به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، آیتالله جوادی آملی، به مناسب برگزاری چهارمین جشنواره قرآنی گلهای محمدی(ص) و فاطمی(س) که امروز، 9 شهریورماه مراسم اختتامیه آن در شازند برگزار شد پیام تصویری صادر کرد:
«بسمالله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الانبیاء و المرسلین و الائمه الهداه المهدیین. سیما خاتم الانبیاء و خاتم الاوصیاء علیهما آلاف التحیه و الثناء بهم اتولی و بالاعدائهم اتبرء الی الله.
مقدم شما حافظان قرآن و خادمان علوم الهی و پیروان قرآن وعترت را گرامی میداریم. از برگزارکنندگان این همایش عظیم حق شناسی میکنیم. از ذات اقدس الله مسئلت میکنیم به همه کسانی که در خدمت حفظ قرآن، ادراک مفاهیم قرآن، عمل به قرآن و عمل به سخنان عترت طاهرین علیهم السلام که قرآن ناطقاند، خداوند سبحان سعی بلیغ همه را مشکور کند و توفیق نیل به عمل صالح را به همه این بزرگواران مرحمت کند.
نزول قرآن به نحو تجلی است نه تجافی
مستحضر هستید که خدای سبحان بهترین پیوند خود با خلق را در سایه قرآن و عترت حفظ کرده است. فیض ولایت عترت اطهار(ع) همانند فیض قرآن کریم به نحو تجلی است، نه به نحو تجافی. اصل اول این است که قرآن را خدا نازل کرد، یعنی به زمین فرستاد، نه به زمین القاء کرد، قرآن را نازل کرد یعنی تنزل داد، فرو فرستاد و همراه قرآن فیض خاص خودش را حفظ کرده است. این انزالها و تنزیلها، کاملاً از هم جدا هستند. ولایت هم اینچنین است، اگر ولایت غدیر و مانند آن تنزل کرده است، یعنی تجلی الهی است نه تجافی. پس این حبل را که گاهی بصورت قرآن ذکر میشود و گاهی بصورت عترت طاهرین(ع) به زمین فرستاد نه اینکه انداخت. نه ولایت را انداخت، نه قرآن را، برخلاف باران و برف و تگرگ و یخ که اینها انزالشان به نحو انداختن به روی زمین است، نه آویختن. پس قرآن حبل متین آویخته شده است ولایت هم حبل متین آویخته شده است. این اصل اول بود.
اصل دوم آن است که هرکس در خدمت به قرآن و عترت طاهرین باشد، گاهی به حفظ کلمات اینها، گاهی به ادراک مفاهیم کلمات اینها، گاهی به ایمان کلمات اینها، گاهی به عمل صالح کلمات اینها، که درجات گوناگون اعتصام به قرآن و عترت است هر کسی به سهم خود به این دو طناب آویخته شد و اعتصام کرد، طرفی از سعادت را برده است.
اصل سوم آن است که این طناب آویخته شده چون در ارتباط با خدا به نحو تجلی است نه تجافی، چه اینکه در سخنان نورانی امیر بیان(ع) در نهجالبلاغه آمده است که «فتجلی لهم سبحانه فی كتابه من غير أن يكونوا رأوه»، هر لحظه تنزلش به نحو تجلی است یعنی فرو فرستادن و هر لحظه صعود و ترقی آن نیز به نحو تجلی است، نه نحو تجافی. هر لحظه آیات قرآن و سخنان عترت اطهار(ع) صعود دارد که؛«الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه». پس هر اندازه که فرد در خدمت به قرآن و عترت باشد به همان اندازه صعود میکند.
مهمترین عامل صعود مؤمن
منتها مهمترین عامل صعود، عمل صالح است، که فرمود: یرفع الله الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات. مؤمنان و عالمان با ایمان، اینها بالا میروند، اعتصام به قرآن اینچنین نیست که انسان را متوقف کند چون این طناب، هر لحظه هم در حال تجلی نزولی است و هم هر لحظه در حال تجلی صعودی. نه نزولش باعث تجافی است که از مخزن غیب باشد، نه صعودش به نحو تجافی است که از جریان عالم طبیعت غایب باشد. بنابراین اگر کسی اعتصام کرد به هر نحوهای به آیات الهی و حدیث اهلبیت(ع)، به همان نحوه، خدا او را بالا میبرد؛ یرفع الله الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات. عالمان با ایمان را خدا بالا میبرد و اگر کسی اهل کلمه طیب بود، این کلمه طیب در سایه عمل صالح صعود میکند؛ الیه یصعد الکلمه الطیب و العمل الصالح یرفعه. البته هم ارتفاع عمل صالح و هم صعود کلمه طیب، بوسیله خدای رفیع الدرجات است که وعده داد و فرمود: یرفع الله الذین امنوا، مؤمن یک درجه دارد اما مؤمن عالم درجه برتر دارد و همه اینها در پرتو اعتصام به قرآن کریم است.
