
به گزارش خبرنگار ایکنا، غلامحسین ابراهیمی دینانی در نشست بررسی سنایی پژوهی که عصر امروز نهم اسفندماه در شهر کتاب برگزار شد، عنوان کرد: مولوی میگوید از پی شناسایی سنایی و عطار آمدهایم و عطار روح و سنایی دو چشم او است. کنیه سنایی ابوالمجد است و اصل و اصالتش خراسانی است. وی محدثی بزرگ و فردی بی نظیر در علم حدیث بود که در هر شعری که میسرود از احادیث مختلف بهره میگرفت و مسلط بر احادیث نبوی بود علاوه بر این سنایی مفسر نیز بود و هیچ مفسری به زیبایی وی تفسیر نکرده است.
وی با اشاره به اینکه سنایی ادیب، فقیه، حکیم، فیلسوف و شاعر بوده است، تصریح کرد: اینکه چرا به سنایی حکیم گفته میشود، موضوع بحث امروز ماست. در میان شعرای بزرگ تنها سنایی است که حکیم نامیده میشود. حکیم همان فیلسوف است؛ حکمت یعنی تعقل و اصطلاح قرآنی فیلسوف به معنای حکمت است و هر شعر سنایی مشتمل بر حکمت و حدیث است.
این پژوهشگر با اشاره به کتابهای سنایی همچون حدیقةالحقیقه که به معنای باغ حقیقت است، طریق تحقیق، سیرالعباد به معنای مسیر و منظور فقط سفر فیزیکی نیست و قصاید و غزلیات، اظهار کرد: سعدی و حافظ هر دو اهل یک شهر بودند. سعدی به اقصی نقاط جهان سر زده بود، در حالی که حافظ از شیراز بیرون نرفته بود؛ در عین حال نمیتوان گفت که سفر سعدی بیش از سفر حافظ بوده است. باید توجه داشت سیر درونی مهمتر از سیر بیرونی است.
ابراهیمی دینانی ادامه داد: شعری در دیوان این شاعر نمیتوان یافت که به آیه، حدیث، حکمت و مسئله فلسفی اشاره نکرده باشد. برای مثال باید توجه داشت که خداوند مکان ندارد، مکان نیز مکان ندارد؛ وی در شعری به این موضوع اشاره میکند که ضرب کردن عدد یک در یک، سبب افزایش یا کاهش این عدد نمیشود؛ بنابراین وی یک فیلسوف است.
وی گفت: سنایی در شعرش از شرع و عقل یاد کرده و اظهار میکند که آخر شرع، ابتدای عقل است. وقتی به این دو کلمه نگاه میکنیم، میبینیم که «ع» آخر کلمه شرع در ابتدای کلمه عقل استفاده شده است که این موضوع ظرافت خاصی در شعر را نشان میدهد. در حروف عقل و شرع است. سنایی میگوید یعنی در شریعت اگر به مقامات بالا هم برسیم، سلمان فارسی و یکی از اولیای بزرگ دین میشویم. به این معنی که آخرین مقام در عرصه شریعت نیز عقل است. در مقام هستی هیچ چیز بالاتر از عقل نیست، قطعاً عشق وقتی ارزنده است که با عقل همراه باشد. آگاهی بدون عقل ارزنده نیست. سنایی شاعر است، ولی حکیم است و عقلانی فکر میکند.
ابراهیمی دینانی عنوان کرد: کرامت انسان در داشتن اختیار او است. حضرت علی (ع) میفرماید «وای بر کسی که دو ساعت زندگی او یکسان باشد» باید هوسها را شناخت و نگذاشت محکوم هوسها شد. ناطق بودن میتواند بیانگر امتیازی باشد که انسان نسبت به حیوان دارد. از انسان به عنوان حیوان سیاسی و حیوان اقتصادی نیز نام برده میشود. هایدگر فیلسوف آلمانی گفته است که انسان حیوان مائت است که میداند میمیرد. سنایی انسان را موجودی میداند که زنده است، میداند میمیرد و ناطق است و این موضوع نشانه فلسفی بودن سنایی است.
وی در پایان گفت: مقتضای خردمندی انسانها به این است که بتوانند خوب را از بد تشخیص دهند، ولی حیوانات نیز این توانمندی را دارند، پس علامت انسان تشخیص خوب و بد نیست، عقلگرایی موضوع مهم در این رابطه است. سنایی می گوید عقل از حس و خیال و وهم برتر است. وی از مراحلی چون عقل هیولانی یاد میکند که در لحظه ولادت کودک ایجاد میشود که فرد بالقوه عاقل است و هنگامی که بزرگتر میشود حالت عقلانی پیدا میکند. فلاسفه میگویند که عقل و عاقل و معقول یکی هستند. به این معنی که اتحاد دارند. این موضوع از سوی ملاصدرا به عنوان مهمترین دستاورد بیان شده است، در حالی که سنایی این موضوع را 600 سال پیش عنوان کرده بود.
انتهای پیام/