کد خبر: 3614768
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۶

محاسبه اعمال گذشته بهترین طریق سعادت ابدی است

کانون خبرنگاران نبأ: انسانی که حقیقت بندگی را به جا نمی‌آورد درحقیقت در خواب فرو رفته و دچار نوعی غفلت به واقعیت هستی خود گشته است این انسان ضروری است که به خود آید و همان‌گونه که خالقش از او خواسته، رنگ بندگی الهی به خود بگیرد، یعنی اگر می‌خواهد بندگیش مرضی رضای الهی باشد باید سعی کند تا مطابق خواسته‌های او مطلقا (اعم از اوامر و نواهی) عمل کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن محمدی‌طباطبایی، محقق و پژوهشگر مسائل دینی یادداشتی را درباره محاسبه اعمال گذشته در اختیار کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، گذاشت.

متن یادداشت به این شرح است:  
هدف ما در این فرصت بصیرت و بیداری نسبت به معنای بندگی بوده و در پی یافتن راهی برای عبودیت الهی می‌باشیم، خداوند در قرآن می‌فرماید جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه عبادتم کنند(سوره ذاریات/آیه 56). در پرتو عبودیت و بندگی است که انسان هر لحظه به تکامل خود نزدیک‌تر شده و مطیع خداوند می‌شود.  
انسانی که حقیقت بندگی را به جا نمی‌آورد در حقیقت در خواب فرو رفته و دچار نوعی غفلت به واقعیت هستی خود گشته است این انسان ضروری است که به خود آید و همان‌گونه که خالقش از او خواسته، رنگ بندگی الهی به خود بگیرد، یعنی اگر می‌خواهد بندگیش مرضی رضای الهی باشد باید سعی کند تا مطابق خواسته‌های او مطلقا (اعم از اوامر و نواهی) عمل کند؛ در اینجا توجه به این نکته ضروری است بدانیم عامل مهمی که باعث می‌شود انسان از بندگی محض الهی خارج شده و در پاره‌ایی از اوقات رفتاری بر خلاف طینت و حقیقت بندگی مرتکب شود پیروی از شیطان و دستورات اوست(سوره نور/ آیه 21) زیرا شیطان با حیله‌گری و نیرنگ‌های مختلف و با زیبا جلوه کردن اعمالی که عصیان الهی را در پی دارد موجب می‌شود که انسان با تبعیت از او راه بندگی را بیراهه رفته و عصیان مرتکب شود(سوره حجر/ آیه 39) به تعبیر بهتر، پیروی از شیطان مساوی با بردگی شیطان و خروج از بندگی الهی است.
چنین شخصی که در پاره‌ای از اوقات خدا را فراموش کرده و پیرو شیطان شده در حقیقت دچار نوعی تزلزل ایمان در مقام عمل شده است و به مرور زمان به جایی می‌رسد که با کوچک‌ترین وسوسه شیطان فریب خورده و خدا را فراموش می‌کند خدا در قرآن می‌فرماید هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او می‌فرستیم پس همواره قرین اوست (سوره زخرف/ آیه 36) انسان نباید چنین ضعیف و ذلیل شده باشد که با کوچک‌ترین وسوسه‌ای خود را ببازد بلکه باید برای نفس خود شرافت و عزت قائل بوده (عزت نفس داشته باشد) و نفس خود را محترم بشمرد؛ در این صورت انسان حقیقت بندگی را به جا آورده و همه چیز او در سایه نظارت الهی قرار گرفته و جز رفتار صحیح و پسندیده را انجام نمی‌دهد. در واقع نقطه مقابل این تزلزل ایمان عملی چیزی جز استقامت عملی به ایمان نمی‌تواند باشد استقامت در ایمان عملی در حقیقت همان جهاد با نفس است و اینکه گفته شده بزرگ‌ترین جهاد، جهاد با نفس است اشاره به همین مطلب دارد زیرا حقیقت بندگی، انسانیت و درست زندگی کردن در پرتو داشتن نفسی قوی با پشتوانه التزام قلبی و عملی ایمان به خدا است؛ زمانی که انسان به این مرحله برسد به تعبیر قرآن دارای نفس مطمئنه شده است (سوره فجر/ آیه 27). در تفسیر المیزان در ذیل این آیه چنین آمده است نفس مطمئنه نفسی است که با علاقه‌مندی و یاد پروردگارش سکونت یافته به آن چه او راضی است رضایت می‌دهد و در نتیجه خود را بنده‌ای می‌بیند که مالک هیچ خیر و شر و دفع و ضرری برای خود نیست و نیز دنیا را یک زندگی مجازی و داشتن و نداشتن و نفع و ضرر آن را امتحان الهی می‌داند (سوره عنکبوت/ آیات 2و3 )، در نتیجه اگر غرق در نعمت دنیا شود به طغیان و گسترش دادن شرک و ... وادار نمی‌شود و اگر دچار فقد و فقدان شود این تهیدستی و ناملایمات او را به کفر و ترک شکر وا نمی‌دارد بلکه همچنان در عبودیت پابرجاست و از صراط مستقیم منحرف نمی‌شود.
