کد خبر: 3633633
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۳

یک پزشک؛ یک پدر و یک دوست خوب

گروه اجتماعی: حیف است روز پزشک باشد و از بعضی بزرگان این عرصه که عاشقانه در بازگرداندن سلامتی و پیش از آن امید به بیمارانشان شبانه روز تلاش می‌کنند، نامی به میان آورده نشود.

حیف است، روز پزشک باشد و از بعضی بزرگان این عرصه که دلسوزانه و عاشقانه در بازگرداندن سلامتی و پیش از آن امید به بیمارانشان شبانه روز تلاش می‌کنند، نامی به میان آورده نشود. در شهری که متأسفانه سرطان افزایش چند برابری داشته است و نام 700 کودک اهوازی در فهرست مبتلایان به این بیماری باشد، نمیشود روز پزشک باشد و نامی از دکتر کاوه جاسب آورده نشود؛ پزشک فوق تخصص خون و سرطان کودکان(انکولوژی).

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، دکتر کاوه جاسب از سال 87 برای گذراندن دوره دستیاری فوق تخصص خود در رشته خون و سرطان کودکان به اهواز آمد، قرار بود دوره‌اش که تمام شود به شهرکرد؛ نزد خانواده‌اش بازگردد؛ اما زندگی در کنار کودکان بیمارستان شفای اهواز سرنوشت دیگری برای او که حالا دیگر دوست بچه‌ها شده بود، رقم زد؛ شخصیت علمی برجسته‌ای که دوری از خانواده را به ماندن کنار بچه‌های دردمند این شهر ترجیح داد و سال‌ها است در بخش انکولوژی بیمارستان شفای اهواز مشغول به کار است.


به گفته خود او  کاری نکرده است؛ اما بیماران بخش خون و سرطان بیمارستان شفا او را «بابا» صدا می‌کنند.

دکتر جاسب می‌گوید: از سال ۸۷ با کودکان بیماران سرطانی در اهواز در ارتباط نزدیک هستم و بیش از حدی که یک پزشک باید از نظر علمی به بیمار نزدیک شود، ناخودآگاه به بیماران نزدیک می‌شوم. نمی‌دانم بگویم متأسفانه یا خوشبختانه؛ اینجا هنجارها و بایدهایی که لازم است رعایت کنیم شکسته شده است.


این پزشک فوق تخصص حدود نه سال برای اینکه بیشتر بتواند کنار کودکان مبتلا باشد و از دردهای آنها بکاهد، اتاقی در کنار بخش خون و سرطان کودکان بیمارستان را برای زندگی انتخاب کرد و کودکانی بودند که نیمه‌های شب دکتر جاسب را در کنار خود می‎دیدند و برخی از آنها از مرگ نجات یافته بودند.

دکتر جاسب قرار بود بعد از دوره دستیاری نزد خانواده‌اش بازگردد؛ اما وقتی دید کودکان دردمند بیمارستان شفا به او بیش از این‌ها نیاز دارند، وقتی دید با بچه‌ها رفیق شده است، ماند و شکل زندگی و حتی آرزوهایش نیز رنگ دیگری به خود گرفت.

پزشک فوق تخصص کودکان مبتلا به سرطان اهواز، شاعر است و گاه حس نوع دوستی و همدردی خود با کودکان بیمارش را صمیمانه سروده است. او برای یکی از کودکان مبتلا که دیگر نبود، چنین سروده بود:

اتاقِ كوچكت امشب چقدر تاريك است
چقدر دخترم امشب عروسكت تنهاست

هميشه عمر سحر مثل غنچه كوتاه است
هميشه می‌دهم از دست آنچه را زيباست

امروز روز پزشک است و امروز و همیشه خدا را به داشتن پزشکانی چون او که حرفه خود را وسیله‌ای برای بازگرداندن امید و شادی به کودکان مبتلا و آرامش به خانواده‌شان قرار داده‌اند، سپاس می‌گوییم.

کامله بوعذار

ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۱۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۱
0
0
خدا خیرتون بده
captcha