کد خبر: 3689852
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۳
گزارشی از دیدار جامعه قرآنی با خانواده شهید محمود باطنی؛

محمود درس و جبهه را با هم پیش می‌برد/ پدر هنوز دلتنگ است

گروه جهاد و حماسه: شهید محمود باطنی در همه ابعاد زندگی‌اش موفق بود، حتی کتاب‌های درسی‌ را به جبهه می‌برد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، آپارتمانی کوچک در انتهای کوچه‌ای بن بست با پشتی‌های کرم رنگ که دورتا دورش را گرفته است. چند قاب عکس کوچک که در گوشه خانه با گل‌هایی مصنوعی تزئین شده است. پیرمردی با چهره‌ای نورانی روی یکی از صندلی‌های میز ناهارخوری نشسته و دستانش را محکم به واکر گرفته است. زیر لب زمزمه‌هایی می‌کند و اشک می‌ریزد. او پدر شهید «محمود باطنی» است از همان بدو ورود میهمانان، با لهجه اصفهانی‌اش از دخترش تعریف می‌کند و می‌گوید: اولاد صالح نعمت است و اگر دخترم نبود، معلوم نیست چه بر سرم می‌آمد.

رد نشود//

این پدر، علاوه بر محمود که در21 بهمن ماه سال 61 در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسیده، پسر دیگرش جانباز است و خودش نیاز به مراقبت دارد و نمی‌تواند از پدر نگهداری کند؛ اما دوردانه دخترش وجیهه وقتش را برای نگهداری از پدرش می‌گذارد.

رد نشود//

اشک‌های پیرمرد و دستان لرزانش، دل تک تک میهمانان را به درد می‌آورد. اشک‌هایی که چند قطره‌اش برای دلتنگی پسرش محمود و قطره‌های دیگرش از وضع روزگار بوده که او را اینچنین زمین‌گیر کرده است. البته وجیهه، دخترش می‌گوید اگر هوا سالم باشد، گاهی روی ویلچر می‌گذارم و برای هواخوری بیرون می‌برم.

حسین باطنی، پدر شهید باطنی با همان لهجه اصفهانی‌اش با اشاره به خصوصیات فرزندش گفت: محمود، هرگز قرآن را ترک نمی‌کرد و با قرآن انس داشت. مسجد خانه‌اش بود و با اصرار او را به خانه می‌آوردم تا شام بخورد.

وی ادامه داد: همه بچه‌های محله پشت سرش در مسجد امام جعفرصادق(ع) نماز می‌خواندند و زمانی که اهل محل متوجه شهادتش شدند، بسیار بی‌تابی می‌کردند.

رد نشود//

پدر شهید باطنی تصریح کرد: محمود برای من و مادرش بسیار زحمت کشید و مادرش را به حج تمتع فرستاد؛ چراکه مادرش بسیار دوست داشت مکه برود.

وی افزود: زمانی که محمود شهید شد، به من نگفتند تا ناراحت نشوم اما زمانی که متوجه شدم به مراسم تشییع رفتم و یکی از شلوغ‌ترین مراسم تشییع بود.

وجیهه باطنی، خواهر شهید محمود باطنی، دنباله حرف پدر را می‌گیرد و گفت: زمانی که به ایام 22 بهمن نزدیک می‌شویم، دگرگون هستیم و شهدا به ویژه محمود از یادمان نمی‌رود.

وی ادامه داد: محمود دو سال از من کوچکتر بود و رابطه خوبی با یکدیگر داشتیم و به اصطلاح پشت هم بودیم. او حافظ چند جزء از قرآن بود.

خواهر شهید باطنی اظهار کرد: محمود مسئول کتابخانه امام جعفر صادق(ع) در محله نفیس خاوران بود و پس از شهادتش سر در کتابخانه را به نام محمود زدند.

