به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، همزمان با برپایی بیست و سومین دوره نمایشگاه مطبوعات در مصلای امام خمینی(ره) و حضور خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) در این رویداد فرهنگی اجتماعی، مناسب دیدیم یادی از مدیرعامل سابق سازمان فعالیتهای قرآنی دانشگاهیان، حجتالاسلام والمسلمین شهید سیدمهدی تقوی کنیم. در همین رابطه به سراغ علیرضا زاکانی، همرزم، دوست و همکار این شهید رفتیم تا با وی درباره خصوصیات، شخصیت و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی حجتالاسلام تقوی به گفتوگو بنشینیم.
علیرضا زاکانی، نماینده سه دوره مجلس شورای اسلامی بوده که ریاست بسیج دانشجویی کل کشور از جمله فعالیتهایی است که در کارنامه وی به ثبت رسیده است. همچنین وی دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی بوده و اکنون بهعنوان هیات علمی در بخش پزشکی هستهای بیمارستان امام خمینی(ره) فعالیت دارد. متن این گفتوگو از نظرتان میگذرد؛
ـ لطفاً درباره نحوه آشنایی خود با حجتالاسلام والمسلمین شهید تقوی بگویید.
ما با هم در یک گردان بودیم، ولی حضورمان در آن گردان با تقدم و تأخر مواجه بود و بر این اساس میتوان گفت که به طور همزمان در یک گردان حضور نداشتیم. من تا سال 64 در گردان تخریب بودم و شهید تقوی در سال 65 به آن گردان آمد. پس از جنگ گاهی یکدیگر را در هیئات مربوط به گردان میدیدیم، اما از حدود 6 سال پیش آشنایی ما بیشتر شد و به صورت مستقیم طی این مدت با هم فعالیت میکردیم.
ـ این همکاری به چه صورت و در چه زمینهای بود؟
ایشان از جهاد دانشگاهی به مجلس شورای اسلامی مامور شد و من این توفیق را داشتم که کنار ایشان در مجلس فعالیت کنم. ایشان پیش از آن در سازمان فعالیتهای قرآنی دانشگاهیان کشور در مقام مدیرعاملی مسئولی به فعالیت بود. پس از آن، من با مسئولان جهاد دانشگاهی صحبت کردم که حکم ماموریت ایشان را به مجلس صادر کنند. شهید تقوی مشاور من در حوزههای مربوط به قانونگذاری بود. از سویی ایشان در موضوعات حوزه فرهنگ اشراف داشت و فراتر از مجلس در قالب یک سلسله فعالیتهای مشخص نیز درباره نشر و تبیین بیانات و گفتمان رهبر معظم انقلاب فعالیت میکردیم که منظومه فکری ایشان را دنبال میکردیم. بر این اساس میتوان گفت که عمده تلاش شهید تقوی معطوف به چنین اموری بود.
پس از دوره نمایندگی در مجلس، شهید تقوی همین فعالیتها را با دهقان، نماینده طرقبه دنبال میکرد و بعد از ایشان نیز با حاجیدلیگانی، نماینده اصفهان پیگیر موضوعات مختلف بود که در همین مقطع نیز به دست نیروهای داعش در حمله به مجلس به شهادت رسید. فعالیت ایشان جنبه مشاورهای داشت و فراتر از این فعالیت، شهید تقوی تلاش میکرد که منظومه فکری رهبر معظم انقلاب را به صورت یک منظومه منسجم قابل فهم برای همه مردم درآورد. همچنین ابعاد مختلف این فعالیت را برای جامعه هدف از جمله طلاب، دانشجویان و ... تعریف میکرد و تلاش داشت با یک دریافت درست در این حوزه وارد شود.
ـ در جریان این موضوع بودم که ایشان درباره موضوعاتی چون سند 2030 و مهدهای کودک و آموزش اسلامی فعالیت میکردند. لطفاً از دیگر فعالیتهایی که ایشان انجام میدادند و شما در جریان آن بودید بیشتر برای ما توضیح بدهید.
