مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب در ابتدای این مراسم گفت: اتفاق خیلی خوبی که از سال گذشته مترصد انجام آن در خانه کتاب شدیم، این بود که با همت عکاس هنرمند امید طاریفرد عکس پرتره اهالی قلم و نویسندگان تهیه شود.
وی افزود: مجموعهای از پرترههای نویسندگان و اهالی قلم برای ثبت در تاریخ و استفاده در حوزههای گوناگون تهیه شد و در دفتر اول 110 پرتره منتشر شد و با کمال تأسف با اینکه برخی از این افراد در سال گذشته فوت شدند، تصویر در خور شأن آنها را نداشتیم و در بسیاری از مجلات، کتابها و روزنامهها خلأ جدی در این زمینه وجود دارد، در حالی که در حوزه ورزش و هنر این خلأ بسیار کم است.
غلامیجلیسه ادامه داد: به هر حال کار بایسته و خوبی بود که باید انجام میشد و دفتر دوم آن نیز در حال تدوین است و تا پایان سال جاری منتشر خواهد شد، اما ویژگی دفتر اول این است که کسانی که عکسشان در این پرتره آمده است، مربوط به متولدین قبل از 1300 شمسی است و دفتر دوم به تعداد دیگری از اهالی قلم اختصاص خواهد یافت.
وی تصریح کند: خانه کتاب فارغ از هر نوع نگاه، وظیفه خود میداند که در این زمینه اقدام و آن را در گستره عمومی پخش کند. نکته مهم این است که عکسها کپیرایت ندارند و بهزودی در وبسایتی عکسهایی با کیفیت بالا در اختیار علاقهمندان قرار میگیرد و زحمات زیادی برای هماهنگی با این افراد کشیدهاند.
مدیرعامل خانه کتاب یادآور شد: این عکسها برای ملت ایران است و قرار است مورد استفاده قرار گیرد تا از خمودگی و مهجوریت اهالی قلم در گستره ایران کم کند و این کاری کوچک برای قدردانی از اهالی قلم است و کاری بزرگ و خارقالعاده محسوب نمیشود.
غلامرضا امیرخانی، معاون کتابخانه ملی نیز در ادامه گفت: اینکه اهالی قلم باید پاسداشته شود، سخنی تکراری است اما آیا این بزرگداشتها کفایت میکند، ما همیشه در جمع دوستان این دغدغه را داشتهایم که نویسندهای که به دوران کهولت رسیده، چه کسی باید مورد حمایت قرار دهد. البته کارهای خوبی نظیر بیمه اهالی قلم از سوی وزارت ارشاد انجام شده، اما کارهای بسیار دیگری باید انجام شود.
وی در ادامه بیان کرد: متأسفانه حق و حقوق نویسندگان و مترجمان در کشورمان رعایت نمیشود و این در سطح ملی و بینالمللی خوب نیست و مشکلات عدیدهای را پدید خواهد آورد. چندی پیش مطلبی از انتشارات سخن میخواندم که عنوان کرده بودند، سیدی فرهنگ سخن در مقابل دانشگاه تهران به فروش میرسد و به این سادگی حق و حقوق نویسنده و ناشران پایمال میشود.
امیرخانی ادامه داد: سرقت ادبی در قدیم هم بوده به طوری که نویسنده کتاب «کشفالمحجوب» در صفحات نخست به این موضوع اشاره و از آن گلایه کرده است و اکنون نیز این کار بهراحتی انجام میشود. پایاننامهها از همدیگر کپی میشوند و برخوردی هم با چنین موارد انجام نمیشود.
وی تأکید کرد: باید چارهای اندیشیده شود و در این آشفته بازار کاری صورت گیرد، نگران این هستم که کتابفروشان به سمت فروش لوازم تحریر روی آورند. اکنون بسیاری از ناشران قدیمی مانند انتشارات علمی دیگر وجود ندارد و اثری از آنها نیست.