به گزارش کانون خبرنگاران
ایکنا،
نبأ، دوم آوریل، زادروز «هانس کریستین اندرسن»، نویسنده داستانهای کودکان به
روز جهانی کتاب کودک نامگذاری شده که برابر با 13 فروردین است و بهدلیل تلاقی آن با سیزدهم نوروز، در ایران به روز 14 فروردین موکول شده است. این روز از سال ۱۳۴۹ در ایران به رسمیت شناخته شده و وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۰ روز ۱۴ فروردین هر سال را روز جهانی کتاب کودک در ایران اعلام کرده است.
یکی از راههای مهم در زمینه یادگیری و آموزش کودکان، تشویق آنها به مطالعه کتاب است. ادبیات دینی کودکان، ادبیاتی است که میراث مذهبی را به نسل بعدی منتقل میکند. از وظایف اصلی ادبیات دینی، آموزش مفاهیم و اطلاعات دینی است؛ مثل کتابهایی که در قالب داستان، میکوشند تعالیم مذهبی را آموزش دهند. بیشتر داستانهای مذهبی درباره پیامبران، امامان معصوم و اولیای الهی است و نکتههای اخلاقی مناسبی را برای کودکان دربردارد. برای آموزش مفاهیم دینی و آشنا کردن کودکان با زندگینامه پیشوایان هم، کتاب ابزاری کاربردی است که میتواند کودکان را با این آموزهها آشنا کند که البته میزان جذاب بودن این آثار برای جلب توجه کودکان، نکته قابل تأملی است.
در همین باره به مناسبت روز جهانی کتاب کودک، با «افق اشراقی»، عضو گروه بررسی ادبیات دینی شورای کتاب کودک و «سیاوش ذوالفقاریان»، تصویرگر حوزه کتاب گفتوگو کرده و میزان کیفیت و دامنه فعالیتهای نویسندگان و تصویرگران گروه کودک و نوجوان را در حوزه ادبیات کودک با محوریت انعکاس شادی و تلذذ، جویا شدیم که مشروح آن از نظر میگذرد.
افق اشراقی: فقدان عنصر جذابیت در کتابهای دینی ادبیات کودک
افق اشراقی در پاسخ به این سؤال که در خصوص آثار موجود در حوزه ادبیات کودک و بهطور مشخص، ارائه مفاهیم دینی و معارف اسلامی، تا چه اندازه از عناصر شادیآفرین و نیز خلق آثار مهیج و شورانگیز استفاده شده است، گفت: تاکنون در این زمینه آماری گرفته نشده که مستند صحبت کنم، نمیتوانم بهطور قطع بگویم شادی در کتابهایی که در خصوص ادبیات کودک به نگارش درآمده است غلبه دارد یا غم؟ این امر بینابین است؛ شاید فقط کمی غم غلبه داشته باشد ولی نه زیاد. بیشتر در آثاری که به موضوع واقعه کربلا میپردازد وجه غم غلبه دارد؛ به طور مثال، در یک اثری که به زندگینامه حضرت رقیه با جزئیات میپرداخت، بیش از حد به بعد مصیبت این موضوع پرداخته شده بود که حتی خودمان هم جا خوردیم. این کتاب را وقتی در کتابخانه یک مدرسه برای دانشآموزان خواندند، 30 دانشآموز از سوی والدین یادداشت آوردند که این کتاب خیلی غمگین بود و ما خیلی ناراحت شدیم. همانطور که اشاره کردم، اصولا کتابهایی که مربوط به واقعه کربلا است، مضمون غمگین دارند.اما کلا شادی و غم حالت بینابین دارند و در مورد میزان اثرگذاری نمیتوانم نظر قاطع دهم.