ایشان از سال گذشته علاوه بر اینکه فعالیتهای پیشین را دنبال میکرد، و پیگیر کارکردهای جدی در حوزه فهم گفتمان رهبر معظم انقلاب و به تعبیری مکتب امام راحل بود. بر همین اساس در مجمع عالی بسیج، متولی مدیریت گفتمان شد و یک کار جدی ملی را شروع کرد که تا زمان شهادت آن را ادامه داد. کاری که ایشان انجام میداد، در واقع بالا بردن یک سلسله دریافتها و مهارتها در درک عمیق از فهم فرمایشات رهبر معظم انقلاب بود و اینکه افرادی که این دورهها را میدیدند بتوانند آن جوهر و منظومه جامع فکری رهبر معظم انقلاب را دریابند و ماحصل آن بتواند با یک تفوق و چیرگی بالاتری نسبت به گذشته مبتنی بر آن معنا و چهارچوبها در عرصه عمل حاضر و فعال شود.
این کار را ابتدا برای طلاب شروع کردیم. شاید اولین دوره برای 20 نفر از طلاب و با مسئولیت شهید تقوی در قم برگزار شد. این افراد در سطوح ابتدایی نبودند، علاوه بر اینکه سن و سال آنها نیز مشخص بود. اساتید مورد نظر برای این دوره نیز افرادی چون حجتالاسلام والمسلمین خسروپناه بودند. دوره از جذابیت بالایی برخوردار بود به طوری که در مدت یک سال، نزدیک به 900 نفر از اهل علم و روحانیت در سراسر کشور، این دوره را در استانهای مختلف گذراندند. برخی از این افراد ائمه جمعه بودند که این موضوعات در فعالیت خود آنان نیز تاثیر بسیاری داشت.
این اقدامات حکایت از آن دارد که شهید تقوی خالصانه در این باره فعالیت، تلاش و پیگیری میکرد و میتوان گفت که یکی از اقدامات ملی و بزرگ را در دستور کار خود داشت و تلاش شبانهروزی میکرد که آن را به نتیجه برساند که در این راه، کوشش خستگیناپذیری را از خود به نمایش گذاشت. اخیراً نیز این طرح جامع و موثر را برای بخش عمدهای از متخصصان کشور ارائه میکرد. با این اقدام بخش عمدهای از جامعه دانشگاهی و حوزوی توانستند از این طرح بهرهمند شوند. بر این اساس طی سالهای اخیر شهید تقوی به این موضوع اشتغال داشت.
ـ با توجه به آنچه گفته شد، تفاوت دیدگاه شهید تقوی با افراد دیگری که در این حوزه فعالیت میکردند در چه بود؟
یکی از مشکلاتی که ما در کشورمان داریم این است که دریافت درستی از مکتب امام نداریم و عملاً کشوری که بر مبنای این مکتب ساخته شود، از آنجا که درک درستی از آن ندارد، مسیری را دنبال میکند که ماحصل آن، فاصله افتادن بین کسانی است که متولیان انجام امور امت هستند و بناست از امام و رهبر جامعه، تبعیت صحیحی داشته باشند تا بتوانند خدمت شایستهای را به مردم ارائه کنند و علاوه بر این بتوانند همبستگی بین امام و امت در جامعه را رقم بزنند؛ متاسفانه چون این شناخت وجود ندارد و این دقتها لحاظ نمیشود عملاً سبب میشود که صرفاً هزینه کنیم، اما جامعه به سمت و سویی که ماحصل آن، حرکت بر مدار درست باشد روی نمیدهد، لذا در جامعه فریاد زده و عدالت طلب میشود، اما اموری توسط مسوولان دنبال میشود که کمکی به عدالت نمیکند و بیعدالتی را ترویج میکند. استقلال، آزادی، مردمسالاری دینی، اعتنا و اعتبار دادن به مستضعفین و ... در واقع تکیه بر فرهنگ صحیح است، اما عملاً میبینید که مسئولان نمیتوانند به فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب فمل کنند و اهم و مهم کنند و لذا جامعه را طوری اداره میکنند که سبب میشود انقلاب اسلامی فاصله معناداری از جمهوری اسلامی پیدا کند و جمهوری اسلامی که بنا بود الگوی تام و تمام برای انقلاب باشد، امروز از عوارض و مشکلاتی رنج میبرد که نسبتی با انقلاب اسلامی و با اسلام ندارد، بلکه به شرایطی برمیگردد که ماحصل آن به عدم درک درست از این مکتب توسط مسئولان و کسانی است که در هر حوزهای فعالیت میکنند. باید با درک صحیح، علاوه بر شناخت منظومه فکری و حرکت بر مدار آن، منظومه تلاشهای گسسته در اقصی نقاط کشور را همجهت کند تا بتوانیم ظرفیت بزرگی را خلق و در آن مسیر حرکت کنیم.

