به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، دنیاطلبی ریشه همه بیماریهای اخلاقی است و همه صفات و رذایل اخلاقی از نتایج آن محسوب میشوند و مؤمن موظف است که ریشه آنرا در قلب خود بخشکاند.
پیامبراکرم(ص) فرموده است: «امتم در دنیا سه دستهاند، عدهای هستند که جمعآوری مال و ثروت را دوست نداشته و به ضروریات راضی هستند، اینها ایمن میباشند، دسته دوم از راه حلال مال و ثروت جمع کرده و جمعآوری مال را دوست دارند ولی با مالشان صله رحم نمیکنند و به برادران دینی کمک نمینمایند و برادران ایمانی را از حقشان منع میکنند. اینها را اگر از خدا بخواهد عفو میکند، واجبات را نمیدهند و اگر خرج میکنند در اسراف و تبذیر است.دنیا بر اینها حاکم است و روز قیامت به جهنم روانه میشوند».
گویند عبدالله مبارک 50 بار و به قول علامه مجلسی 25 بار به مکه رفت، در سفر آخر دید که در اطراف شهری که زن سیدهای مرغ مردهای را میبرد.عبدالله به این زن گفت: خوردن این مرغ مرده حرام است! زن گفت: چه کنم که چند فرزند یتیم و گرسنه دارم، اینرا میبرم تا برای انها غذایی دست کنم.عبدالله تکانی خورد و عقلش به او گفت که رد این حال مکه رفتن نمیارزد.لذا پول حج را به زن سیده داد و برگشت.دوستانش به حج رفتند و برگشتند و گفتند: ای عبدالله! تو را رد حال طواف دیدیم.سپس عبدالله رسول خدا(ص) را در خواب دید که فرمود به عوض کمکی که به اولاد من کردی از خدا خواستم فرشتهای را به شکل شما خلق کرده و هر ساله به نیابت از تو اعمال حج را انجام دهد.
حضرت فاطمهزهرا(س)، حسن و حسین(ع) و فضه سه روز روزه نذری داشتند.روز اول فاطمه(س) تعدادی نان تهیه کرد اما موقع افطار ناگاه مسکینیدر خانه را به صدا درآورد و تقاضای غذا نمود.اهل خانه همه افطاری خود را به او دادند و خود با آب افطار کردند و برای روز بعد روزه گرفتند.روز دوم باز فاطمه(س) مقداری نان تهیه کرد
اما موقع افطار یتیمی در خانه را به صدا درآورد و تقاضای غذا نمود.اهل خانه مجدداً نانهای خود را به او دادند و با آب افطار نمودند.
روز سوم نیز فاطمه(س) مقداری نان تهیه کرد، ولی موقع افطار اسیری در خانه اهلبیت(ع) را به صدا درآورد و تقاضای غذا کرد.اهل خانه غذای خود را به او دادند و خود با آب افطار نمودند.
روز چهارم وقتی پیامبر(ص) به دیدار آنها آمد و مشاهده کرد که رنگ بر صورت حسن و حسین(ع) نمانده و اهل خانه دچار ضعف شدند، دستها را به دعا برداشت.ناگاه آیات سوره «هل اتی» نازل شد و خدا از ایثار آنان تعریف نمود و فرمود: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا؛ و به [پاس] دوستى [خدا] بينوا و يتيم و اسير را خوراك میدادند».
از حضرت امام محمدباقر(ع) نقل است که فرمود بپرهیز از اینکه چشم به مافوق خود بگشایی، کافی است که خدا به پیامبر(ص) داده است توجه کنی که فرمود مال و فرزندان ایشان تو را به شگفت نیاورد و نیز فرمود «دیدگان خود را به زر و زیور دنیایی که به مردم کافر دادهام مگشای. پس هرگاه یکی از این امور برای تو پیش آمد از زندگانی رسول خدا(ص) یاد کن که اگر دسترسی پیدا میکرد خوراکش نان جویی بود و شیرینیش خرما و آتشگیرهاش شاخه درخت خرما بود».
متاسفانه افرادی هستند که با حیله و نیرنگ و کلک مال یتیمان را بالا میکشند و این را زرنگی حساب میکنند! در حالیکه وقتی مشغول خوردن غذایی هستند که از راه یتیمخواری فراهم کردهاند در حقیقت مشغول خوردن آتش هستند ولی در این جهان بهخاطر حجابهای مادی نمیتوانند آنرا احساس کنند.
