
به گزارش ایکنا؛ عبدالحسین طالعی عضو هیئت علمی دانشگاه قم و مولف دهها عنوان اثر در زمینه معارف اسلامی در سلسله یادداشتهایی که به صورت هفتگی برای ایکنا ارسال میکند به بررسی ابعاد مختلف مسئله گفتمان مهدویت و آسیبشناسی این موضوع میپردازد. در یادداشت حاضر موضوع اهمیت پیروی صادقانه از امام معصوم در جهت بهرهمندی از نعمت آموزههای دینی مورد بررسی قرار گرفته است. متن یادداشت از نظر میگذرد؛
به این چند جمله نیک بیندیشید: دست چرب در آب وارد میشود، اما همچنان به حالت چربی از آب بیرون میآید. آبکش در حالی وارد آب می شود که تهی از آب است، و در حالتی از آب بیرون میآید که همچنان خالی است. یک صندلی در کلاس مدرسه سالها مینشیند، چند برابر دوره اقامت دانشآموزان در مدرسه، ولی هیچ وقت درسی فرا نمیگیرد.
نکته مشترک در این سه مورد چیست؟ این است که «درون» این سه شیء با فضای جدید، پیوندی نمییابد، بلکه گاهی مانعی دارد که بهرهگیری آن از فضای جدید را باز میدارد. صندلی از درسهای مدرسه هیچ نمیفهمد، وگرنه مانند دانشآموزان پیشرفت میکرد. چربی در دست چرب، مانع می شود از اینکه آب به پوست بدن برسد. آبکش سوراخهایی دارد که نمیگذارد آب در آن باقی بماند.
آنچه در این مثالها آمد، به نوعی قصه ما است. هر یک از ما صدها بار محیطها و فضاهای معنوی را تجربه کردهایم؛ دست کم پنج بار نماز در هر روز، سی روز روزه در هر سال، سفرهای متعدد زیارتی، مجالس دعا و احیای ماه رمضان، قرائت قرآن، مجالس تعلّم و تعلیم علوم اهل بیت، مجالس حسینی و دیگر مجالس مانند غدیر و مبعث و ... . سؤال این است که: چرا این همه تذکر معنوی در وجود ما – چنان که باید و شاید – ننشسته و جای نگرفته است؟
پاسخ این پرسش را، خداوند متعال به ما داده، پیش از آن که اصل سؤال برای ما مطرح شده باشد. در سوره نساء می فرماید: «یا أیها الذین آمَنوا آمِنوا؛ ای مؤمنان! ایمان بیاورید». یعنی بکوشید و از خدای بزرگ بخواهید که درجات ایمانتان افزوده شود. اگر ایمان شما فقط زبانی بوده، بخواهید و بکوشید که قلبی شود. اگر در دل وارد شده، بخواهید و بکوشید که بیشتر در درون نفوذ کند.
می پرسیم: چگونه بخواهیم؟ پاسخ می دهد: برای هر کاری باید از در وارد شد: «وأتوا البیوت من أبوابها». کدام در؟ میفرماید: از راه وسیله وارد شوید: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا إلیه الوسیلة». میپرسیم: وسیله چیست؟ کلام پیامبرش را یادآور میشود که تمسک به قرآن و عترت را تنها سبب رهایی از گمراهی بیان کرده است. و نیز کلام امامان معصوم را که فرمودند: «ماییم وسیله به درگاه الهی». همان حقیقت که گاه به تعبیر «سفینه نوح» و گاه به عبارت «باب حطّه» بیان فرمودند، و در هریک لطائفی نهفته است.
گاه این وسیله را بطور خاصّ و جزئی بیان فرمود، مانند راه رسیده به علم را، که فرمود: «أنا مدینة العلم و علي بابها». و در توضیح آن فرمودند: «و لا یؤتی المدینة إلّا من بابها». و گاهی توضیح بیشتر دادند: «فمن أتاها من غیر أبوابها سمّي سارقا؛ هشدار! که علم دین را از راه دزدی طلب نکنی».
می پرسیم: چگونه بکوشیم؟ پاسخ را به زبان این آیه میدهد: «والذین اهتدوا زادهم هدی». دقت کنید! یعنی: کسانی که هدایت (پیشین) را (به جان و زبان و عمل) پذیرفتند، بر هدایتشان میافزاید. همان گونه که در مورد هر نعمتی فرمود: «لئن شکرتم لأزیدنّکم؛ شکر نعمت کنید تا نعمت را بیفزاییم». به سه قید تأکید در آیه دقت شود. یعنی: در صورتی که شکر کنید، حتما حتما حتما بر نعمت میافزاییم.
کلید اصلی همین است. باید درنگی داشته باشیم در آنچه میشنویم و میخوانیم و میبینیم تا این همه یافته، هضم وجودی شود، وگرنه مانند هله هولهخوری است، فربه شدن بدون تقویت بدن. بی دلیل نیست که یک ساعت (یعنی یک مجلس نه الزاماً 60 دقیقه) تفکر را بالاتر از هفتاد سال عبادت (بدون اندیشه) دانستهاند. تفکر، یافتههای ما را بارور میکند. «محاسبة النفس» بدان روی ارزش یافته که نوعی تفکر است، تفکری که به رویکرد و عملکرد ما جهت مثبت میدهد.
نگاهی به متون وحیانی این حقیقت را بیشتر و بهتر مینمایاند. «تولّی» یعنی قبول ولایت امامان نور. «تبرّی» یعنی قبول دوری از پیشوایان ظلمت. «انتظار» یعنی قبول نظر به آینده موعود. هر چه بیشتر انسان به این پذیرشها گردن نهد یعنی هر چه بیشتر و خالصانهتر شکر نعمت کند، خداوند بر نعمتهای خود به ویژه نعمت خاصّ خود – هدایت – میافزاید؛ در مسیری که پایانش نیست. اما اگر به این هدایتها گردن ننهد، یعنی در قلب و زبان و عمل آن را به کار نگیرد، مصداق کفران نعمت میشود، و هشدار الهی که: «إن کفرتم إنّ عذابی لشدید». آنگاه میشود مانند همان صندلی و آبکش و دست چرب. نتیجه این شیوه، آن است که در «دیندانی» در جا میزنیم و هرگز به «دینداری» نمیرسیم، چه رسد به «دینبانی» که ادعای آن را داریم.
نگاهی صادقانه بر کارنامه خود بیفکنیم و آسیبها را بازشناسیم. باور کنیم که وعده خدایمان راست است که فرمود: «والذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا». باز هم به سه قید تأکید در کلمۀ لنهدینّهم دقت کنید. باور کنیم که راه امام منتظر، راه ایمان و عمل است، نه تنها زبان. اگر ایمان و تسلیم در دل باشد، کلام امام صادق(ع) ما را بسنده است که فرمود: «من کان ینتظر أمرنا فلیعمل بالورع و محاسن الأخلاق».
انتهای پیام