به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، محمدرضا سنگری محقق عاشوراپژوه در چهارمین جلسه سخنرانی در موسسه علامه مخبردزفولی شهرستان
دزفول که شامگاه گذشته 4 مهرماه برگزار شد، اظهار کرد: یکی از رواهایی که اگر در خانوادهها باشد باعث ایجاد انس، الفت و محبت میان آنها میشود، هدیه دادن است و امام حسین(ع) قهرمان هدیه
دادن است؛ «هَدیه» در قرآن کریم در ماجرای ملکه سبا آمده است.
در فرهنگ دینی ما هدیه دادن اصل بزرگ محبت آفرین است
وی با بیان اینکه در فرهنگ دینی ما هدیه دادن اصل بزرگ محبت آفرین است، گفت: به فرموده پیغمبر اکرم(ص) «تهادوا و تحابوا؛ هدیه دهید و محبت کنید» رسم پیامبر(ص) این بوده است که در مواقع مختلف به بچهها خوراکی(بادام، گردو) میدادند. اسلام بر هدیه دادن بین همسران تأکید کرده است.
سنگری به بیان مصادیق هدیه دادن و محبت امام حسین(ع) پرداخت و افزود: امام حسین(ع) از یک برده یک شاخه گل دریافت کرد و آن فرد را آزاد کرد. همچنین روزی برای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) غذا آوردند اما آن غذای داغ به روی ایشان ریخت، به محض آنکه آن فرد عذرخواهی کرد و گفت: خداوند کاظمین الغیظ را دوست دارد، امام او را بخشید. اینها زیباییهای زندگی ائمه(ع) هستند.
مدیر گروه ادبیات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی عنوان کرد: هدیه پیوندگاه دلها است و وقتی که با تبسم همراه شود اولین تکان
در قلب ایجاد میشود و کسی که دستی در قلبی داشته باشد به راحتی تسلیم اندیشه او میشوند؛ هدیه میتواند قلب را آماده کند و باعث دلدادن و دلگرفتن میشود.
وی ادامه داد: خداوند قلبهای غلیظ را دوست ندارد بلکه قلبهای نرم را دوست دارد. هدیه گاهی میتواند یک جمله زیبا باشد همچون اینکه به یکدیگر بگوییم همدیگر را دوست داریم. این دوست داشتن را باید گفت. در اسلام آمده است کسی را که
دوست دارید به او بگویید و در دلتان نگه ندارید. وقتی خداوند با پیغمبر(ص) یا درباره ایشان سخن میگوید زیباترین کلمات را به کار میبرد. مداح اول عالم خداوند است و خوبان را میستاید.
خوبی را ستودن هدیه زبانی ما است.
دکتر سنگری ادامه داد: دعبل خزاعی شاعر امام رضا(ع) است. از او مرثیههای خوبی
باقی مانده است. دعبل وقتی قصیده معروف به «مدارس آیات» خود را برای امام رضا(ع)
خواند، امام برای او هدیه فرستاد یک کیسه هزار درهم به او داد. کیسه را باز
نکرد و گفت: این کیسه را خدمت امام برگردانید. من پاداش نمیخواهم. فقط یک پیراهن از خود
به من بدهند. حضرت امام رضا(ع) پیراهنی از خود را به همراه هزار درهم برای دعبل
فرستاد و گفت: هزار بار قرآن را در این لباس ختم کردم و هزار شب نماز خواندم. این اثر
میگذارد. وقتی کسی کار خوبی کرده است او را
بستاییم. هدیه دادن اینطور است. لباسی که حضرت به دعبل هدیه داد، چشمان همسر او را
شفا داد.
وی اظهار کرد: این لباس و کفش که شما با آن به مجلس امام حسین(ع) میآیید قیمت دارد. چون شما با اینها یک سلوک معنوی کردید. یک حرکتی کردید. اینها را نمیشود در معادلههای عادی علمی جای داد. روانشناسی به این افق نرسیده است. علوم امروز اینها را درک نمیکنند.
مدیر گروه ادبیات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه
اسلامی نمونهای دیگر از سنت هدیه دادن توسط اهل بیت(ع) را بیان کرد و
گفت: نوروز بود و منصور خلیفه عباسی تحت تأثیر ایرانیان جشن گرفته بود.
دنبال
حضرت موسی بن جعفر(ع) فرستاد و به او گفت: باید بشینی و هر چه هدیه آوردند
بپذیری.
امام امتناع کرد. منصور امام را تهدید کرد. امام یک تصمیم سیاسی-
نظامی گرفت و فرمود: هر چه هدیه بیاورند، یادداشت کنید. مقدار زیادی هدایا
انباشته شد. پیرمردی
وارد شد و گفت: من پیرمرد بیچاره هستم و مالی ندارم. فقط سه بیت شعر
میدانم که
جدم برای جد تو حسین(ع) سروده است. امام فرمود بخوان و او خواند:
عجبت لمصقول علاک فرنده
یوم الهیاج و قد علاک غبار
و لا سهم نفذتک دون حرائر
یدعون جدک و الدموع غزار
الا تقضقضت السهام و عاقها
عن جسمک الا جلال و الاکبار
(من در شگفتم که شمشیرهای
برنده چطور بر پیکر تو فرود آمد؟ در حالیکه غبار چهره نورانیات را پوشانده بود. در شگفتم که در مقابل چشمان خانواده تو تیرها چطور
به بدن تو فرود میآمد و آنها با چشمان اشکبار صحنه تیر باران تو را نگاه میکردند.