نبی مکرم اسلام فرموده است: «سه دسته هستند که عزرائیل، آنها را با میل سرخ کرده از آتش جهنم، قبض روح میکند: مال یتیم خور، حاکم ستمگر و کسیکه شهادت به ناحق بدهد!».
یکیاز عوامل سقوط انسان، که شاید بتوان گفت: خطرناکتر از سایر عوامل سقوط است، دنیاطلبی است. زرق و برق دنیا و دلبستگی به آن و بهویژه مشغول شدن به دنیای حرام، انسان را به سقوط عجیبی میکشاند و اگر آدمیان مواظبت لازم را ننمایند و در امتحانهای الهی مردود گردند، دنیا، مانع پیشرفت معنوی آنان شده و آنان را جهنّمی میکند....
دنیا بهمعنای عام، عبارت از ثروت، شهوت و ریاست است و اگر کسی با یکیاز این سه عامل امتحان شود، سربلندی او در امتحان مشکل است. اگر انسان دلبستگی به دنیا پیدا کرد، معلوم نیست بتواند در امتحانها نمره بیاورد، حتی اگر از نظر علمی و معنوی، بلند مرتبه باشد.ولی اگر انسان تابع و پیرو امیرالمۆمنین(ع)باشد، در سختترین امتحانات نیز پیروز میشود، چنانکه آن امام امام بزرگوار فرمودند: «به خدا قسم اگر عالم هستی را یک طرف قرار دهند و به من بگویند که به یک مورچه ظلم کن و پوست جو را بیجا از دهان مورچه بگیر، نمیکنم». یعنی عالم هستی اصلاً و ابداً در مقابل ظلم به مورچه، نزد آن امام بزرگوار ارزش ندارد.همه و بهویژه شیعیان باید چنین باشند، اما متأسفانه بسیاری از افراد، در مقابل مال دنیا، خود را گم میکنند.
خدای متعال در آیات 6 و 7 سوره علق با این مضمون «كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى ﴿6﴾ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى» فرموده است: «حقا كه انسان سركشى میكند، همين كه خود را بینياز پندارد».
همچنین در آیه 33 سوره یوسف در این رابطه آمده است: «قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ؛ [يوسف] گفت پروردگارا زندان براى من دوستداشتنىتر است از آنچه مرا به آن میخوانند و اگر نيرنگ آنان را از من بازنگردانى بهسوى آنان خواهم گراييد و از [جمله] نادانان خواهم شد».
راهکار رهایی از دنیاطلبی و مصایب ناشی از آن، بازگشت به قناعت و زهد و بازگشت به دنیای حلال و مورد تأیید اسلام است. در یک کلام، درمان قطعی دنیاطلبی، تقواست. الگوی همه ما امیرالمومنین علی(ع) است که مظهر تام تقوا و دل بریدن از دنیاست. نوف بكالى مىگوید: «حضرت ایستاد روى سنگى، لباس ساده پشمىِ مندرسِ كمقیمتى بر تن او بود و نعلى از برگ خرما یا از پوست درخت خرما به پاى او بود؛ چنین وضعیت فقیرانه و زاهدانهاى حاكم و مدیر آن كشور عظیم اسلامى داشت اسلام عزیز نمیفرماید که دنیا را فراموش کنید، بلکه دلبستگی به دنیا و پرداختن به دنیای حرام را مذمت فرموده و در عوض، مسلمانان را برای تلاش در راستای آبادی دنیای حلال، سفارش میفرماید».
دنیاطلبی باعث زحمت بیپایان، آرزوی دست نیافتنی و امید بیحاصل میشود و دنیاطلبی عقل را فاسد و دل را از شنیدن حکمت، کر میکنند. هرچه ثروت انسان بیشتر باشد، حجتهای الهی علیه او در قیامت بیشتر است چراکه دنیاطلبی مانع عبادت و اطاعت خداست. پول و ثروت طبق نظر امام رضا(ع) با یکی از اسباب زیر جمع میشود: بُخل شدید، آرزوی طولانی، حرص زیاد، قطع رابطه فامیلی، ترجیح دنیا بر آخرت.