تفاوت دنیای اعتباری با تذکره الهی
مطلب بعدی آن است که ما برای اینکه ادراک کنیم قرآن را اینکه فهمیدیم یا نه، کلمات نورانی اهلبیت(ع) را فهمیدیم یا نه، این شرح صدر طلب میکند و علامت فهمیدن، شرح صدر است و این هم نشانههایی دارد که از وجود مبارک پیغمبر(ص) سؤال شد نشانههای شرح صدر چیست؟ فرمودند: التجافی عن دار الغرور و الانابه الی دار القلوب و الاستعداد للموت قبل حلول الموت؛ از دنیا تجافی کردن، در دنیا زندگی نکردن و به سمت آخرت حرکت کردن. این نکته که انسان در دنیا زندگی نکند در آیات فراوانی تبیین شده و عصاره آن نکته این است که بعضیها با زمین، آسمان، صحرا و دریا مربوط اند، با آب و هوا و فضا مربوط اند. با اینها زندگی میکنند، اینها آیات الهیاند، ابزار فریب نیستند. اینها تذکره الهیاند. چون آیه، علامت و نشانه لطف الهی است. هرگز انسان را غافل نمیکنند کسی که در زمین زندگی میکند، کسی که در زیر آسمان زندگی میکند، کسی که با هوا و فضا مربوط است، اینها موجود تکوینی و حقیقیاند نه اعتباری. آیت الهیاند نه قراردادی. آیت همواره مانند آینه است که صاحب خود را نشان میدهد. عدهای با زمین و آسمان و هوا و فضا مأنوس نیستند مگر بالعرض. اینها در دنیا زندگی میکنند دنیا یعنی قرارداد، یعنی عناوین اعتباری. این پنج بخشی که در سوره مبارکه حدید آمده است، بصورت حصر همین است که؛ واعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفار نباته. دنیا یعنی این قراردادها و اعتبارات نوجوانی، جوانی، میانسالی، سالمندی و کهنسالی این عناوین چندگانه دنیاست یعنی اعتبارات یعنی قرارداد که واقعیتی ندارد جز پیش معتبر آن.
آنهایی که در دنیا زندگی میکنند، اگر خواستند درباره جهان بینی نظر بدهند یا در معرفت شناسی سخن بگویند سر از سفسطه و شکاکیت درمیآورند، زیرا صدر و ذیل زندگی اینها، صدر و ساق زندگی اینها، آغاز و فرجام زندگی اینها، عناوین اعتباری است. عناوین اعتباری بینش اعتباری میدهد، نه بینش تکوینی، بینش وهم و خیالی میدهد نه بینش عقلانی.
بنابراین افراد دو گونهاند: بعضیها در زمین و زیر آسمان در هوا و فضا زندگی میکنند و اینها با واقعیت مرتبط اند، جهانبینی ویژه دارند معرفت شناسی خاص. بعضیها در اعتبارات غرقاند خواه بصورت بازی، خواه بصورت پرداخت به تکاثر در قبال کوثر، خواه به مسائل سیاسی، خواه به مسائل دیگر، همه این مراحل، اینها را عناوین اعتباری میسازد اگرعناوین اعتباری سازنده اینها بود، اینها جز قرارداد و اعتبار چیزی درک نمیکنند و اگر خواستند درباره جهان بینی نظر بدهند یا درباره معرفت شناسی سخن بگویند، از مسئله وهم و خیال و سفسطه و مانند آن نمیگذرند. پس بنابراین اساس کار این است که متمسکان به قرآن کسانیاند که اعتصام کردهاند به کتابی که حبل آویخته است نه مثل باران انداخته. این حبل آویخته هر لحظه بالا میرود و انسان را به نحو تجلی بالا میبرد و هرگز در زمین نمیماند و هرگز به زمین انداخته نیست که اهل صعود نباشد.
امیدواریم همه کسانی که جزو حافظان قرآن و ادراککنندگان معارف قرآن و ناشران معارف قرآناند مورد عنایت ویژه ولیعصر ارواحنا فداه باشند و عزیزان و بزرگوارانی که تلاش و کوشش کردند، خدا از همه بپذیرد و توفیق فراهم کردن علم صائب و عمل صالح را به همه ما مرحمت کند. غفرالله لنا ولکم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته» .