در فصل دوم با عنوان «فرهنگ و خانواده» به مباحث زنان و خانواده در ایران معاصر با رویکردی فرهنگی و توصیفی و نه آسیب شناسانه و تجویزی نگاه شده است.
فصل سوم حاوی یادداشت هایی انتقادی درباره رویکردهای موجود پیرامون دفاع مقدس و بازنمایی آن است که با دوگانه سازی های مفهومی نظیر «دفاع مقدس موزه ای» و «جاری یا رسالت زینبی» و «راهیان نور دولتی» درصدد است تا نسبت به رویکردهای سیاستی و حتی پژوهشی در قبال جنگ تحمیلی دست به افشاگری و آشنایی زدایی بزند. از نظر وی برخلاف سواستفاده ی مسئولان از مفاهیم و بازمانده های مقدس جنگ تحمیلی، راهیان نور متعلق به هیچ حزب و جناحی نیست بلکه ملاک و شاخصی است که احزاب و گروهها باید خود را به ان عرضه کرده و آلودگی ها و انحرافات خود را بزدایند.
در فصل چهارم با عنوان «فرهنگ اقتصادی»، نویسنده زندگی متراکم جدید را مرور می کند. وی این نوع زندگی را ناشی از تاثیر پذیری فرهنگ از سیاست های اقتصادی- توسعه ای می داند و مساله تراکم فروشی را در ارتباط با خانواده و جامعه و سازمان مورد بررسی قرار می دهد. در نهایت نیز نتیجه گیری می کند که اصلاح سازوکار و منطق اقتصادی مدیریت شهری لازمه حل چنین مسائلی است. وی مدیر «پاک دست و خداترس» همراه با «وجدان جمعی بیدار» را برای دستیابی به این اهداف ضروری میداند. از نظر وی «سنت های لیبرال- فایده باورانه اندیشه ی اجتماعی مدرن که نظریه ی اقتصادی را در چنبره ی خود گرفته اند، هم مدلی از رفتار فردی و هم مدلی از جامعه ساخته اند و این بدان معناست که نمی توان با منطق سرمایه داری، نظامات اقتصادی و اجتماعی را سامان داد.». در ادامه وی مباحثی هم چون: لوازم التحریر؛ عاملی در جهت تقویت یا تضعیف نظام آموزشی ، نقد نظام سرمایه داری از منظر التقاطی، جنبش وال استریت و فرسایش تمدنی و .... را مطرح می کند.
در فصل پنج نویسنده با عنوان «حاشیه فرهنگ» موضوعات متنوعی را مطرح می کند. وی در یادداشتی با عنوان آیا فرهنگ مردم ایران شفاهی است؟ پاسخ می دهد که گسترش کتاب خوانی با پیشرفت و تعالی نسبت دارد اما ادعای شفاهی بودن فرهنگ ایرانی که در راستای تحقیر فرهنگ جامعه ی مسلمان ایران به کار رفته با ابهام های جدی مواجه است. راهکار وی برای حل این معضل: اصلاح رویه ی فعلی نمایشگاه کتاب تهران، تحقق شعار مطالعه ی مفید و پرهیز از مقایسه ی فرهنگ ها صرفا بر اساس شاخص مطالعه و تیراژ کتاب و بزرگ نمایی نقش سرانه مطالعه در فرهنگ جوامع معاصر است. وی در ادامه سه یادداشت با عنوان دیروز نوروز، تأملی بر نوروز آبا و اجدادی؛ مقایسه ی تطبیقی راهپیمایی «9 دی 1388» و راهپیمایی های 22 بهمن ؛پیش به سوی تصرف سینما می آورد.
نگاه نو و موشکافه نویسنده به مسائلی هم چون «نگاهی تاریخی به حجاب» ، «ولنتاین ایرانی» و یا «تحول دوره ی زندگی زنان ایرانی» قابل تقدیر است و یا شاید تا به حال کمتر کسی هم چون نوده فراهانی اقدام به کارگیری مطالعات فرهنگی در مسائل و معضلات جامعه ایرانی کرده است. اما بهتر بود این کتاب در قالب یادداشت ارائه نمی شد و در قالب کتابی تألیفی با استنادات و ارجاعات علمی بیشتر و قالبی کاملا علمی ارائه می شد. در این صورت بهره بری و فهم کتاب نیز بهتر و منظم تر بود. قالب یادداشت خواننده را از برخی تعاریف ضروری برای فهم مسائل بی بهره می کند و در حالی که خواننده هنوز نتوانسته است با اولین یادداشت ارتباط برقرار کند و آن را به طور کامل درک کنند باید وارد یادداشت بعدی شود. یادداشتی که ضرورتا در راستای فهم یادداشت اول نیست. در این میان خواننده به شدت دچار سردرگمی می شود.
ارجاعات نویسنده به آیات قرآن، احادیث و سخنان امام خمینی و رهبری در میانه ی متن و پذیرش این سخنان به عنوان یکی از دلایل قابل قبول و محکم نیز نکته ای ظریف و در عین قابل تحسین است. چراکه در نگرش برخی جامعه شناسان نمی توان پیوندی میان کلام بزرگان دین و مباحث جامعه شناسی برقرار ساخت و در نتیجه کلام و یا نوشته ای که چنین ارجاعاتی داشته باشد، فاقد بنیان علمی است و نمی تواند محلی از اعراب داشته باشند. هرچند که این نحوه ارجاعات کاری کاملا جدید نیست اما نویسنده با چنین ارجاعاتی به ورود مباحث دینی به جامعه شناسی کمک کرده و مسیر آنها را هموارتر می سازد.
یکی از نکات مثبت کتاب، نگرش منتقدانه و ضد استعماری و آشنایی زدایانه نویسنده است. این نوع نگرش را تقریبا در تمامی فصول و یاداشت ها می توان به خوبی مشاهده نمود. اما جدای از مباحث مطالعات فرهنگی، رعایت عینیت و بی طرفی ارزشی یکی از الزامات اساسی هر جامعه شناس است. هرچند که تحقق این عینیت و بی طرفی ارزشی صد در صد امکان پذیر نیست اما در حداقلی ترین حالت باید در بیان و نوع نگارش، چنین عینیتی به خواننده القا شود. برای مثال علی رغم همه ی نکات منفی رضا شاه و حکومت وی، نویسنده چنین کتابی نباید در هنگام نام بردن از رضا شاه وی را «رضا شاه قلدر» خطاب کند. چرا که این نوع لقب دادن به شخصیت های تاریخی ، اعتماد خواننده به نویسنده را زیر سوال می برند. علاوه بر این نثر نویسنده در برخی صفحات جبنه شعاری به خود می گیرد که شاید درخور این کتاب نباشد.
این کتاب را نشر معارف، با ترجمه ایوب فرخنده در 254 صفحه و به بهای 10 هزار تومان منتشر کرده است.