کد خبر: 3625855
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۳

آیا عدم اقبال به مدگرایی نشانه عقب ماندگی جامعه است

کانون خبرنگاران نبأ: حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی‌طباطبایی در یادداشتی نوشت: در جامعه غربی کنونی که مصرف‌گرایی محض و تمتع هر چه بیشتر از لذایذ مادی هدف نهایی از توسعه یافتگی است، اگر کسی از افکار و ایده های آنها تبعیت نکند عقب مانده از نوگرایی و تنوع طلبی معرفی می‌شود؟

به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن محمدی‌طباطبایی، پژوهشگر و فعال حوزوی یادداشتی را با موضوع جایگاه مُد در جامعه در اختیار کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، گذاشت.


متن یادداشت بدین شرح است:

قال الامام علی (ع): ان الله جمیل و یحب الجمال؛ خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد (بحارالانوار ج 33ص410)
مقدمه: از جمله صفات پسندیده که در همه انسان‌ها وجود دارد میل به زیبایی و تنوع طلبی می‌باشد. این میل به زیبایی صفتی است که در ذات انسانها نهفته است به طوری که انسانها با دیدن آیینی زیبا، اخلاقی زیبا، منظره‌ای زیبا، شهر زیبا و هر آنچه که شمه ای از زیبایی داشته باشد میل به آن پیدا کرده و شیفته آن می‌شود. یکی از جامع ترین اسماء که می‌توان به خدا نسبت داد و اگر بنده به آن عمل کند از لحظه لحظه زندگیش لذت می برد، زیبایی است. ان الله جمیل و یحب الجمال، خداوند خلقتش، رزاقیتش، عدالتش، رئوفیتش، بخشندگیش و ... هر کدام زیبایی خاص خود را دارند و دوست دارد این زیبایی را در بنده‌اش ببیند. پس انسان هم باید سعی کند از این زیبایی های الهی در زندگیش بهره برده و به کار ببرد، زیرا اگر معنای واقعی زیبایی را در صفات الهی بیابیم و در زندگی پیاده کنیم همین مقدار برای زیبایی زندگیمان کافی است، زیرا به حقیقت زیبایی دست می‌یابیم. اصلا میل به زیبایی، زیبادوستی و زیبانگری است که منشاء همه خوبی‌هاست. 

آنچه را که در این مختصر قصد پرداختن به آن را داریم مسئله‌ای است مبتلا به جامعه و مخصوصا جوانان عزیز، که در جامعه از آن به «مدگرایی و الگو برداری» تعبیر می‌شود. مسئله‌ای که اگر درست به معنا و مفهوم آن دقت شده و با دیدی واقع بینانه به آن بنگریم عملی صحیح و مورد پذیرش می‌باشد. زیرا انسان فطرتا موجودی دائم در حال تغییر و تحول (طالب تنوع، نشاط و زیبایی) و مشتاق تجربه کردن تجربه‌های مختلف «نو و تازه» است و این امری مورد پسند و طبیعی است و این مطلب مورد قبول است زیرا صحیح نیست که انسان همیشه در یک حالت بوده و هیچگونه تغییری در زندگی خود ایحاد نکند، که اگر اینگونه باشد چیزی نمی‌گذرد که به افسردگی و خستگی مفرط از زندگی دست می‌یابد و این حالت نه مورد پذیرش دین است و نه عقلا امری مورد پسند است بلکه از دو جهت مذموم است زیرا طبیعت خلقت انسان این است که حریص بوده و دائما حرص و طمع به تجربه کردن چیزهای جدید داشته باشد (معارج آیه 19) . 

تعریف مد  
فرهنگنامه دهخدا مد را اینگونه تعریف می‌کند: لغتی فرانسوی به معنی روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان، طرز زندگی و لیاس پوشیدن و غیره ... را تنظیم می‌کند. به تعبیر دیگر مد به معنای به روز شدن بوده و مد به این معنا، چیزی زودگذر و پرجاذبه بوده و چند روز بعد که چیز دیگری مد شد این کالا از بورس افتاده و جای خود را به کالایی دیگر می‌دهد.



