
به گزارش خبرنگار ایکنا، مرتضی سرهنگی، مدیر دفتر ادبیات مقاومت و پایداری حوزه هنری در نشست رونمایی از کتاب اردوگاه اطفال عنوان کرد: ادبیات جنگ انسانیترین ادبیات است زیرا پای انسان در میان است. سربازی که به اسارت در میآید دیگر سرباز نیست بلکه انسان است که به حمایت نیاز دارد. چنین اتفاقاتی که برای اسرای ایرانی روی میدهد به واسطه فعالیت نیروهای بعثی سختتر میشد.
وی با بیان اینکه احمد یوسفزاده، نویسنده این کتاب یکی از خوش فکرترین اسرای ایرانی است گفت: وی چندین کتاب از دوران اسارت خود نوشته است. خندیدن در دوران اسارت موضوعی نبود که نیروهای بعثی از آن خوششان بیاید. این نکته بارها توسط اسیران نوجوان در این کتاب اشاره شده است.
سرهنگی در ادامه سخنان خود گفت: اسرای ایرانی پس از آزادی قلم به دست گرفتند و به نگارش خاطرات خود میپردازند که همین موضوع امروز ما را با ادبیات اردوگاهی روبرو کرده است. در جنگهای دفاعی، پیر، جوان، مرد و زن همگی به ناگهان سرباز میشوند و این اقدام ناگهانی کاری است که توسط دشمن صورت میگیرد. دنیا تلاش کرد تا چنین روندی را از ما بگیرد و با استفاده از خبرگزاریهای شاخص جهان این موضوع را مطرح کردیم که ایران با امواج دفاعی به عراق حمله میکند. منظور از امواج دفاعی، حمله بدون برنامه بود.
این مدیر حوزه هنری اظهار کرد: دشمنان اینگونه مطرح نمیکردند که ایرانیان فداکارانه از کشورشان دفاع میکنند. جوانان 17 ساله ما در اردوگاههای اطفال عراقیها را نابود کرده بودند. این کتابها در قالب زندگی نامههای اسرا برای ما درس آموز است. دنیا ادبیات جنگ را جوان نگاه میدارد تا به وسیله آن بتواند مشکلاتش را حل کند به ترسیم هزینه جنگ بپردازد، اما ما هنوز هزینه جنگ را در نیاوردهایم. این کتابها ما را راهنمایی میکنند که چطور کشور حفظ شده است و چطور باید با این گنجینه برخورد کنیم.
سرهنگی گفت: آنچه پاراگرافهای ادبیات جنگ را کنار هم میگذارد احساس است ادبیات جنگ ادبیات انسانی است آنچه اصل متن چنین ادبیاتی را تشکیل میدهد همان احساس و عاطفه است. ادبیات جنگ همدلی به غیر از انسان، ندارد و نمیتواند از احساس عاری باشد. متاسفانه طی 18 سالی که ایران به نگهداری از اسرای عراقی مشغول بود هیچ سند و خاطرهای را ثبت و ضبط نکرده است.
وی عنوان کرد: من از ساعت 15 هر روز با افرادی که از اسرا نگهداری میکردند صحبت میکنم تا بفهمم این اتفاق چطور انجام میشد. ما تا زمان سقوط صدام کوتاهی کردیم و نسبت به نگهداری و حفظ این مطالب اقدامی انجام ندادیم این در حالی بود که ما 60 هزار اسیر عراقی داشتیم. اردوگاه اطفال نشان دهنده تیز هوشی اسیران 17 ساله ایرانی است که نویسنده دوره اسارت را تقطیعی کرده تا بتواند به درستی به آن بپردازد.
احمد یوسف زاده نویسنده کتاب در این نشست عنوان کرد: احساس کردم خواننده نیاز دارد که آنچه را میان یک نوجوان اسیر ایرانی و عراقیها اتفاق افتاده است را بداند بر همین اساس نگاه دقیقی به تفاوت میان دو نوجوان آزاد و دست بسته اسیر داشتهام خاطرات بسیاری به صورت کلی در این باره نوشته شده است ولی من احساس دین میکردم تا بتوانم با بیان این خاطرات خواننده را با خود همراه کنم.
وی گفت: من هشت سال در اسارت بودم ولی باید 30 سال از آن دوران میگذشت تا بفهم چه اتفاقی افتاده است چرا که در آن موقع من نوجوانی 16 ساله بودم که دلتنگیهای یک پدر در هنگامی که برای دخترش خواستگار آمده است را نمیفهمیدم من آن وقایع دوران اسارت را با حفظ امروز خودم تکمیل کردم و بسیاری از خاطراتی که در این کتاب آمده است مربوط به اسرای دیگر است.
رحیمی دوست و همرزم یوسف زاده نیز در این نشست عنوان کرد: این خاطرات مقطع خاصی از دوران اسارت را بیان میکند و فلسفه ویژهای درباره مقطعی از جنگ است که اردوگاه اطفال را شامل میشود. در این راستا پشت پرده سیاست عراق در رابطه با ایران بیان میشود که انان اینگونه اظهار میکردند که ایران سرباز ندارد و اطفال را برای دفاع به کشورش به جبهه میفرستد این کتاب نشان میدهد که عراقیها اسیر ما بودند.
وی با بیان اینکه این کتاب در نهایت سادگی، بسیار جذاب است گفت: اولین سوالی که از سوی مخاطبان از ما مطرح میشود این است که آیا عراقیها شما را میزدند؟ چگونه میزدند؟ اسارت گوشهای از مبارزه بود که با شکنجههای خاصی انجام میشود و اگر مباحث اعتقادی در افراد وجود نداشت خیلی از آنها خودکشی میکردند.
انتهای پیام