به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از
لرستان، امام علی(ع) در نامه 53 خود در نهجالبلاغه در رابطه با «حکومت و
مردمداری» فرموده است: «باید دوست داشتنیترین امور برای تو، میانهترین
آنها در حق و عمومیترین آنها در عدالت و فراگیرترین آنها در رضایت عامه
مردم باشد؛ چون نارضایتی عموم مردم، خشنودی خواص را از بین میبرد و
نارضایتی خواص با خشنودی عموم مردم پوشانده میشود.
و هیچیک از عامه
مردم برای حاکم هنگام رفاه و آسانی، پُرهزینهتر و هنگام بلا و گرفتاری،
کمیاریتر و در برابر انصاف، ناراضیتر و هنگام خواستن، پافشارتر و با
اصرارتر و هنگام بخشش، کمسپاستر و هنگام منع از خواستهها عذرناپذیرتر و
هنگام وقوع حوادث روزگار، کمصبرتر از خواص نیست.
و همانا ستون دین و
اجتماع مسلمانان و نیروی آماده در برابر دشمنان، عموم مردم از امت هستند؛
پس بادی گوش جان و توجه تو به آنها و تمایل و گرایش تو بهسوی ایشان باشد و
باید دورترین مردم به تو و مبغوضترین آنها نزد تو کسی باشد که بیشتر،
عیبهای مردم را جستوجو میکند؛ چون مردم عیبهایی دارند که زمامدار به
پوشاندن آنها سزاوارتر است؛ پس هرگز عیبهایی را که از تو پنهان است، آشکار
نکن؛ چون وظیفه تو فقط برطرف کردن عیبهایی است که برایت آشکار است و بر
آنچه از تو پوشیده است خدا قضاوت میکند؛ پس تا میتوانی عیبهای مردم را
بپوشان تا خدا نیز عیبهایی را که پوشیده ماندن آنها را از مردم دوست داری،
بپوشاند.گره هر کینهای که ازمردم داری، بازکن و رشته هرگونه دشمنی و
انتقامجویی را از خود قطع کن و از آنچه برای تو روشن و آشکار نیست، تغافل
کن و هرگز در تصدیق بدگویی کننده شتاب نکن؛ چون سخنچین، خیانتکار است،
هرچند خود را به نیکخواهان شبیه سازد».
رعایت حق و عدالتمعمولاً
در یک جامعه، بخش اندکی از مردم، اطراف زمامدار را میگیرند و در تامین
منافع خود تلاش میکنند؛ در حالیکه بخش عمده مردم، قشر زحمتکشی هستند که
زندگی اجتماعی با وجود آنها شکل میگیرد.
امام علی(ع) در توصیههای خود
به مالکاشتر در ارتباط با وظایف حاکم در برابر مردم و نحوه برخورد با آنها
با تاکید بر لزوم همراهی حاکم اسلامی با بخش عمده مردم جامعه میفرماید:
«باید دوستداشتنیترین امور برای تو، میانهترین آنها در حق و عمومیترین
آنها در عدالت و فراگیرترین آنها در در رضایت عامه مردم باشد؛ بنابراین در
حکومت اسلامی باید تمام تلاش زمامدار برای حفظ حقوق، رعایت عدالت و جلب
رضایت عموم مردم باشد؛ چنین حکومتی؛ ضمن کسب رضایت الهی، دوام و بقای خود
را نیز تضمین کرده است».
باید توجه داشت بنابر کلام علوی نارضایتی گروه
اول که به آنها «خواص» گفته میشود در کنار رضایت و خشنودی گروه دوم که به
آنها «عوام» یا «توده مردم» گفته میشود مشکلی ایجاد نمیکند؛ زیرا بخش
زیادی از سنگینی بار جامعه بر دوش عموم مردم است و مشکلات هم به دست آنها
حل میشود؛ اما اگر رضایت خواص جامعه به بهای خشم و نارضایتی تودههای مردم
جلب گردد، موجب تزلزل در حکومت میشود و در صورت ادامه یافتن نارضایتیها،
چهبسا به انقلاب و نابودی حکومت منجر شود.
اوصاف «خواص» جامعه در کلام علویامام
علی(ع) برای روشن شدن مسئله، به بیان صفات خواص و ویژگیهای توده مردم
میپردازد و در وصف خصوصیات ناپسند خواص و مشکلاتی که این گروه برای حاکم و
حکومت اسلامی ایجاد میکنند، فرموده است: «هیچیک از عامه مردم جامعه،
برای حاکم هنگام رفاه و آسانی، پُرهزینهتر و هنگام بلا و گرفتاری،
کمیاریتر و در برابر انصاف، ناراضیتر و هنگام خواستن، پافشارتر و
بااصرارتر و هنگام بخشش، کمسپاستر و هنگام منع، عذرناپذیرتر و هنگام وقوع
حوادث روزگار، کمصبرتر از خواص نیست».