اقسام نگاه جامعه به مد
 ملی مذهبی، بومی (سنتی) و عاریتی  
 مد در نگاه ملی مذهبی: مد به معنای تنوع طلبی و تغییر و تحول ریشه در فطرت انسان دارد. نیاز و حرص بشر برای فکرهای جدید و تغییر و تنوع، نشان‌دهنده نیاز فطری بشر برای تغییر و میل به تحول و دگرگونی است(آل عمران 14). حالت جدید و نو و میل به زیبایی و آراستگی را ذوق بشر می‌طلبد‌، و اگر کسی توجه به زیبایی نداشته باشد و زیبایی برایش مهم نباشد اینجا جای سوال دارد که پیگیری شود علت چیست و چرا این طبع و نیاز فطری در فرد ذوق ایجاد نمی‌کند پس این نوع نگاه ملی مذهبی به پشتوانه دین و خرد پسندیده بوده و نگاهی درست و عزتمندانه به دین است.
 مد عاریتی: در این نوع نگاه به مد این تغییر غالب‌ها و نوع نگاه به زندگی بر اساس تفکر و فرهنگی بیگانه می‌باشد که در این صورت زیربافتها و باورهای ملی مذهبی به تدریج از بین رفته و دیدگاهها ، نظرها و اهداف مورد نظر بیگانه در جامعه پیاده می‌شود، نوع نگرش بر مدی که مذموم و مورد نقد است همین قسم دوم ( مد عاریتی ) می باشد . زیرا به نظر ما مدی که آسیب به زندگی فردی و اجتماعی و باورهای دینی وارد کند مورد قبول و پذیرفته نبوده و مدگرایی به این معنا مثل یک مرض مسری است که به فضای جامعه سایه افکنده و ریشه بسیاری از فرهنگ‌های اصیل ملی و مذهبی ما را از بین می‌برد. 

در حقیقت افراد خودشیفته که فقط درصدد نشان دادن خود هستند و به هر قیمتی که شده با چشم بسته از آن الگو تبعیت می‌کنند بیشتر در معرض این خطر مدگرایی عاریتی هستند. قرآن مجید بارها در مورد غفلت از خود و سرسپردگی انسان به غیرخدا هشدار داده و بت پرستی، پیروی از شیطان، هوای نفس و تقلید کورکورانه از نیاکان و بزرگان را نکوهش کرده است. بعضا افرادی که دچار این فریفتگی در انتخاب مد می‌شوند چنین استدلال می آورند که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو  این در حالی است که پیامبر (ص) فرمودند: امتی نباشید که می‌گویند: اگر مردم کار خوب کردند ما نیز(کار) خوب خواهیم کرد و اگر مردم ظلم کردند ما نیز ظلم خواهیم کرد، ولی خود را آماده سازید که اگر مردم کار خوبی به جا آوردند شما نیز چنین کنید و اگر کار بدی کردند شما چنین نکنید(الترغیب و الترهیب ج 3ص341). 

