گروه جامعه ــ یک کارشناس علوم تربیتی با تأکید بر اینکه تفکرورزی در جریان تربیت اسلامی باید جایگزین القا شود، اظهار کرد: تفکر محوری خلأ موجود در خانوادهها، مدارس و رسانه است.
افضل السادات حسینی، عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در گفتوگو با ایکنا؛ با بیان اینکه هر زمان صحبت از تربیت دینی به میان میآید، فکرها معطوف به چگونگی دین مدار کردن انسانها میشود، اظهار کرد: این در حالی است که تعالیم اسلامی برای نحوه تربیت افراد در سنین و ابعاد مختلف برنامه دارند و تربیت اسلامی چییزی فراتر از آموزشهای دینی به کودکان و نوجوانان است.
وی اصالت دین را متعلق به اخلاقیات دانست و با اشاره به سخن پیامبر اکرم(ص) که میفرمایند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» عنوان کرد: آموختن یک سری آداب اسلامی به افراد صرفا توجه به ظاهر تربیت اسلامی است و از تمام ابعاد آن بهره کافی گرفته نمیشود و این ظرفیت عظیم بیاستفاده میماند. در صورتی که باطن دین اخلاقیات، معنویت و انسانیت است که حوزه تربیت اسلامی را در بر میگیرد، اما از آن غفلت شده است.
حسینی با اشاره به اینکه برخی در جریان تربیت اسلامی از واژه حیات طیبه استفاده میکنند، اظهار کرد: برخی کلمات نباید به شعار و لغلغه زبان تبدیل شود؛ حیات طیبه چیزی جز اخلاق و معنویت نیست و تا زمانی که ما نتوانیم شهروندی اخلاق مدار تربیت کنیم که در کنار صفات ظاهری دین داری، به این درجه از انسانیت نیز رسیده باشد، گامی در جهت تربیت اسلامی برنداشتهایم.
این کارشناس علوم تربیتی با بیان اینکه انسان فطرتا خداجو است و نیازی به اجبار برای آموختن شرایع دین وجود ندارد، گفت: کج فهمی گاهی سبب میشود حتی افراد راه آموزش تعالیم دین نیز را اشتباه بپیمایند چرا که از روشهای تأثیرگذار آگاهی ندارند.
آسیبهایی که آموزش و پرورش به تربیت اسلامی وارد کرده است
وی یکی از آسیب زنندگان به مقوله تربیت اسلامی را آموزش و پرورش دانست و گفت: سیستم غلط مدارس و مدیریت حاکم بر آن صرفا لایهای سطحی از دین را به دانشآموزان انتقال میدهند و به تبدیل شدن آن به عمل توجهی ندارند. در جامعه ما مراسم عزاداری امام حسین(ع) در ابعاد گسترده برگزار میشود اما خروجی آن کمتر به اصلاح رفتار افراد میانجامد. وقتی فردی در مسجد امام حسین(ع) حاضر میشود اما در بازگشت از مراسم برای تصاحب جای پارک خودرو با سایر شهروندان مشاجره راه میاندازد باید به نحوه تربیت اسلامی ارائه شده در این محفل مذهبی خرده گرفت؛ مشاهده چنین شرایطی باید مسئولان فرهنگی را به این فکر وا دارد که کجای راه را اشتباه رفتهایم. خلاصه کردن تربیت اسلامی به ظواهر علت اصلی شکلگیری چنین پدیدههایی است.
وی راه حل موجود را بازگشت به کودکی برای تربیت اسلامی برشمرد و گفت: تربیت از خانه و خانواده آغاز میشود و به روابط و رفتار پدر و مادر بستگی زیادی دارد. در خانهای که مهربانی و اخلاق مداری وجود نداشته باشد تربیت اسلامی نیز محقق نمیشود. خانواده یک سیستم است که همه بر یکدیگر اثر متقابل دارند. پدر و مادر ی که اخلاقیات را رعایت نمیکنند نمیتوانند از تربیت اسلامی برای فرزندانشان سخن بگویند.
حسینی ادامه داد: اگر نماز در محیطی صمیمی در خانه توسط پدر و مادر اقامه شود و بر رفتار والدین تأثیرگذار باشد، نیازی به بهره گیری از اجبار برای آموختن نماز به فرزندان نیست چرا که آنان خود از نماز تصویری آرامش بخش پیدا میکنند و درصدد تقلید این عمل برمیآیند.
وی به نقش مادر در تربیت اسلامی فرزندان اشاره کرد و گفت: اگر چه رابطه عاطفی و علاقه مادر به فرزند میتواند در جذب وی به شدت تأثیرگذار باشد اما این نقش را نباید صرفا به مسائل عاطفی محدود کرد. تأثیر مادر بر رشد عقلانی و اجتماعی فرزندان از اهمیت به سزایی برخوردار است، پرسش و پاسخهایی که بین مادر و فرزند صورت میگیرد و نحوه پاسخ گویی به آن در تربیت فرزند تأثیر شگرفی دارد، اگر مادر از ضعف اطلاعات و بعد شناختی و عقلانی برخوردار باشد، نمیتواند راهنمای خوبی برای فرزندان خود محسوب شود و در مسیر تربیت اسلامی گام بردارد.
حسینی افزود: نوع تعامل مادر با خانواده، همسایه و دوستان و حاکم بودن اخلاق بر روابط اجتماعی وی الگویی برای فرزندان است. تربیت اسلامی چیزی جز اخلاق نیست، بنابراین اگر مؤلفههای اخلاقی همچون بخشش، همدردی، دستگیری و .. در رفتار مادر نمود داشته باشد به طور عملیاتی به فرزندان نیز منتقل میشود. در سنین خاصتر همچون نوجوانی، فرد نیاز به استقلال دارد و مادری که اجازه فکر کردن به فرزند خود میدهد او را در حوزه یادگیری قرار داده است.
نقش مادر در تربیت اسلامی
وی عقل ورزی را یکی از مشخصههای تربیت اسلامی عنوان کرد و گفت: مادر میتواند تلاش کند تا کودک را در راستای قضاوت صحیح قرار دهد تا توان حل مسئله خلاق پیدا کند. کودکی که قادر به تفکر است، تحت تأثیر تبلیغات قرار نمیگیرد.
وی حلقه مفقوده در تربیت اسلامی را تفکر محوری خواند و با تأکید بر اینکه تفکرورزی در جریان تربیت اسلامی باید جایگزین القا شود، اظهار کرد: تفکر محوری خلأ موجود در خانوادهها، مدارس و رسانه است. امروز القا نمیتواند اثرگذار باشد و فرزندان ما نیاز به پرورش قدرت تفکر دارند. تفکر همان تأکید خداوند است که بارها در قرآن کریم نیز بیان شده است و ما را به عقل ورزی دعوت میکند.