(عج) از طرف خداوند منصوب میشود. مسئله خلافت مسئلهای نیست که به واسطه اختیار انسان مشخص شود مثل مهدویت که مربوط به انتخاب و تعیین از طرف خداوند است و چون خلافت یک سنخ است انتخاب خلفا هم باید یکسان باشد.
دولت کریمه حضرت
حجت(عج) محل پیاده شدن آیات قرآن است
اعلم بودن حضرت مهدی(عج) نسبت به همه علما
مدرس حوزه علمیه تصریح کرد: کسی که در رأس حکومت اسلامی است باید عالم، مجتهد و جامعالشرایط باشد. از او(سعد غامدی)پرسیدم مجتهدی میتواند از مجتهدی دیگر پیروی کند؟ گفت خیر و معتقد بود که در دولت مهدی(عج) همه باید از ایشان تبعیت کنند و هیچ مجتهدی توانایی قد علم کردن در برابر امام مهدی(ع) را نخواهد داشت؛ پس نتیجه میگیریم که مهدی(عج) نسبت به همه علما اعلم است. بنابراین علم مهدی(عج) اکتسابی نیست؛ بلکه لدنی است که در قرآن کریم شاهد مثال آن حضرت خضر و حضرت موسی(ع) است. وقتی اعتقاد داشته باشیم که علم خدادادی برای ایشان است، مورد حمایت پروردگار هم است.
وی بیان کرد: براساس حدیثی که از پیامبر(ص) در صحیح بخاری
نقل شده است حضرت عیسی بن مریم(ع) یکی از کارگزاران حضرت مهدی(عج) خواهد بود. بنابراین
وقتی که پیامبری اولوالعزم به ایشان اقتدا میکند و نماز میگزارد حتما ایشان
دارای عصمت است.
مصونیت احادیث حضرت مهدی(عج) از دستبرد تحریف
محسنپور بیان کرد: در زمان خلفای جور بنیامیه سعی شد سخنان و احادیث حضرات معصومین(ع) حذف و یا تحریف شود؛ چراکه حضرات معصوم حضور فیزیکی داشتند؛ اما عدم حضور فیزیکی امام عصر(عج) باعث شد که احادیث ایشان تحریف نشود و این برای ما یک امتیاز است.
در ادامه شمسیان حمادی مدرس
دانشگاه شهید چمران اهواز در این نشست با بیان اینکه قرآن کریم درباره موعود نویدی
کلی میدهد، گفت: در جای جای قرآن، معظم آیاتی که درباره مهدی موعود است نوید کلی
میدهند؛ یعنی نتایج مترتب بر حضور و ظهور امام مهدی(عج) را برای ما میگویند «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ
بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقيقت
در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد(انبیاء،105)» نتیجه کلی این است که وارثان زمین انسانهای صالح هستند.
وی بیان کرد: خلافت و زعامت و سلطه اینگونه نیست که منحصر به ستمگران باشد؛ «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند(توبه،33) » یعنی همه ادیان و مذاهب تحتالشعاع اسلام قرار میگیرند. این نتیجهگیری کلی ظهور است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: معرفت حقیقی به امام زمان(عج) از طریق قرآن و عنایت الهی است؛ البته معرفت بشری از طریق تاریخ را نباید کنار گذاشت؛ اما معرفت از این طریق به دست میآید. خداوند باید روزنهای باز کند که پیامبر و حجت او را بشناسیم. براین اساس ائمه(ع) دارای ویژگیهای حقیقی و یا حقوقی هستند. ویژگیهای حقوقی شامل همه امامان میشود؛ ویژگیهای حقیقی مختص هر یک از امامان است.
شیعیان اعتقاد دارند که منجی هم منجی است و هم حجت است؛ اما در دیگر مکاتب و فِرَق،
منجی فقط منجی است
حمادی ادامه داد: هر کسی در سطح خود اجمالا میداند که همه ادیان و مذاهب ظهور منجی را قبول دارند و این مسئلهای مشترک است اما تفاوتی عمده میان مذهب اهلبیت(ع) با دیگر مذاهب است؛ شیعیان اعتقاد دارند که منجی هم منجی است و هم حجت است؛ اما در دیگر مکاتب و فِرَق، منجی فقط منجی است؛ حجت یعنی از سوی خداوند منصوب شده و خدا به وسیله آن بر بندگانش اتمام حجت میکند و برنامه زندگی انسانها و بندگان بر اساس برنامه حجت تنظیم شود.
وی افزود: اما ما
میگوییم این منجی نه تنها وقتی که ظهور میکند حجت است؛ بلکه اکنون هم حجت است و
باید وارد زندگی ما شود؛ این عقیده ما شیعیان است. همه انسانها باید خود را با
امام زمانشان تنظیم کنند. اگرچه دیگر مذاهب اعتقادی به زنده بودن حجت ندارند و میگویند
طی یک اتفاق منجی میآید اما به نظر شیعه منجی اکنون زنده است. آنها غیبت را به
عدم حضور تعبیر میکنند اما ما میگوییم امام حاضر است؛ اما ظاهر نیست. فرق است میان
ظهور و حضور. آنانی که میگویند امام حاضر نیست اینها تفاوت این دو را نمیدانند
ما میگوییم امام حاضر است؛ اما بر اساس حکمت ما را میبیند و ما هم او را میبینیم
اما نمیشناسیم. همانگونه که امام صادق(ع) فرمود: ««صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ يَتَرَدَّدُ
بَيْنَهُمْ وَ يَمْشِي فِي أَسْوَاقِهِمْ وَ يَطَأُ فُرُشَهُمْ وَ لَا
يَعْرِفُونَهُ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَهُ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ؛ صاحب اين امر، ميان آنان آمد و شد نمايد، در بازارهايشان گام بردارد و قدم
بر فرشهاى ايشان گذارد و آنان او را نشناسند، تا اينكه خداوند او را اجازه
فرمايد كه خودش را معرّفى كند.»
خطبای ما باید آنچه درباره امام در ادعیه، زیارات و روایات آمده را بیرون آورده و
معرفی کنند
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: اگر بخواهیم سیرت و رفتار امام را بشناسیم به سراغ ادعیه، روایات و زیارات برویم. خطبای ما باید آنچه درباره امام در ادعیه، زیارات و روایات آمده را بیرون آورده و معرفی کنند. انسان امروز گرفتار جهل و جهالت و حیرت است، ما حسینی میخواهیم که منتظر اوییم. حسین ما مهدی موعود است.
وی افزود: هانری کرین مستشرق فرانسوی گفت: «تنها شیعه است که ارتباط میان آسمان و زمین را برقرار میکند. ادیان دیگر میگویند حجت وجود ندارد.» اما شیعه نسبت به این ارتباط یقین دارد. این سبب متصل بین الارض در دعای ندبه آمده است. روایاتی که درباره امام زمان(عج) در کتب اهل سنت آمده اگر بیشتر از شیعه نباشد کمتر نیست.
سیما محسنی