به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)،
نشست «مخطوطات قرآنی کهن و مسئله تاریخگذاری آنها» به همت پژوهشگاه مطالعات قرآنی با همکاری انجمن ایرانی مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی عصر امروز 11 آذرماه، با حضور آلا وحیدنیا، نویسنده، مترجم و پژوهشگر قرآنی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بررسی شد.
وحیدنیا در این نشست گفت: مطالعه مخطوطات قرآنی به
ویژه مخطوطات به جا مانده از قرون نخست اسنادی را در اختیار پژوهشگران قرار میدهد
که میتوانند نظریهپردازی در این زمینه را تقویت کنند.
وی افزود: قرآن به مثابه یک متن ادبی است که
نسخههای خطی متعددی دارد و میتوان متن آن را تصحیح کرد که تصحیح به معنای اشتباهات
آن نیست بلکه فراهم کردن نسخهای است که برای مقابله کردن نسخههای خطی معتبر آن اثر
فراهم بیاورد تا به نسخه اصل نزدیک باشد که برای این منظور دستیابی به نسخههای کهن
حائز اهمیت است.
وحیدنیا ادامه داد: تاریخ هزار و 400 ساله
قرآننویسی حجم زیادی از قرآنها را برایمان به یادگار گذاشته است این تنوع و فراوانی
میطلبد از نظر تاریخی و جغرافیایی آنها را طبقه بندی کنیم. هر کدام از این دستنویسها
که یا متاخر یا کهن به عنوان اثر هنری، خوشنویسی و تاریخی حائز اهمیت است. اما در میان
آنها یک سری مخطوطات داریم که مربوط به قرنهای اول تا چهارم هستند. در میان نسخههای
خطی بیشترین تعداد نسخهها منصوب به امام علی(ع)است و بیشتر این انتصابهای مربوط به
کشورهای شیعه نشین است نسخهای هم در یمن وجود دارد که به نسخه شهدین معروف است و عنوان
میشود که بخش نخست آن توسط امام علی(ع) کتابت شده است. اغلب قرآنهای کهن یعنی
سه قرن نخست فاقد انجامهای است که اثبات کند مربوط به کدام تاریخ مورد نظر است.
وی در ادامه در مورد تاریخ گذاری قرآنهای
خطی گفت: نخستین روش استفاده از پالیوگرافی است که از حیث روش مورد توجه بوده و در
خط عربی به کمال خود نرسیده است چرا که خطهای عربی به اندازهای متنوع هستند که امکان
بهرهگیری از این روش وجود ندارد و از این رو طبقه بندی خط شناسانه آن مشکل است.
وحیدنیا گفت: خط عربی به دو دسته9 حجازی و کوفی تقسیمبندی میشود که براساس شواهد نسخههای قرآنی، غیر قرآنی، کتیبهها و هر متریالی که خط عربی در آن وجود دارد، در این تقسیمبندی قرار دارد. از سوی دیگر فرانسوا دروش خط عربی را به سه دسته خط حجازی، عباسی نخستین و نوین تقسیمبندی میکند که بعدها «سبک اموری الف» را نیز افزوده است.
وی تصریح کرد: کار پالیوگرافی نمیتواند متغیرهای زیادی را در خود جای دهد و یک کاتب ممکن است طی چند سال یک سبک را بنویسد و یا از سبکهای مختلفی طی یک دوره استفاده کند و یا از پدربزرگش به ارث برده و یا از استاد به شاگرد منتقل شده است و یا باورهای ایدئولوژیک در برخی مواقع اثرگذار بوده است؛ از این ر این روش چندان مؤثر نیست.
این پژوهشگر علوم قرآنی تأکید کرد: یک پالیوگرافیست در رابطه با مخطوطات قرآنی باید همه این مسائل و مباحث را مورد توجه قرار دهد و تاریخ تقریبی آن نسخه را اعلام کند.
وحیدنیا در ادامه مصحف شهیدین در یمن را مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: این مصحف دو بخش دارد و از قدیم مشهور بود که مربوط به دو شهید از والیان امام علی(ع) است و مصحف آغشته به خون بوده و بسیار آسیب دیده است و اکنون از مسجد شهیدین به مسجد اعظم منتقل شده است و بخش نخست آن منتسب به امام علی(ع) است.