اگر کسی بخواهد در منظومه فکری لیبرالی سرمایهداری غرب غور و از آن منظر به معضلات و مشکلات کشور نگاه کند، مسائلی را که احصاء میکند متفاوت از مسائلی است که یک شخص با شناخت از منظومه فکری حضرت امام و مقام معظم رهبری مطرح و به کشور و مشکلات توجه میکند و میخواهد مشکلات کشور را احصاء کند؛ به طور مثال طلاق در حوزه اجتماعی و با منظومه و چارچوبهای فکری لیبرال سرمایهداری غربی، یک معضل نیست و هیچ معضلی در کشورهای غربی به عنوان طلاق وجود ندارد که بگویند چون چنین معضل و مشکلی وجود دارد باید برای آن یک راهکار مشخص به منظور کاهش طلاق در جامعه پیدا کرد؛ در حالی که وقتی شما در جامعه اسلامی و از منظومه فکری مکتب امام و اسلام ناب به جامعه نگاه میکنید، طلاق را به عنوان یک معضل اجتماعی بزرگ میبینید.
اگر کسی با این منظومه فکری آشنا بشود آن گاه لیست مسائل و مشکلات کشورش متفاوت از لیست مسائلی است که یک فرد ناآشنا با این منظومه دارد. به طبع وقتی مسائل استخراج شد، اهم و مهم کردن و اولویت دادن به آنها نیازمند آشنایی با این منظومه فکری است. اگر کسی با منظومه فکری لیبرال سرمایهداری و مختصات آن به مسائل کشور نگاه کند، پایه همه چیز را اقتصاد میداند. همچنین راهحلهایی را که ارائه میدهد بر پایه چرخش و ثمرهبخشی بیشتر اقتصاد صرف از این منظر است؛ در حالی که فرد اگر با منظومه فکری مکتب امام و اسلام ناب به این موضوع توجه کند، میداند که اساس، زیرساخت و اولویت کشور فرهنگ است. و اگر امروز فوزیت کشور اقتصاد است بزای حل مشکلات آن راهحل مشخصی هم که ارائه میدهد متفاوت است؛ از طریق همین راهکارهای فرهنگی است که میتوان بسیاری از مشکلات اقتصادی را حل کرد.
شخصی که به این چارچوب فکری توجه نداشته باشد نه فقط نمیتواند آن مسئله را کشف کند و معضل بداند، بلکه نخواهد توانست راهکار درستی برای این کار ارائه کند. در مقام عمل هم تفاوتهای جدی برای کسی که با منظومه و مکتب امام آشناست با کسی که این آشنایی را ندارد وجود دارد؛ یعنی سلامت فکری، رفتاری و عملی برای کسی که با مکتب امام آشنا شد و به آن التزام داشت وجود دارد. همچنین در عمل کسی که با مکتب امام آشنا نشود، دوگانگی دیده میشود.