بین میل به زیبایی و جلوه‌گری کاذب فرق است
زیبایی را نباید فقط منحصر به زیبایی ظاهری کرد این دیدگاه اسلام است اگر این دیدگاه را بپذیریم دیگر به صورت افراطی به مد گرایی (جلوه‌گری کاذب ظاهری ) نمی‌پردازیم .حضرت علی(ع) فرمودند: زینت البواطن اجمل من زینت الظواهر زیبایی باطنی زیباتر از زیبایی ظاهری است (عیون الحکم ص 276). یکی از مهمترین نتایج زیبایی باطنی این است که این زیبایی در جامعه به شخص عظمت و عزت می‌دهد نه ذلت و خفت (همانگونه که در پیروی از شیاطین زمان و تبلیغات سوء آنها از جمله مد و مدگرایی این ذلت و خفت دیده می‌شود) ... به عبارت دیگر زیبایی های واقعی از دیدگاه اسلام زیبایی باطنی از قبیل پاکدامنی، عزت نفس، بندگی محض الهی، و عمل به سجایای اخلاقی دانسته شده است  اما زینت‌های شیطانی (جلوه‌گری کاذب) از دیدگاه اسلام مواردی از قبیل: دنیاپرستی، ذلت و خفت نفس، عدم پایبندی به فرامین دینی، مادی‌گری بدون معنویت گرایی و... را شامل می‌شود. با توجه به این مطلب باید توجه داشت که یکی از ترفندهای شیطان برای اغوای بندگان زیبا و پر رنگ ولعای نشان دادن اعمال زشت (جلوه‌گری کاذب) و کم اهمیت نشان دادن معنویات می باشد (برخی از زینت‌های شیطانی(ممنوع) که در قرآن به آنها اشاره شده عبارتند از: بقره آیه 212-آل عمران آیه 14-انعام آیه 173- نور آیه 31و 60- انفال آیه 48- توبه آیه 37- یونس آیه 12- فاطرآیه8.  

آیا عدم مدگرایی نشانه عقب ماندگی جامعه است؟  
در جامعه غربی کنونی، که مصرف‌گرایی محض و تمتع هر چه بیشتر از لذایذ مادی (اعم از البسه، مسکن، شهر، وسایل نقلیه، لذت جنسی نامشروع و ...) را هدف نهایی از توسعه یاقتگی می‌دانند، اگر کسی از افکار و ایده‌های آنها تبعیت نکند عقب مانده از نوگرایی و تنوع طلبی معرفی می‌شود این در صورتی است که اگر لذت طلبی تنها هدف انسان در زندگی به حساب آید، خود به خود خدا و اعتقاد به مبداء و معاد از زندگی نقش بربسته و مانند انسان غربی غرق در مظاهر فریبنده شیطانی دنیوی(مادی) شده و در نتیجه به مفاسد و عواقب سوء آن گرفتار می‌شوند. این در حالی است که از دیدگاه مکتب اسلام چنانچه تمتع و استفاده از منابع مادی به صورت کورکورانه و بدون تفکر صحیح، هدف نهایی زندگی قرار گیرد ،انسان را از مقام عالی و شایسته اش به عنوان یک موجود عاقل و متفکر تا درجه نازل حیوانی پایین می آورد وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون و حقّا که ما بسیاری از جن و انس را (گویی) برای دوزخ آفریده ایم، زیرا که دل ها دارند ولی (حقایق را) بدان نمی‌فهمند و چشم ها دارند ولی بدان (به عبرت) نمی‌نگرند و گوش‌ها دارند ولی بدان (معارف حقّه را) نمی‌شنوند آنها مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند (زیرا با داشتن استعداد رشد و تکامل، به راه باطل می روند) و آنها همان غافلانند. اعراف  آیه 179. 
با توجه به این مطلب، جامعه‌ای در مسیر تمدن، فرهنگ و عزت گام برمی‌دارد که با عزت و افتخار برداشته‌های صحیح خود تکیه داشته و در حد توان خود با جلوه‌گری کاذب فرهنگ بیگانه که مانند بیماری مسری به جامعه رسوخ کرده مقابله کند. چنین جامعه‌ای نه تنها جامعه عقب افتاده‌ای نیست بلکه صاحب عزت، ایده و قدرت تفکر و تعقل بوده و به داشته‌های صحیح خود می‌بالد و آن داشته‌ها را در مسیر زندگی سرلوحه خود قرار می‌دهد. با این اوصاف، جامعه عقب افتاده به جامعه‌ای تلقی میشود که دارای پیشینه سالم و قابل اعتماد نبوده و فاقد هویت اجتماعی باشد.  
توجه شود: انداختن این واژه ها بر سر زبان‌ها و استعمال آن ها کار استعمار بوده و به هر فتنه‌ای دست می‌زند تا فرهنگ و اصالت جامعه را از آنها گرفته و فرهنگ مورد نظر سوء خود را پیاده کند و بر سایر جوامع دیکته کنند تا به مقاصد شوم خود برسند. به همین جهت چهار مصداق بارز تمدن اسلامی در بعد فرهنگی و بهداشتی و عقب ماندگی غرب را به عنوان نمونه بیان می‌کنیم:  