وی در ادامه اورتوگرافی، مصحف شناسی یا کودیکولوژی را از روشهای دیگر تاریخگذاری مخطوطات قرآنی دانست و گفت: در روش مصحفشناسی میتوان فهمید در یک دوره تاریخی چه نوع کتابسازی رواج داشته است. همچنین روش دیگر تاریخ هنر است که یکی از ابزارهای مهم در ای زمینه بوده و در مقایسه با نسخههای هنری هم دوره خود میتواند سرنخهایی را به دست دهد.
این مترجم به آزمایش رادیو کربن به منظور تعیین قدمت مخطوطات قرآنی اشاره کرد و افزود: تعیین این کار چندان ساده نیست؛ چرا که با خطاهای سیستماتیک و احتمالی مواجه است و در هر اندازهگیری حاشیه تردید و عدم قطعیت وجود دارد.
وحیدنیا با اشاره به نتایج آزمایش قرآن بیرمنگام گفت: این آزمایش زمان ما بین سالهای 568 تا 645 میلادی یعنی از 54 سال قبل از هجرت تا 23 سال پس از هجرت که با احتمال 95 درصد نشان داده است. 16 برگ از این قرآن در فرانسه نگهداری میشود که روی آن آزمایش کربن 14 انجام نشده اما در کاتالوگ آن ، جزء قرآنهای حجازی تقسیمبندی شده است که این تاریخها با هم هماهنگی ندارند.
وی در ادامه مصحف صنعا را مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: این مصحف به خط حجازی است و ویژگیهای منحصر به فردی دارد و یک مصحف پالیمسست است یعنی جوهر آن پاک شده و روی آن نوشته دیگری کتابت شده است که نسخهای دیگر نیز به همین صورت وجود دارد که سه لایه است و قرآن در ابتدا پاک شده و بر روی آن متن مسیحی با خط عربی نوشته شده است که خط زیرین براثر فعل و انفعالات شیمیایی دوباره ظاهر شده است.. این مصحف دارای 80 برگ است که برگههایی از آن به حراجیها راه یافته و به مصحف استنفورد معروف است و تا سال 2007 میکروفیلمهایی از ان تهیه شد و سپس در سالهای اخیر تصویربرداری فرابنفش نیز روی آن انجام شده است.
وحیدنیا در ادامه بیان کرد: بهنام صادقی، استاد دانشگاه استنفورد تحقیقاتی را در رابطه با مصحف صنعا انجام داده است، وی برای اولین بار لایه زیرین را جدا کرده و آزمایش کربن۱۴ را انجام داد. نتیجه تحقیقات وی نشان داد که ۹۵ درصد لایه زیرین، قرآن عثمانی است و ۵ درصد آن با قرائت مرسوم جهان اسلام متفاوت است و مطابق قرائتهای غیرمعروف مثل ابن مسعود است. از این رو وی تصمیم گرفت که لایه زیرین ۳۶ برگ نسخه صنعا را برررسی کند.
وی درباره این مصحف عنوان کرد: ماهیت و میزان اختلاف متنی مصحف صنعا1 با قرآنی که امروزه میشناسیم در اختلاف ترتیب سورهها است که با مصحف عبید بن کعب هماهنگی دارد. اختلاف مربوط به متن نیز وجود دارد. ترتیب قرار گرفتن آیات 31 و 32 در سوره طه برعکس است.
این پژوهشگر علوم قرآنی با اشاره به مسئله تعیین قدمت مصحف صنعا و آزمایش کربن 14 بر روی برگه استنفورد گفت: نتایج حاصل از آزمایشگاه آریزونا 47 سال پیش از هجرت تا 50 هجری و آزمایشگاه آکسفورد 59 سال پیش از هجرت تا 35 هجری است این آزمایش بر روی برگه قرآن صنعا یا برگه استنفورد انجام شده است و در رابطه با آن دو دیدگاه متفاوت وجود دارد که یکی این است که نظریهای متن زیرین را متنی پیش عثمانی میداند و این مصحف را مصحفی مانند مصاحف دیگر صحابه همچون ابن مسعود و ابی ابن کعب قلمداد میکند و با توجه به تاریخ بسیار کهن به دست آمده از آزمایش کربن 14 احتمالاً خود مخطوط نیز به زمانی پیش از عثمان متعلق است. نظریه دوم نیز نظریهای است که اساس مصحف صنعا 1 را متنی میداند از جمله متونی که به شهادت گزارشهای رسیده از کسانی چون ابن قتیبه همچنان به موازات متن رسمی تا قرن سوم یا چهارم متداول بودهاند و در دوران اموی به کل محو نشدهاند.