وی با اشاره به چالشهای پیش روی نویسندگان و تصویرگران در حوزه ادبیات کودک برای بیان وسعت مفاهیم شادیآور بهویژه اینکه در بیان محتواهای آموزشی دینی صرفا نیازی به مضامین اندوهگین وجود ندارد، گفت: در این حوزه، نویسندگان با چالشی جدی روبهرو هستند؛ چرا که مثلا اگر بخواهند در رابطه با شخصیتها جو شاد در آثار ایجاد کنند، شاید این تلقی ایجاد شود که به اشخاص مقدس در دین بیحرمتی شده و این باعث میشود که نویسندگان با احتیاط بیشتری دست به قلم شوند اما با توجه به اینکه اکثر آثار دینی تأکید بر محبت و مهربانی دارد، در آثار موجود، تعادل ایجاد میشود؛ ین موضوع را میتوان همان شادی تعبیر کرد. البته تاکنون اینگونه به آثار نگاه نشده و نیاز به آمارگیری دارد تا بتوان قاطع صحبت کرد و در حال حاضر برای بیان عنوانی خاص، حضور ذهن ندارم.
عضو گروه بررسی ادبیات دینی شورای کتاب کودک در پاسخ به این سؤال که «با توجه به اینکه فاکتور جذابیت از عوامل مهم در جذب کودکان به مطالعه است، نویسندگان و تصویرگران از چه ابزارهایی برای جذابترکردن اثرشان استفاده میکنند؟» گفت: به شخصه من در این هفت، هشت سال اخیر به خصوص در حوزه تصویرگری تقریبا مورد خاصی ندیدم. که این مسئله ضعفی جدی بهشمار میرود.
وی با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد در این رویه متذکر شد: تا به حال پیشنهاداتی که از طرف ما در گروه بررسی مطرح شده، بیشتر در مورد نوع شخصیتپردازیها بوده است، اما اینکه بخواهیم روی این مسئله تأید کنیم، ممکن است در سالی مطرح شده باشد ولی خاطرم نیست. در حال حاضر این نوع نگاه به آثار حتی برای خودم هم جذاب و جدید است و دوست دارم برگردم و در نگرش به کتابها تجدید نظر کنم.
افق اشراقی با تأیید این مطلب که متأسفانه نویسندگان در نگارش آثار مربوط به حوزه کودک بیشتر به مصائب اسلام میپردازند در صورتیکه رسالت دین ما صرفا بیان مصائب نیست؛ و این باعث خواهد شد در آینده کودکان دین را به درستی نشناسند یا فقط جنبه مصیبتهای دین را ببینند، توضیح داد: در گذشته علاوه بر شرح مصائب در زندگی معصومین(ع)، به بیان کارهایی که آنها برای خوشحال کردن دیگران انجام میدادند، نیز پرداخته میشد. اما تعداد آثاری که درباره شادی در جریان زندگی معصومین تولید شده باشد، آن قدر نیست که در ذهن بماند. برای مثال یادم هست در یک اثر که به زمان کودکی زندگی یک معصوم میپرداخت از مضامین شادی در کودکی آنها استفاده شده بود اما باز هم در بعضی آثار نشانههایی از خشونت مثل پرتاب کردن سنگ به چشم میخورد.
وی در پاسخ به این پرسش که «محوریت آثار موجود در حوزه ادبیات کودک، بیشتر در حیطه آشنا کردن کودکان با زندگینامه معصومین است یا آموزش مفاهیم دینی هم مورد توجه قرار میگیرد» گفت: غلبه آثاری که درباره زندگینامه معصومین تولید میشود، بیشتر است. و تاکنون نسبت به این مسٔله که تولید آثاری که صرفا به زندگینامه معصومین میپردازد، کمی تکراری شده، نقدهایی وارد شده و حتی بهصورت غیر مستقیم هم پیشنهاداتی ارائه شده است.
البته در دو سال اخیر، آثاری به چشم میخورند که با مضامین دیگر مثل حجاب یا احکام شرعی به رشته تحریره در آمده اما متاسفانه چون پردازش خوبی نداشتند و صرفا به بیان مفاهیم کلی و بدیهی، اکتفا شده بود، نتوانستند در دسته کتابهایی قرار بگیرند که آن را بتوان معرفی کرد.