این تیرها بر بدن تو اصابت کردند؛ اما عظمت و جلال تو را نتوانستند مخدوش کنند.)
هدیه دادن رسم اهلبیت(ع) بود
امام فرمود: هدیه تو را قبول کردم. بنشین. امام سراغ منصور
فرستاد و فرمود: از منصور بپرسید این هدایا را چه کنیم؟ منصور گفت: در اختیار شما
هستند. اما به سمت پیرمرد برگشت و فرمود: این هدایا را ببر. این هدیه من برای
توست. هدیه دادن رسم اهلبیت(ع) بوده است. برای چیز اندکی هدایای شگفتی میدادند.
به قول شهریار: «که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را» نقل است امام حسن مجتبی(ع) هر
سال گاه نیمی از اموال خود را میبخشید.
دکتر
سنگری تأکید کرد: به دوستان و نزدیکان خود هدیه دهیم؛ حتی
به کسانی که از آنها آزرده خاطریم. حضرت اباعبدالله(ع) به بچههای خود هدیه
داد. حضرت اباعبدالله(ع) تابه و الکی که از آنِ شخص پیغمبر(ص) بود نزد
خود نگه داشته بود و با وجود آنکه آنها را خیلی دوست داشت به دخترش حضرت
فاطمه صغری(س) هدیه داد. هدیه دادن، همسر، فرزند و دوستان را فراموش
نکنیم.
زیباسازی خانه؛ یکی دیگر از رواها در فرهنگ امام حسین(ع)
این محقق عاشورایی زیباسازی خانه را یکی دیگر از رواها در فرهنگ امام حسین(ع) دانست و گفت: امر روای دیگری که ما در سلوک حضرت اباعبدالله(ع) و مجموع فرهنگ حسینی داریم بحث زیباسازی محیط خانه است. امام حسین(ع) میفرمود: من خانههای درهمریخته و پریشان را دوست ندارم، خانه مرتب و زیبا را دوست دارم. خانهای که در آن انضباط باشد. یکی از اموری که تأکید شده است حضور سبزه در خانه است. یک مقدار امروزه از این قضایا محروم شدهایم. اما اهلبیت(ع) روی این قضیه تأکید داشتند.
وی افزود: ما در سنت پیامبر(ص) پرنده داشتن را هم داریم؛ به خصوص کبوتر، مرغ و خروس. اینها در خانه پیامبر(ص) جای مخصوص داشتند. امام و فرهنگ حسینی میگوید سه چیز را در خانه رعایت کنید: «ثلاثه یُذهِبنَ عَن قَلبِ الحَزَن اَلماءُ وَالخَضراءُ وَالوَجهِ الحَسَنِ». سبزه و گل و طراوت (یعنی مصنوعی نباشد) آب جاری یا آبنما در خانه. توصیه میکنم وقتی مطالعه میکنید اگر حوض کوچکی در محیط خانه باشد بسیار آرامشبخش است؛ سوم وجه حسن. صورتتان خوب باشد.
مدیر گروه ادبیات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: روایت میفرماید: سه چیز اندوهزدا هستند؛ «آب و
سبزه و چهره نیکو» شعر امام علی(ع) است که امام حسین(ع) مطرح میکند. این سه
افسردگیها را از بین میبرد. در خانه خود اینها را رعایت کنیم. و فرمودند: «ثلاثه
یجلین البصر» سه چیز هستند به چشم انسان روشنی و جلا میدهد؛ نگاه کردن به سبزه،
آب جاری و چهره زیبا (بحارالانوار، جلد 62).
چهره ما
گاهی میتواند به تمام غصهها پایان دهد
سنگری توضیح داد: در این روایات، در کنار دو عنصر بیرونی، یک عنصر
انسانی هم مطرح شده است. وقتی انسان وارد خانه میشود صورت خیلی مهم است. چهره ما
گاهی میتواند به تمام غصهها پایان دهد؛ وقتی گرم و صمیمی و خوشرو باشیم: «گفته
بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم، چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی» بعضی
هم وقتی وارد خانه میشوند چهرهشان حزن و غم را با خود همراه میآورد.
اخم پایان خیر است
این محقق عاشورایی در پایان گفت: آموختهایم حزن مؤمن باید در قلبش پنهان و شادیاش در چهرهاش باشد. پیامبر(ص) فرمود: «اطلبوا الخیر من حسان الوجوه» اگر خیر و برکت میخواهید گشادهرو باشید. اخم نکنید. اخم پایان خیر است. میشود از روایت نتیجهگیری کرد. همچنین فرمودند: « إذا أبردتم إلى بريدا فابعثوه حسن الوجه حسن الاسم» سفیر و پیک باید چهره خوب و نام نیک داشته باشد.