ـ رفتار و افکار شهید تقوی در این باره بر چه اصولی استوار بود؟
شهید تقوی دغدغه جدی داشت که افراد را به ویژه در فصل جوانی با این مکتب آشنا کند تا در راستای سازندگی فردی و اجتماعی در کشور، بر اساس یک چارچوب درست این کار را انجام دهند و خروجی و محصول آن حرکت جامعه در راستای شکلگیری جامعه اسلامی باشد. وی در این باره تلاش جدی و پیگیری داشت که این کار را با اقدامی جهادی و حرکت شبانهروزی ادامه میداد تا حرکتی موجوار برای فهم منظومه اسلام ناب و دریافت درست چارچوب های فکری رهبر معظم انقلاب را ایجاد کند.

فعالیت ایشان ناظر به سند 2030 بود که از تراوشات فکری لیبرال سرمایهداری بعنوان رقیب اسلام ناب بود از این منظر قابل اعتناست. یونسکو و سازمانهای لیبرالی مرتبط با سرمایهداری غرب که نگاه مادی را توسعه دادند و تلاش کردند که جهانیسازی تصنعی را در سراسر جهان به نفع خود رقم بزنند و استعمار نوینی را پیاده کنند، اسنادی را تولید میکنند که انسان را در بعد مادی خلاصه می کند و فقط جنبههای غضب و شهوت را به رسمیت میشناسد و انسان را جایگزین خدا بعنوان مالک طبیعت است میکند و حرکت در مسیر بهرهمندی از این حوزه و تامین غرایض را یک اصل برمیشمرد. به همین دلیل است که کشورها را به عنوان کشورهای عقب افتاده، در حال توسعه یا توسعه یافته مینامند. این کشورها در مرکز و محور قرار می گیرند و دیگران و حرکت آنها را به سمت خود تفسیر و جایگاه آنان را مشخص میکند.
در مقابل این نگاه، نگاهی که شهید تقوی به طور دائم دنبال میکرد و تشنه آن مسیر بود و به تعبیر امام(ره) انسان در کنار بعد مادی به عنوان نازلترین بعد وجودی خویش، بعد معنوی را نیز دارد و غیر از غضب و شهوت، صاحب وهم و عقل نیز است و اگر هر یک از وجوه چهار گانه در انسان برجسته شد، یک ویژگی خاص را برای انسان ایجاد میکند و چون ترکیب این وجوه چهارگانه در وجود انسان متفاوت است، انسانها همه نسبت به یکدیگر تفاوتهای اساسی و جدی دارند و حرکت آنها هم حرکت به سمت بینهایت، یعنی به سمت انسان کامل شدن است و فاصله آنها هم با انسان کامل، بسیار است و انسان میتواند هر چقدر که خواست رشد کند، مانند یک انسان غربی نیست که نهایتاً کمال خود را در آمریکایی شدن ببیند، بلکه میتواند تا نهایت مسیر حرکت کند و مانند سلمان و ابوذر بالا برود و رشد کند و در این مسیر به کسب کمالات نائل شود.
جامعه اسلامی نیز یک جامعه متشکل از جمع جبری بین انسانها نیست. همان طور که انسان میتواند تا بی نهایت حرکت کرده و رشد کند، جامعه اسلامی هم جامعهای است که الگو دارد و الگوی آن جامعه نبوی و جامعه علوی است، اما جامعه ایده آل و کامل او جامعه مهدوی است؛ بنابراین جامعه اگر جامعه ما هم بخواهد در این مسیر حرکت کند نباید الگو و مدار خود را جامعه آمریکایی قرار دهد. در جامعه اسلامی، فرد مسلمان از هر خوبی، خیر و برکتی که در دست هر شخصی باشد استفاده میکند و ناظر به توانمندیهای که امروز در غرب وجود دارد، نگاه اقتباسی و انتخابی خواهد داشت.