پس به جاست که شخص طبق فرموده معصومین خودش سخت به حساب نفس خود برسد؛ پیامبر(ص) می‌فرماید پش از آنکه از شما حساب بکشند خود را محاسبه کنید و پیش از آنکه شما را به میزان درآورند وزن خویش را بسنجید. (وسائل‌الشیعه، ج11، ص 380) و بهترین راه برای مبارزه با نفس این است که هر روز خود را به حساب بکشد که به تبع آن از لحظه لحظه زندگی خود مراقبت کرده باشد تا در نتیجه به معنای واقعی خلیفه‌اللهی در زمین برسد.
امام کاظم (ع) می‌فرماید از ما نیست کسی که هر روز خود را محاسبه نکند تا اگر عمل نیکی انجام داده از خدا زیادت بخواهد و اگر عمل بدی مرتکب شده، طلب بخشش کرده توبه کند(کافی، ج 2، ص 4) در نحوه حسابرسی باید توجه داشت که سه اصل مهم است؛ اول: باید عهد با نفس ببندد، دوم: مراقبت فراموش نشود و سوم: محاسبه.  
شباهت انسان و تاجر                                                                                                                    
1- تاجر زمانی که قصد تجارت دارد سعی می‌کند پولی را که خرج می‌کند در قبال آن و در آینده فایده‌ای را کسب کند عقل انسان حکم می‌کند که انسان پولش را در جایی سرمایه‌گذاری کند که متضرر نشود انسان نیز به منزله تاجری است که سرمایه او عمر کوتاهش در این دنیاست پس سعی می‌کند که از این عمر نهایت استفاده را ببرد تا در آینده (سرای آخرت) ضرری متوجه او نشود زیرا همان‌گونه که در روایات بیان شده الدنیا مزرعه الآخره خواهد بود.
انسان موجودی کمال‌گرا است و در هر حرفه و عملی برای دستیابی به کمال آن، نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرد باید دانست که رسیدن به کمال هر چیز در گرو داشتن برنامه و هدف است به عبارت دیگر با برنامه‌ریزی دقیق است که انسان در هر زمینه‌ای به کمال آن خواهد رسید؛ انسان زرنگ کسی است که با خود اندکی تفکر کرده و بیندیشد و ببیند مهمترین هدفی که داشتن برنامه برای آن ضروری است چه می‌تواند باشد، خواهد فهمید مهم‌ترین چیز که ارزش برنامه‌ریزی دقیق داشته و به درد دنیا و آخرت او می‌خورد برنامه‌ریزی و حسابرسی از خود (نفس) است که تا چه اندازه حق بندگی را ادا کرده و شکر خالقش را با انجام اوامر و ترک نواهیش کرده است؛ زیرا همان‌گونه که در بالا گفتیم خداوند دنیا را سرای امتحان قرار داده است پس باید برای این امتحان از هر نظر آماده بود و با برنامه‌ریزی دقیق به مصاف این امتحان رفت امتحانی که نمره مثبت آن اطاعت الهی و نمره منفی آن بردگی شیطان است؛ حال هدف این یادداشت این است که چه خوب می‌شود انسان قبل از آنکه از دنیا رود و مورد بازخواست قرار گیرد خود نفس خویش را حسابرسی کند. خداوند در قرآن می‌فرماید ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و هر کس بنگرد که برای فردا چه پیش می‌فرستد (سوره حشر/ آیه 18) زیرا چنان که خداوند در کتابش قرآن فرموده ذره ذره اعمال ما را  زیر نظر دارد (زلزال/ آیه7و8 ) و در آیه‌ای دیگر فرموده به اندازه پوسته هسته خرمایی به کسی ظلم نمی‌کند (نساء/ آیه 124).
