به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، حامد عسگری، شاعر آئینیسرا شب گذشته در برنامه تلویزیونی چهلچراغ درباره شعر آئینی گفت: در شعر آئینی با موضوع عاشورا اتفاقات خوبی در حال رخ دادن است. قصه عاشورا قصهای است که همه را تحت الشعاع خود قرار داده است. شاعران که خیالپردازترند، این اتفاق، آنها را بیشتر درگیر می کند و شاعری نیست که شعری در این باره نسروده باشد یا حسرت سرودن شعر در این باره را نداشته باشد.
وی افزود: پس از نیما که تحول بسیاری را در ادبیات فارسی رقم زد، این تحول در ادبیات آئینی و عاشورایی نیز به وجود آمد و اکنون از غنای خوبی برخوردار است. در رابطه با زبان، وقتی معتقدیم موجودی زنده است و زمانی پوستاندازی میکند و تغییراتی در آن به وجود میآید. وقتی در دایره گستردهتر نگاه میکنیم، این تغییرات برای شعر آئینی و عاشورایی نیز افتاده است.
عسگری ادامه داد: بسیارند دوستانی که با به کار گیری همه ارکان زبان اتفاقات مهمی را رقم زدهاند که مانا خواهد بود. مانند این شعر که میگوید؛ «خیلی گران تمام شد این آب خواستن/یک مشک از قبیله ما یک عمو گرفت». این شعر به زبان امروزی است و از فخامت و استواری برخوردار است.
این شاعر در ادامه عنوان کرد: مداحان و خوانندگان هم به این موضوع و شعرهای امروزی روی آوردهاند و این اتفاق خوب و مبارکی است، اما نباید شعر امروزی و ساده را با شعر دم دستی اشتباه گرفت و سادهنویسی با دم دست نویسی متفاوت است. وقتی غزلیات سعدی را نگاه میکنید، به اندازهای نرم و ساده است که لذت میبرید و به نظر میرسد این سادهنویسی به دلیل چفت و بستهایی است که در شعر این شاعر وجود دارد؛ از این رو حرکت در این مسیر، حرکت بر روی تیغ دو لبه است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: یک ترانه از کودکی امام باقر سرودهام و آن را با زمان امروز پیوند دادهام که نماهنگی هم برای آن با عنوان «سیدباقر» در حال ساخت است و به زودی منتشر میشود. که بخشهایی از این شعر به این صورت است؛
«با دستای زخمی و تاول زده/خودم مشک سوراخ رو برداشتم
رقیه تو گوشاش گوشواره بود/یه شمشیر چوبی اگه داشتم
چقدر سعی کردم که بابابزرگ/سرش از جلو عمهمون نگذره
توی آتیش خیمهها سوختم/که دودش تو چشم رقیه نره
همینا که نامه نوشتن بیا/همینا که از معرفت دم زدن
عمو کاش بودی و میدیدی که/چقد سیلیاشونو محکم زدن
یه چیزایی دیدم توی کربلا/که حرفام همش نقطه چین میخوره
مث روضهخونا کنایه بگم/که مردمه روزی زمین میخوره
بمونه که ما بچه فاطمه/بمونه که ما زاده حیدریم
ما مهمون که بودیم، چرا توی شام/شراب و لب و خیزران... بگذریم»
عسگری در ادامه در پاسخ به اینکه چرا زبان حال شعرها شخصی شده است، بیان کرد: این نیاز به کار پژوهشی دارد، اکنون شعر آئینی به تبع شعر آزاد به سمت تصویرگری رفته است، اما زبان حالهای خیلی خوبی داریم، به قول یک استاد، هر شعری که سروده میشود صله شعر قبلی من است؛ از این رو هر شعری که برای ذوات مقدسه میگویم، دوربینم را جایی میکارم که کسی از آن زاویه نگاه نکرده باشد و سعی میکنم زبان حال شعرم، زبان حال شخصی نباشد.
وی همچنین درباره شعر مجالس و هیئت گفت: شاعر میله بارفیکس است و مخاطب باید خود را از آن بالا بکشد. چه بهتر که شاعر و مداح، شعری را انتخاب کند که سلیقه مخاطب و هیئت رشد پیدا کند. من اهل منظوم کردن مقتل نیستم و سعی کردهام حد وسط را رعایت کنم. اگر به ساحت هیئت، به عنوان رسانهای اثرگذار نگاه کنیم، به شدت مؤثر است و خروجی آن را میتوان در مدافعان حرم دید.
وی ادامه داد: دستگاه سیدالشهدا(ع) برکت دارد و پویایی ایجاد میکند و میتوان در سبک زندگی از آن الگو گرفت. کوچکتر که بودم، پدربزرگم مجلس روضه داشت و ما براساس سن کارهایی را در روضه، اعم از جفت کردن کفشها، شستن استکانها، ریختن چای و ... عهدهدار شده بودیم و این به خودی خود نوعی سبک زندگی برای ما بود و سبب شد مسئولیتپذیر باشیم.
این شاعر با بیان اینکه آموزههایی که در اشک سیدالشهدا(ع) داریم ایجاد معرفت میکند، هر چند برخی معتقدند اول باید معرفت ایجاد شود و سپس اشک بریزید، گفت: در بحث شعر هیئت اگر بتوانیم با برداشت و تصویرسازی درست و زبان سالم القائات درستی رخ دهد و این شعر در دست مداح باشد و رواج یابد، گرهگشا خواهد بود. شاعران پیامآورانی هستند که در عالم معنا باید برای مخاطب محتوا تولید کنند، اگر این تولید محتوا براساس نیاز، سلیقه و ذائقه مخاطب باشد، چندان توفیقی به دست نخواهد آورد، در حالی که شاعر باید به دنبال نوآوری باشد و از این طریق مخاطب را همراه خود کند، به این معنی که شاعر باید جریانساز باشد.