افق اشراقی همچنین به روش نویسندگان در نگارش آثاری که به آموزش مفاهیم دینی میپردازد، (مستقیمگویی یا طرح معما) اشاره و تصریح کرد: در چند سال اخیر استفاده از روش مستقیمگویی مثل بیان توصیههای اخلاقی در آخر کتابها کم شده اما هنوز جملهبندیهایی که حالت دستوری و پند و اندرز داشته باشند، در کتابها به چشم میخورد؛ مستقیمگویی روش مناسبی نیست و اتفاقا یکی از معیارهای ما در سنجش آثار این است که اگر کتابی حاوی پندهای مستقیم باشد در آثار خوب طبقهبندی نمیشود. توصیه ما این است که نویسندگان از پند و اندرز مستقیم استفاده نکنند. هرچند هماکنون در کتابهای جدید، پند و اندرز در قالب داستان به کار برده میشود مثلا پندی که یک پدر به پسرش میدهد یا یک روحانی به جوانها؛ اما به هر حال در این زمینه نیاز به تلاش بیشتری داریم.
وی تصویرگری در آثار مربوط به ادبیات کودک را ناموفق ارزیابی و تصریح کرد: برداشت من این است که ناشران تمایل دارند با کمترین هزینه آثار را منتشر کنند و از طرفی هم چون تصویرگران حرفهای هزینه زیادی برای خلق اثر دریافت میکنند و نیز با توجه به اینکه ناشران از آگاهی کمی نسبت به اهمیت تصویرگریهای حرفهای برای جذابتر شدن کار برخوردار هستند، تصویرگران معمولی را انتخاب میکنند.
افق اشراقی در پاسخ به این پرسش که «این مسئله که ناشران به ارزان بودن کار ترجیح میدهند آیا فقط در حوزه دین است یا کلا در حوزه ادبیات کودک؟» توضیح داد: در گروه ناشران کتابهای کودک و نوجوان استان قم، این نظر بهصورت کلی مطرح شد و مربوط به کتابهای دینی نبود ولی به نظر میرسد که قابل تعمیم به کتابهای دینی هم باشد. یک نکته هم که در حد استنباط شخصی است، این که خیلی از این مجموعههایی که درباره زندگی امامان است، مجوز چاپ است برای اینکه ناشر راه باز کند برای کار بعدی. ناشران مخصوصاً برای کتابهای دینی سرمایهگذاری نمیکنند و به این کتابها به عنوان ابزار نگاه میکنند و احساس مسئولیت و تعهد خاصی ندارند که علاقه دینی بهوجود بیاورند. البته حسن نیت در ناشران، نویسندگان و شاعران هست زیرا وقتی با آنها صحبت میکنیم، میبینیم که شور و هیجان دارند برای اینکه اثری که منتشر میکنند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد ولی هم علم آن را ندارند هم اینکه گاهی فکر میکنند با سر هم کردن کلمات، جملات و تصاویر میشود مخاطب را تحت تأثیر قرار داد.
عضو گروه بررسی ادبیات دینی شورای کتاب کودک درباره اینکه آثار موجود در حوزه ادبیات کودک در ارائه مفاهیم دینی و آموزههای معرفتی، چقدر از ایدهآل خود فاصله دارند؟ گفت: با مقایسه مجموعه کتابهای تالیف شده در حوزههای دیگر و همچنین کتابهای تألیف شده در حوزه ادبیات کودک، میتوان به این سؤال پاسخ داد اما بهطور کلی نویسندگان معیارهایی را که بخش بررسی درباره تالیف مورد توجه قرار میدهد، رعایت میکنند ولی در بخش مربوط به آثار دینی به خاطر مطرح بودن نام اشخاص مقدس، تردید میکنند که وارد این حوزه شوند که بیشترین علت این موضوع نگرانی آنها از ممیزیهاست.
برای مثال به خاطر دارم در گفتوگویی که با یک تصویگر معروف داشتیم، ایشان علت انصراف خود را این چنین عنوان کرد که این اثر ممکن است مانع کارهای دیگر من شود. وقتی علت را بیشتر جویا شدیم پاسخ داد برای استفاده از برخی آیتمها مثل شادی، باید برخی مرزها را رد کرد که این موضوع برای بعضی افراد ایجاد سوء تفاهم میکند که تصویرگر برای خلق این اثر سوء نیت داشته است. بنابراین آن کار را ادامه ندادم. سیاوش ذوالفقاریان: محدود کردن افراطی تصویرگر، پاک کردن صورت مسئله است تصویرگری کتاب کودک در حوزه آثار معارفی و دینی نیز دچار پیچ و خمهای بسیاری است که شوق تصویرگران را برای فعالیت در این حیطه کاسته است. در حوزه تصویرگری آثار معارفی برای جلوگیری از خلق چهرههای اغراقآمیز از ائمه، تصویرگران از همه جوانب محدود شدند که آنها را با مشکلات بسیاری روبهرو کرده است.
