به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، آیتالله سیدعلی شفیعی، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری روز گذشته، 7 خردادماه همزمان با دوم ماه رمضان در جلسات اخلاقی ـ معرفتی خود که بهمناسبت ماه رمضان برگزار میکند، با اشاره به آیه وجوب روزه گفت: یکی از تقواها بالابردن سطح فکری و اخلاقی مردم است.
وی با بیان اینکه موضوعات فقهی و تاریخی از مطالبی است که یک مسلمان باید بداند، گفت: در هفته اول ماه رمضان حادثه تاریخی بیعت مردم با امام رضا(ع) و مسئله ولایتعهدی ایشان برای مأمون اتفاق افتاده است. برخی از تاریخنویسان اصل حادثه را در روز اول ماه رمضان نوشتهاند و برخی در ششم ماه رمضان گفتهاند.
آیتالله شفیعی اظهار کرد: ولایتعهدی امام رضا(ع) برای ما واجد کمال اهمیت است، به خاطر اینکه ما دستگاه حکومت بنیعباس را باطل میدانیم، پس سؤال میشود
چگونه امام رضا با مأمون بیعت کرده است؟ مسیر تاریخی این قضیه نسبتاً طولانی است.
این عالم دینی بیان کرد: امام رضا(ع) برای ما خیلی مهم است؛ همه ائمه(ع) برای ما مهم هستند؛ چراکه چتر امامت و ولایش بر سر ایران اسلامی گسترده شده است و هر ساله هزاران هزار نفر از گوشه و کنار کشور به زیارتش مشرف میشوند و امام رضا(ع) هم بیدریغ محبت میکند. باید این امام مورد شناخت و احترام آگاهانه بیشتر ما قرار گیرد.
نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری به بیان ماجرای ولایت عهدی امام(ع) پرداخت و گفت: بعد از امام موسی بن جعفر(ع) امامت از آن امام رضا(ع) است و بنیعباس تحمل این موضوع را نداشتند. اوضاع پس از مرگ هارون، امور را برای مأمون متشنج کرده بود، بیتالمال پولی نداشت و حقوق مردم را نپرداخته بودند و این زمینه خروج مردم را فراهم میکرد و از طرف دیگر خبر شهادت امام موسی بن جعفر(ع) توسط هارون در میان مردم پخش شده بود و این تزلزل دستگاه عباسی را در پی داشت.
وی ادامه داد: مأمون عباسی برای اینکه قضایا را به نفع خود پیش برد تصمیم گرفت امام رضا(ع) را از مدینه به خراسان بیاورد و او را در دستگاه خود قرار دهد تا فضا و تشنجات آرام شود. با وجود مکاتبات متعدد مأمون، امام رضا(ع) نپذیرفت تا اینکه مأمون هیئتی را فرستاد و از آنها خواست امام را به خراسان بیاورند.
آیتالله شفیعی گفت: مأمون دستور داده بود امام را از کوفه نیاورند؛ چرا که کوفه شیعهنشین بود و میترسید قیامی شکل بگیرد. او برای رجاءبن ابیضحاک که سرپرست آن هیئت بود، مسیری را ترسیم کرده بود که کاروان امام را از مناطق سنینشین حرکت دهند. کاروان امام را در بصره نگه داشتند و پس از آن به اهواز آوردند. از اهواز از مرز رامهرمز به طرف بهبهان و از آنجا به شیراز و از شیراز از طریق مسیر کوهستانی به طرف خراسان حرکت دادند.
این عالم دینی در ادامه گفت: مأمون روزهای اول احترام زیادی به امام میگذاشت و چنین
مطرح کرد که من نذر کردهام اگر بر برادرم امین پیروز شوم، خلافت را از خودم سلب
کنم و آن را به کسی که اهل آن باشد واگذارم و شما لایقترین فرد برای منصب خلافت
هستید. امام هشتم قاطعانه این پیشنهاد را رد کرد و به هیچ قیمتی نپذیرفت. پس از
اصرار زیاد مأمون از امام خواست ولیعهد او باشد. امام این خواسته را نیز اجابت نفرمود و به مامون چنین پاسخ دادند: ولیعهد باید پس از مرگ خلیفه جانشین او باشد، در حالیکه من قبل از شما از دنیا میروم.
در نهایت مأمون امام رضا(ع) را با تهدید به کشتن به پذیرفتن ولایتعهدی وادار کرد. امام هم در پاسخ او فرمود: تا
اینجا مأموریت ندارم که اجابت نکنم. این خواسته را اجابت میکنم؛ اما با شرایطی؛ عزل و نصبی نکنم.
قانونی وضع نکنم و ... .
وی بیان کرد: اگر کسی به این شرایط دقیق شود متوجه میشود که امام رضا(ع) اصلاً خلافت مأمون را به شرعیت نمیشناسد. لکن مأمون این شرایط را قبول کرد. پس از آن مأمون مجلسی ترتیب داد و شعرا در آن به مدح امام پرداختند. یکی از شعرا ابینواس بود که در اشعار خود به این مضمون اشاره کرده بود که من نمیتوانم امامی را مدح کنم که جبرئیل خادم پدرش بود. آن روز، یک روز تاریخی بود که همه در آن خوشحال بودند به جز امام رضا(ع). تا اینکه مأمون امام رضا(ع) را مسموم کرد و آنقدر این اتفاق مرموز انجام شد که تا مدتهای مدید بر کسی آشکار نگشت که مأمون امام را به شهادت رسانده بود.
آیتالله شفیعی در پایان اظهار کرد: لهذا فلسفه ولایتعهدی امام برای مأمون، جبر و تهدید مأمون به قتل امام رضا(ع) بود و با وجود آنکه امام به اجبار پذیرفت مأمون امام را به شهادت رساند. این شمه مختصری از موضوع ولایتعهدی امام علیبن موسیالرضا(ع) است.