گروه خواص، انتظارات و
خواستههای زیادی از زمامدار دارند، بهطوریکه در زمان برقراری آرامش و
رفاه در جامعه، تامین منافع مورد انتظار آنها، بسیار سخت و پُرهزینه است و
در زمانیکه جامعه با مشکلات و گرفتاریهایی روبهرو میشود و به کمک و
یاری همه مردم نیاز است، این افراد خود را کنار میکشند و از یاری رساندن
امتناع میورزند؛ زیرا خود را از قشر ممتاز جامعه تلقی میکنند و به همین
دلیل، در برابر رعایت انصاف، تساوی و عدالت در جامعه، بسیار ناراضی و
ناخشنود میشوند و حاضر نیستند در هیچ برنامهای با دیگران در یک صف قرار
بگیرند.
این افراد براساس روحیه خودبرتربینی، خود را طلبکار حکومت و
حاکم میدانند و برای تامین منافع خود، خواستههایشان را با اصرار و
پافشاری زیادی طلب میکنند و بهدلیل نزدیک بودن به حاکم و زمامدار، پی در
پی انتظارات و درخواستهایشان را عنوان میکنند.
این گروه، خود را چنان
صاحب حق و امتیاز میدانند که در برابر بخششهای فراوان نیز بسیار کمسپاس
هستند، زیرا عطا و بخشش را نه تنها لطفی از طرف حاکم نمیدانند بلکه آنرا
ادای دین حکومت نسبت به خود به حساب میآورند که نیازی سپاسگذاری
ندارند.اگر زمانی از خواستههایشان منع شوند یا مانعی برای رسیدن به
منافعشان ایجاد شود، هیچ عذر و بهانهای را نمیپذیرند و تمام عذرها را غیر
موجه یا عذر بدتر از گناه میدانند.
این خصوصیات موجب شده که خواص،
همواره در راحتی و آسایش به سر برند و کمتر با مشکلات و سختیها که توده
مردم معمولاً با ان دست و پنجه نرم میکنند روبهرو شوند؛ بنابراین، هنگام
رویارویی با برخی حوادث و سختیهای روزگار، صبر و استقامت آنها از دیگران
کمتر است و مشکلات بیشتری برای حکومت و جامعه ایجاد میکنند.
خصوصیات «تودههای مردم» در کلام علویامام
علی(ع) خصوصیات تودههای مردم را در سه ویژگی خلاصه کرده و میفرماید:
«همانا ستون دین و اجتماع مسلمانان و نیروی آماده در برابر دشمنان عموم
مردم از امت هستند» کمااینکه اگر حمایت تودههای مردم از دین و حکومت
اسلامی نباشد، دین در جامعه به فراموشی سپرده میشود.تودههای ملت، تنها
عامل قوامبخش به اجتماع مسلمانان و تنها نیروی دفاعی جامعه در برابر
دشمنان و هجوم آنها هستند؛ بنابراین، حکومت اسلامی باید نسبت به گروه اندک
خواص که برای خود امتیاز ذاتی قائلاند و خود را برتر از عموم مردم و حکومت
را نیازمند خویش میپندارند بیاعتنا باشد و با رعایت حق و عدالت، تمام
توجه خود را به کسانی معطوف کند که پایداری دین و شکلگیری و بقای جامعه
مرهون آنان است.امام علی(ع) در این رابطه میفرماید: «پس باید گوش جان و
تمایل و گرایش تو بهسوی ایشان باشد».
از جمله وظایفی که در کلام علوی
در مورد وظایف حاکم در قبال عامه مردم و نحوه برخورد با آنها اشاره شده
میتوان از عیبپوشی، عقدهگشایی و رفع کینهها، قطع ریشههای دشمنی،
تغافل در برخی امور، اعتماد نکردن به سخنچین نام برد.
گاهی در اطراف
زمامدار، افرادی هستند که برای کسب موقعیت و جایگاه خاص و برای تامین منافع
شخصی، به سخنچینی و خبررسانی درست و نادرست میپردازند؛ این افراد
خیانتکار با ظاهری خیرخواهانه نهتنها بین افراد جامعه، اختلاف و عداوت
ایجاد میکند بلکه موجب خدشهدار شدن رابطه حاکم و مردم میشوند که امام
علی(ع) نسبت به عملکرد و سخنچینی چنین افرادی به مالک اشتر هشدار داده و
میفرماید: «هرگز در تصدیق سخنچین، شتاب نکن؛ چون سخنچین خیانتکار است،
هر چند خود را به خیرخواهان شبیه سازد کمااینکه در آیات 10 و 11 سوره
مبارکه قلم آمده است: «وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ﴿10﴾ هَمَّازٍ
مَّشَّاء بِنَمِيمٍ؛ و از هر قسم خورنده فرو مايهاى فرمان مبر، [كه]
عيبجوست و براى خبرچينى گام برمیدارد».
در دیوان منسوب به امام
علی(ع) آمده است که روزی امیرمؤمنان علی(ع) از کنار شخصی عبور میکرد، آن
شخص فرومایه، به امام علی(ع) دشنام داد، ولی ایشان خود را به تغافل زد و
گفت: مراد او از این دشنامها من نیستم.