در این باره سیاوش ذوالفقاریان، تصویرگر حوزه کتاب در گفتوگو با کانون خبرنگاران
ایکنا،
نبأ، به بیان چالشهایی که تصویرگری کتاب کودک در حوزه آثار معارفی و دینی با آن روبهروست پرداخت و گفت: متأسفانه تصویرگری در این حوزه با محدودیتهای بسیاری روبهروست که باعث میشود تصویرگران در خلق اثر بهگونهای رفتار کنند که جذابیتهای لازم در تصویر از بین برده میشود.
وی علت محدودیتهای موجود در این حوزه را به تصویر کشیدن چهرههایی اغراقآمیز از ائمه و استفاده از آنها در هیئات مذهبی عنوان کرد و گفت: این موضوع در 10 سال پیش به اوج خود رسید که موجب برخورد قاطع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد و متأسفانه تصویرگری را با محدودیتهای شدیدی روبهروکرد.
سیاوش ذوالفقاریان با اشاره به اینکه وجود برخی خط قرمزها در وزارت ارشاد بیتأثیر نیست اما افراط در محدود کردن تصویرگر در خلق آثار معارفی و دینی به نوعی پاک کردن صورت مسئله است، گفت: به نظر من راه حل این موضوع ایجاد کارگروهی در وزارت ارشاد است که در رابطه با تصاویری که دارای انحراف یا مضامین منفی هستند، امر نظارت را عهدهدار شود.
وی افزود: شخصیت افراد از طریق چهره آنها ملموستر میشود، اما تصویرگران باید توجه داشته باشند که خصوصیاتی مثل جوانمردی، ابهت و یا مهربانی را باید بهصورت زیرپوستی به چهره اشخاص مقدس بدهند و از جلوههای بیش از حد مانند بهکارگیری رژ گونه در زیبا نشان دادن چهره خودداری کنند.
این تصویرگر کتاب کودک در پاسخ به این سؤال که تصویرگری در فضای کنونی جهان که به سمت مصور شدن حرکت میکند تا چه اندازه موفق عمل کرده است، گفت: متأسفانه در چهار دهه اخیر تصویرگری توانایی پیشرفت را داشته اما به دلیل برخی محدودیتهای بیش از حد، با پیشرفتی رو بهرو نبودهایم.
وی علت کم بودن تمایل تصویرگران برای خلق اثر در این حیطه را وجود چالشهای بسیار که گاهی سبب تغییر و حتی طراحی مجدد اثر میشود، عنوان کرد و گفت: ناهمواریهای موجود، موجب عدم تأثیرگذاری آن کتاب بر کودکان و همچنین کاهش مخاطب در این حوزه میشود.
ذوالفقاریان با بیان اینکه هزینه تصویرگری در این حوزه با دیگر حیطهها تفاوتی ندارد، گفت: جنگ اعصابی که تصویرگر برای مقابله با محدودیتهای افراطی متحمل میشود، هزینهای است که باید تصویرگر بپردازد. به همین علت تصویرگران تمایل زیادی به خلق اثر در این حوزه ندارند و از طریق بهانههایی مثل هزینه، از همکاری در این زمینه شانه خالی میکنند.
وی در پایان در پاسخ به این سؤال که برای نمایش شادی در آثار تصویرگران از چه عناصری استفاده میکنند، گفت: استفاده از طرحهایی مثل گل و پرندگان و همچنین بهکارگیری رنگهای شاد در عین حفظ کنتراست از ابزارهای معمول در تصویرگری است. رنگها در بیان پیروزی پس از جنگ موجب تلطیف اثر و بروز شادی میشود چرا که فضای جنگ به دلیل استفاده از برخی خطوط خشن جلوه میکند.
برخی آثار سیاوش ذوالفقاریان؛ تصویرگر کتاب
مهسا اسفندیاری
انتهای پیام