1. دکتر گوستاو لوبو ، می‌گوید : در آن عصر و زمانی که کتاب و کتابخانه هیچ ارزش و معنایی نزد مردم اروپا نداشت و در تمام صومعه ها و نزد قسیسین اروپا بش از پانصد کتاب دینی نبود ، دولت‌های اسلامی کتاب و کتابخانه ها را به مقدار لازم در اختیار خود داشته اند به طوری که در کتابخانه بیت الحکمه بغداد چهار میلیون جلد کتاب بود، و  در کتابخانه طرابلس در شام سه میلیون جلد کتاب وجود داشت و در اسپانیا سالیانه هفتاد تا هشتاد هزار جلد کتاب چاپ می شد . (تاریخ تمدن اسلام و غرب ج 3 ص329)  
2. بیداری غرب بعد از فرو رفتن دز جهالت‌شان که بیش از 10 قرن طول کشید به جهت تمدن یونان و رجوع غربی‌ها به آن تمدن نبود، بلکه به جهت ارتباط آنان با مسلمانان و الگوبرداری و بهره‌مند شدن از تمدن و فرهنگ اصیل و غنی اسلامی بوده است. پانصد سال دوم قرون وسطی، که تقریبا از قرن دهم تا پانزدهم میلادی را شامل می‌شود را عصر ایمان می‌نامند. در هین عصر که دوران شکوفایی دوباره و تدریجی اروپاست، مذهب در بیشتر امور دخالت و حضور داشت. در این مرحله نیز، کلیسا نقش اساسی در پاسداری از علوم و فرهنگ و تمدن اروپا برعهده  داشت در این دوره که همزمان با گسترش و توسعه و شکوفایی خارق العاده تمدن اسلامی بود، کلیسا با وجود احساش رقابت و تعصب نسبتا شدیدی که نسبت به اسلام و حوزه های نفوذ مسلمانان داشت، گروه‌های بسیاری را برای فراگیری و انتقال علوم و معارف، به سراغ دانشمندان مسلمان و کتابخانه های کشورهای اسلامی فرستاد تا آثار علمی و کتابهای مسلمانان را به دست آورند. آنان این آثار را به لاتین و سایر زبان‌های رایج اروپا ترجمه کرده و در دانشگاه‌ها و مراکز علمی وایسته به کلیسا تدریس می‌کردند ... " روژیه باکون که در اروپا به پدر روش آزمایشگاهی شناخته می‌شود، در حقیقت فصل های کاملی از کتاب علم البصریات ابن هیثم را ترجمه کرده است. او با صدق و امانتداری می‌گوید: به برکت عرب ما متمکن از علم شدیم و به برکت آنان بود که ما توانستیم آن را فهمیده و منتشر سازیم (روژه گارودی ص 172) .  
3. در همین دوره پانصد سال دوم قرون وسطی، دو نحله یا مکتب فلسفی که در اروپا نفوذ یافت یکی مکتب ابن سینا و دیگری مکتب ابن رشد بود که این دو از فلاسفه مسلمان بوده و یکی ایرانی و دیگری اهل اندلس اسلامی بوده‌اند. مسیحیان به اندازه ای تحت تاثیر اندیشمندان مسلمان بودند که اساتید آنان در دانشگاه‌هایی همچون آکسفورد و کمبریج هنگام تدریس در چهره و لباس دانشمندان و اساتید اسلامی ظاهر می‌شدند و به سبک علمای مسلمان عمامه بر سر گذاشته و عبا بر تن می کردند . در حالی که لباس عادی آنان شامل عبا و عمامه نبوده و پوشیدن آن لباس امتیازی خاص برای اساتید دانشگاه‌ها بوده است و فقط مجاز بوده اند در هنگام تدریس، آن را بر تن کنند . و... ( گفتاری در مبانی فرهنگ و تمدن غرب - محمد باقر ذوالقدر ).
4. اما تمدن اسلامی در بعد سلامت و بهداشت هم سرآمد جوامع غربی است. زیگرید هونکه می‌گوید: در خلال سیر و سیاحتم به کشورهای اروپایی به اموری برخوردم که مو را بر بدنم راست می‌کرد. در آن وقتی که هر مسلمانی که بر او غسل واجب شده و شبانه روزی پنج مرتبه وضو می‌گیرد، ولی شما همانند مردم اروپا کثیف‌تر مشاهده نکرده‌اید. آنان خودشان را نظافت نمی کنند و در سال جز یک یا دو بار خود را با آب سرد نظافت نمی‌نمایند و لباس های خود را هرگز نمی‌شویند و هرگاه که پاره و پوسیده شد آن را به دور می‌اندازند. (خورشید عرب بر غرب پرتو می‌افکند ص54) .  
با دقت نظر در مطالب و مصادیق فوق‌، خواننده بدون تعصب خود قضاوت خواهد کرد که جامعه عقب مانده و فاقد هویت فرهنگی آیا تمدن غنی و پویای اسلامی است یا طرز تفکر پوشالی، و نوظهور جامعه غرب ... .
در پایان خطاب به شما برادر و خواهر  مسلمانمان عرضه می‌داریم تنها راه مقابله با این خطر سقوط در ورطه خودبیگانگی و تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام، توکل به خدا و اعتقاد، افتخار و باور عمیق قلبی داشتن به داشته‌های خود (هویت دینی و شخصیتی) و عزت نفس مسلمان در مقابل تهاجمات فرهنگی بیگانه دشمن می‌باشد. پس بیاییم همه با هم در مقابل نفوذ عقاید و فرهنگ وارداتی غربی به داخل خانه و جامعه و روحیه فردی خودمان با افتخار، نه بگوییم تا مصداف این روایت نبوی نباشیم که می‌فرماید: اگر کسی با میل و رغبت، ذلت را بپذیرد از ما نیست (بحار ج 78ص 164).