جامعه اسلامی، جامعه تکراری نسبت به جوامع موجود جهانی نیست، بلکه در یک مسیر نو که افق آن انتها ندارد حرکت میکند. زیرا فاصله بین جامعه امروزی با جامعه مهدوی، جامعهای فوقالعاده است. شهید تقوی سند 2030 را به عنوان سندی میدید که میخواهد چارچوبهای استقلال کشور را در یک جهت حرکت دهد و آن مبانی اصلی سبب محدود کردن آزادی جمعی است که در قالب استقلال کشور معنادار میشود و درصدد شکننده کردن آن است و ما را به تقلید از یک نگاه ناقص و معیوب وا دارد که آن هم نگاه لیبرال سرمایهداری غربی است و حرکت در مسیر همسانسازی سایر کشورها و تقلید آنها از جامعه غربی است. این همسانسازی به آن معنی است که ما مقلد سبک زندگی غرب شویم و زندگی مصرفی داشته باشیم و به عنوان یک قطب دائماً به آنها رجوع کنیم و آنان در جایگاه و منزلتی بنشینند که دائماً سایر کشورها به عنوان یک عنصر نیازمند ذلیل در خدمت اهداف غرب و نظام سلطه قرار بگیرند؛ از این جهت شهید تقوی به شدت روی این سند کار میکرد و هدف جدی خود را در مقطعی، ارائه کردن مشاوره به نمایندگان مجلس گذاشته بود که در این جهت دغدغه داشتند.
ـ نتیجه فعالیتهای ایشان را که در حوزههای فرهنگی و مذهبی بود چطور ارزیابی میکنید؟
شهید تقوی دغدغه بسیاری داشت و خودش را وقف آن کرده بود. انقلاب، اسلام و ایران واقعاً برای او عزیز بودند. تبعیت از مقام معظم رهبری را یک افتخار میدانست و قلب و همه وجودش برای حرکت در مسیر خدمت به مردم میتپید. وقتی بعد از سالیان سال با هم در یک نقطه قرار گرفتیم و کار مشترک را شروع کردیم، اتفاقی که افتاد این بود که احساس میکردم این شهید با همه وجودش در چارچوب تفکراتی زندگی میکند که سالیان سال در آن قالب در یک جبهه قرار داشتیم و خداوند توفیق داده بود که بتوانیم از اسلام، انقلاب و ایران در دوره دفاع مقدس دفاع کنیم. چنین روحیات و خصائصی در شهید زنده بود؛ یعنی دوره جهاد اکبر و دوره دنیازدگی نتوانسته بود این دژ استوار را در وجود این شهید تسخیر کند، لذا آنچه من را فوقالعاده به ایشان وابسته و به شدت علاقهمند و از جهاتی نیازمند کرده بود، صفا، یکرنگی، اخلاص و تلاش این شهید در مسیر درست بود.
وی فداکاری را تا نهایت کار در این مسیر انجام میداد و به اعتقاد من عرصه جهاد، یک عنصر موثر را از دست داد. ارزش انسانهای موثر تا زمانی که حضور دارند شناخته نشده و دغدغه آنها دیده نمیشود. در کش و قوص و رنگ و لعاب سیاسی، تعاریفی صورت میگیرد که نسبت به گوهر وجود افراد غفلت میشود. کشور و انقلاب ما یک گوهر را از دست داد که توانسته بود در طول دهها سال بعد از دوران دفاع مقدس، روحیه بسیجیوار خود را حفظ کند و با همان اخلاص و بیمنت و بهرهمندی از غیرت دینی و عقلانیت بالا، با یک منطق درست در عرصههای مختلف نیاز انقلاب، جامعه و مردم حاضر شود و بتواند فرهنگ بسیج را در سراسر کشور نشر دهد.
شهید تقوی سفرهای مختلفی را در سراسر کشور میرفت و کار ایشان مهم و بنیانی بود که زمان بسیاری را صرف آن میکرد. صفای باطن ایشان سبب شد که شهید تقوی برای هر کسی که با ایشان کار میکرد جذابیت خاصی داشته باشد. افراد بسیاری ممکن است در مبانی منظومه فکری امام و رهبری تدبر و دقت کنند، اما منظومهوار در مدار انقلاب اسلامی و اسلام ناب کار کردن و گردآوری و انتقال آنها به مخاطب اقدام ارزشمندی است که شهید تقوی این جلسات، نشستها و کارگاههای آموزشی را در سراسر کشور دنبال میکرد.
گفتوگو از آزاده غلامی