2- یک تاجر موفق کسی است که در تجارت خود سه اصل مهم را مد نظر داشته باشد الف: قبل از تجارت سعی کند از عواملش (افراد تحت امرش) عهد بگیرد که به اوبه او خیانت نکنند، ب: در حین تجارت افراد خود را زیر نظر بگیرد ( مراقب آنها باشد) تا دچار کم‌فروشی، غفلت و کوتاهی نشوند و به وظالیف خود به‌درستی عمل کنند، ج: پس از انجام تجارت معامله را از اول محاسبه کند تا برای تجارت‌های بعدی درس گرفته و اگر مشکلی بوده سعی کند در آینده انجام ندهد و اگر نقطه مثبتی در معامله بوده در تجارت‌های بعدی لحاظ شود (به عبارتی روز به روز در پی رسیدن به کمال تجارت خویش باشد) دقیقا در مورد انسان هم همین‌طور است؛ اگر قصد دارد در تجارتخانه زندگی دنیوی سربلند بیرون آمده برای آخرت خود سرمایه‌ای داشته باشد لازم است برای هر روز زندگی خود برنامه داشته باشد، تا از لحظه لحظه‌های آن نهایت استفاده را ببرد. انسان باید برای هر روز زندگی خود با حساب و برنامه‌ریزی شده عمل کند برای این کار لازم است به سه اصل مهم پایبند بوده و به آنها جامع عمل بپوشاند:
الف: در ابتدای روز بعد از نماز صبح که هنوز ذهنش مشغول کارهای روزمره نشده به نفس خود بگوید که ای نفس! تنهاترین ثروت و سرمایه زندگی من همین عمر کوتاهم است، امروز روز جدیدی است که خدا به ما مهلت داده اگر مرده بودم آرزو می‌کردم به دنیا بازگردم تا عمل صالح به جا آورم پس فرض می‌کنیم که امروز همان بازگشت است که در صورت مردن آرزو می‌کردم مبادا این سرمایه گرانبها و زودگذر را از دست بدهی و شب دست خالی برگردی سپس سفارش اعضای هفت‌گانه (دست، پا، چشم، گوش، زبان، شکم و فرج ) بدن را  به او کرده و از او عهد می‌گیرد تا آنها را از ارتکاب گناه باز دارد.
ب: خداوند می‌فرماید: از نهان و آشکار ما باخبر است (ناظر اعمال ماست) (بقره/ آیه 77). حال انسانی که در صدد بندگی محض الهی است با الهام از درسی که از این سخن الهی می‌گیرد (اعتقاد به اینکه عالم محضر خداست و در محضر خدا نباید معصیت کرد) سعی می‌کند تا از نتیجه عملی آگاه نشده اقدام به انجام آن نکند به عبارتی از نفس خود مراقبت کند تا در پیشگاه الهی سرافکنده و شرمسار نشود. پیامبر(ص) فرمودند هنگامی که تصمیم گرفتی کاری را انجام دهی به عاقبت آن بیندیش اگر به رشد و کمال منتهی می‌شد انجام ده و اکر به بیراهه می‌رفت از آن خودداری کن(وسائل، ج 11، ص 423). به بزرگی گفتند ما را نصیحتی کن فرمود، هر زمان که قصد انجام دادن عملی را داشتی فرض کن در کنارت قبرت کنده شده، حال با خود بیندیش ببین این کاری که می‌خواهی انجامش دهی به درد قبرت می‌خورد، انجام بده و إلا اگر به ضرر قبرت بود ترکش کن و به سراغش نرو.  
بحث مراقبت از نفس به قدری مهم است که در حدیثی می‌خوانیم برای هر عملی که بنده انجام می‌دهد، گرچه بسیار کوچک سه پرونده باز می‌شود، اول برای چرایی عمل، دوم درباره چگونگی عمل و سوم برای چه کسی انجام داده.
ج: همان‌طور که در بالا بیان کردیم انسان بعد از نماز صبح که با نفس خویش عهد بست تا در طول روز عملی را انجام دهد که مرضی رضای الهی بوده نه عملی که مستوجب قهر و غضب الهی باشد در پایان زندگی پر فراز و نشیب روزانه خود در شب نیز اندکی با نفس خود خلوت بگیرد و پیرامون اعمالی که از صبح تا کنون انجام داده یک محاسبه داشته باشد که آیا نفس به عهدی که با او بسته عمل کرده یا نه؟ اگر به عهد عمل کرده و عملی را که درست بوده انجام داده، شکر نعمت گذارد و از خداوند توفیق ادامه راه را بخواهد، و اگر به عهد عمل نکرده بود، نفس را توبیخ و سرزنش کرده و بابت کوتاهی و غفلتی که از او سرزده به درگاه الهی توبه کند و در صدد باشد تا در روزهای دیگر این غفلت را مرتکب نشود.
یکی از گناهان کبیره ناامیدی از درگاه الهی است خداوند در قرآن می‌فرماید ای کسانی که اسراف بر گناه کردید از رحمت خدا ناامید نباشید (زمر/ آیه 53) پس به درگاه الهی عرضه می‌داریم خدایا در روزی که دادخواه مطلق تویی، امید ما به دیده توأم با رحمت توست بحق رسول رحمت و خاندان مطهرش نظر رحمتت را از ما برنگردان!
سیدحسن محمدی‌طباطبایی
captcha