اهل البیت الگوی یرتر  
خداوند در قرآن اهل البیت(ع) را افراد دارای عصمت (عاری از هرگونه لغزش و گناه) برشمرده «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِير» (احزاب آیه 33)  و آنها را الگوی صحیح و کامل انسانیت معرفی کرده است لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب آیه 21)، و در آیه‌ای دیگر الگوبرداری و خود باختگی مسلمانان در مقابل غیر مسلمانان را رد کرده است: و خداوند هرگز بر مومنان، برای کافران راه(تسلطی) قرار نداده است (نساء آیه 141). پس جا دارد انسان در تمام مراحل زندگی از انسانهای کامل و دارای عصمت از غفلت و گناه و لغزش تبعیت کند. باید توجه داشت اعتقاد به امامت حقیقی آن است که در جای جای زندگی انسان تاثیر گذار بوده و الگوی رفتاری و اعمالی باشد. در حقیقت این الگوها هستند که آینده انسانیت را ترسیم کرده و ورق می‌زنند. باعث افتخار ماست که شیعه الگویی مثل علی (ع) دارد که معتقد است اگر بخاطر ربودن خلخال از پای زن یهودی، انسان بمیرد جا دارد ( نهج البلاغه خطبه 27) .
پس جا دارد اگر به دنبال مد و مدگرایی و انتخاب الگو هستیم ،همانگونه که خداوند فرموده الگوی رفتاری اهل البیت (ع) را سرمشق قرار دهیم.
سید حسن محمدی‌طباطبایی
captcha