وی بیان کرد: پدر در آن زمان از اصفهان به تهران آمده بود که در همان زمان مسجد را به کمک اهالی محل ساختند. پدرم در آن دوره بسیار سرحال و فعالیت بسیاری داشت و امروز اینچنین بیمار شده است. خانه‌اش را فروختیم تا نزدیک خود خانه‌ای را بخرم. از صبح تا عصر پرستار دارد و از عصر هم خودم مراقبش هستم.

رد نشود//

باطنی اظهار کرد: مادرم، هشت ماه در کما بود و به رحمت خدا رفت. اگراو زنده بود، حال پدرم بهتر می‌شد.

وی افزود: پدرم در میدان امام حسین(ع) کاسب بود. محمود از مدرسه بلافاصله به مغازه می‌رفت تا پدرم کمی استراحت کند. بعد آن محمود تازه به خانه می‌آمد و ناهار می‌خورد و سپس مسجد می‌رفت. در مسجد فعالیت‌های زیادی را انجام می‌داد تا جایی که مادر صبح‌ها به زور او را از مسجد راهی مدرسه می‌کرد.

خواهر شهید باطنی اظهار کرد: مادرم اصرار داشت که محمود دیپلمش را بگیرد اما محمود کتاب‌هایش را با خود به جبهه‌ها می‌برد و در آنجا درس می‌خواند و برای امتحان به مدرسه می‌رفت. بار اول که به جبهه‌ها رفت، ترکشی به دستش خورد و برای بار چهارم ترکش پشت سرش خورد و به شهادت رسید.

وی بیان کرد: در مجالسی که در مسجد برگزار می‌شد، محمود قاری بود. محمود زیر نظر حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمسعود قاضوی قرآن را حفظ کرد و پس از شهادتش او از محمود به عنوان نمونه بارز اخلاقی و کرداری و رفتاری یاد کرد.

باطنی تصریح کرد: محمود با جذابیت‌هایی بچه‌های محل را از کوچه و خیابان جمع و به سمت مسجد سوق می‌داد و تک تک آنها را مسجدی کرده بود. اردوهای جهادی برگزار می‌کرد و برای چیدن گوجه و پنبه بچه‌ها را تشویق می‌کرد.

رد نشود//

وی بیان کرد: تا زمانی که پای پدرم به مدرسه محمود باز شود، همه مدیران فکر می‌کردند که محمود فرزند روحانی است. محمود آنقدر در مدرسه تأثیرگذار بود که همه از او راضی بودند.

خواهر شهید باطنی یادآور شد: محمود برای فرار از درس، جبهه را انتخاب نکرد؛ او حتی در جبهه هم درس می‌خواند. پس از شهادتش، دیپلم افتخار را برایش صادر کردند.

وی افزود: محمود در همه ابعاد موفق بود؛ رشته‌اش بسیار سخت و «ماشین ابزار» بود. در ورزش نفر اول رشته کشتی و دومیدانی بود.

باطنی تصریح کرد: مادرم در اواخر راضی بود که محمود به جبهه برود و یک بار خودش به پایگاه مالک اشتر رفت و گفت راضی‌ام که پسرم به جبهه‌ها برود.

در ادامه قاسم رضیعی، قاری بین‌الملل قرآن با اشاره به خون پربرکت شهدا گفت: به برکت خون شهدا این انقلاب پابرجاست وگرنه قابلیتی در مسئولان وجود ندارد و به برکت خون شهدا انقلاب پابرجا مانده است.

رد نشود//

در پایان منصور آقامحمدی نماینده سازمان دارالقرآن از طرف قره شیخ‌لو ریاست سازمان دارالقرآن لوح تقدیری را به خانواده شهید اهدا کرد. بیشتر از این مزاحم پدر شهید با حال نامساعدش نمی‌شویم. او با دعای خیرش ما را بدرقه می‌کند و چه دعای بهتر از دعای پدر شهید که الهی عاقبت بخیر شوید.

گزارش از زینب رازدشت

captcha