کد خبر: 3734484
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۹

شهیدی که طاقت نیاورد سلاح برادرش روی زمین بماند

گروه جهاد و حماسه ــ برادر بزرگش که شهید شد، دیگر طاقت نیاورد تا سلاح برادرش روی زمین بماند. او ترک تحصیل کرد و چند سال بعد راهی جبهه شد و در نهایت ساله 65 در جبهه شوش به شهادت رسید.

رد نشود//

به گزارش خبرنگار ایکنا، شهید جواد سلیمانی، در 12 فروردین ماه سال 1346 به دنیا آمد، هنوز مشغول تحصیل در کلاس سوم راهنمایی بود که برادر بزرگش عباس در مهرماه سال 1361 شهید شد. شهادت برادر در روحیه جواد اثر عمیقی گذاشت تا آنجا که دیگر ادامه درس برایش ممکن نبود. او دائما در تکاپوی این بود که سلاح برادرش روی زمین نماند. به همین جهت ترک تحصیل کرد و چون هنوز سنش کفاف نمی‌داد تا به جبهه برود، در بازار تهران مشغول به کار شد. جواد ابتدا به کمک پدرش رفت و هرچه درآمد داشت را صرف امورخیریه و افراد مستمند کرد.

محفلی برای قرآن

این پسر در حال و هوای قبل از انقلاب هم به امور مذهبی می‌پرداخت. همواره در جلسات مذهبی حاضر بود. با پیروزی انقلاب اسلامی و به برکت خون شهدا توانست بیش از پیش در این محافل شرکت کند و از قرآن و محافل انس؛ با کلام الهی بهره‌مند شود. زمانی که به خدمت سربازی فرا خوانده شد بلافاصله خود را معرفی کرد و پس از طی مراحل قانونی جهت آموزش نظامی عازم جبهه شد.

شهید جواد سلیمانی، در 26 اسفند ماه سال 63 به جبهه رفت. عشق زیادی برای رفتن به جبهه داشت. خانواده‌اش دیگر جلویش را نگرفتند. او که خود را یکی از وارثان این انقلاب می‌دانست نمی‌توانست تحمل کند که لشکریان دشمن بعثی، وارد خاک کشورش شوند. جواد طی چندین ماه رزم بی‌امان خود علیه بعثی‌ها، از جانب فرماندهانش بارها مورد تشویق قرار گرفت. جواد فرصت به دست آمده را غنیمت شمرد و به خودسازی پرداخت و این کلام امام امت که جوان عزیز تقوی را پیشه خود کنید و به تزکیه نفس بپردازید را نصب‌العین خود قرار داد و این مطلب از نامه‌هایی که برای‌مان می‌فرستاد مشخص بود.

شهید جواد سلیمانی، حدود 20 ماه در جبهه‌های نبرد ماند. سعی می‌کرد کمتر به مرخصی بیاید و بیشتر در جبهه بماند، هرگاه که به مرخصی می‌آمد، تنها در فکر جبهه و فضای عرفانی آنجا بود و فکر وذکرش، شهادت در راه خدا بود و اینکه بچه‌های جبهه همه پاک و منزه هستند و هدف والای آنها دیدار معبود و شهادت در راه خداست. با وجود شهادت عباس، خانواده جواد، او را با افتخار راهی جبهه کرد و در راه ایمان و اسلام قربانی کرد. جواد در پی یک مأموریت شناسایی و عملیاتی با استفاده از توپ 106 تعدادی از بعثی‌ها را به هلاکت می‌رساند و در پی بازگشت مورد شناسایی دیده‌بان‌های دشمن قرار می‌گیرد و در بعدازظهر روز 12 دی‌ماه سال 65 در جبهه شوش، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

زائر اباعدالله‌الحسین(ع)

شهید جواد سلیمانی به زیارت حضرت اباعبدالله(ع) علاقه فراوان داشت، همواره آرزو می‌کرد بتواند با همان لباس رزم جبهه، به زیارت برود. در آخرین تماس تلفنی خود که پنج روز قبل از عملیات برقرار شد، گفت: من حالم بسیار خوب است و به زودی به زیارت اباعبدالله‌الحسین(ع) می‌روم. به نماز اول وقت، بسیار سفارش می‌کرد و همواره می‌گفت: اگر من به شهادت رسیدم زیاد ناراحت نشوید و گریه نکنید، گریه و بی‌قراری‌تان در غم حضرت زینب(س) و سالار دشت کربلا اباعبدالله‌الحسین(ع) باشد.

همچنین شهید عباس سلیمانی، در سال 1339 در تهران به دنیا آمد. شش سالش بود که راهی مدرسه شد. از آنجایی که از هوش و استعداد خوبی برخوردار بود، سال‌های تحصیل را با موفقیت سپری کرد. همزمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی ایران، به رهبری حضرت امام خمینی(ره) به فعالیت‌های سیاسی پرداخت و با شرکت در تظاهرات و راهپیمایی‌ها به همراه دیگر دانش‌آموزان انقلابی مدرسه را تعطیل و هر روز در درگیری علیه رژیم شرکت می‌کرد. عباس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی راهی میادین نبرد شد. او جزو نیروهای تدارکات بود و در نهایت در مهرماه سال 61 و در عملیات مسلم‌بن‌عقیل با اصابت گلوله آرپی‌جی دشمن به شهادت رسید.

عباس در متن نامه‌هایش خطاب به خانواده‌اش می‌نوشت: ما سربازان امام زمان(عج) هستیم و باید زمینه را برای ظهور ایشان آماده کنیم. خدا در قرآن بر این نکته نیز تأکید دارد که گرامی‌ترین اشخاص نزد خداوند، پرهیزگارترین آنانند و آنهایی که در راه خدا کشته می‌شوند، نمی‌میرند. بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان متنعم می‌شوند. اینک موقعیت و شرایط زمان امام حسین(ع) اتفاق افتاده و ما نباید امام را تنها بگذاریم و از گرانی، تورم و کمبودها بنالیم. باید استوار و پایدار باشیم و جوانان‌مان را به جبهه بفرستیم تا کفر را از میان برداریم. ما باید از دین و شرف‌مان دفاع کنیم و به جهانیان بفهمانیم که ملت ما از هدفی دفاع می‌کند که ابراهیم با تبرش، موسی با عصایش، محمد(ص) با قرآنش، علی(ع) با ذوالفقارش و حسین(ع) با خونش از آن دفاع کرد و هرگز هم شکست نخورده‌اند. ماهم به جنگ ستمگران و اجانب رفته و تا محو آنها و جایگزین کردن حق و عدالت دست از پیکار نمی‌کشیم.

انتهای پیام

captcha