کد خبر: 3748004
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۴
معرفی کتاب عاشورایی ۴؛

«پدر، عشق و پسر»؛ روایت حضور علی‌اکبر(ع) در کربلا برای مادرش لیلا

گروه فرهنگی ــ کتاب «پدر، عشق و پسر» روایتی است از زندگی و حضور علی‌اکبر(ع) در کربلا، از زبان اسب حضرت(ع) برای لیلا مادر گرامی‌اش.

«پدر، عشق و پسر» روایت حضور علی اکبر(ع) در کربلا برای مادرش لیلا

به گزارش ایکنا از همدان، کتاب «پدر، عشق و پسر» اثری از سیدمهدی شجاعی است که در آن فرازهایی از زندگی حضرت علی‌اکبربن الحسین(ع) به تصویر کشیده می‌شود.
وقایع از زاویه‌ اول شخص و از زبان اسب آن حضرت «عقاب» روایت می‌شود و مخاطب راوی در داستان، لیلی بنت ابی‌مرّه مادر گرامی حضرت علی‌اکبر(ع) است.
فصول کتاب با عنوان «مجلس» نامگذاری شده و داستان متشکل از ده مجلس است که در هر مجلس، عقاب با زبانی عاطفی و دلنشین، صحنه‌ای از زندگی حضرت علی‌اکبر(ع) را روایت می‌کند و مجالس پایانی، به شهادت حضرتش در کربلا اختصاص دارد.
گفتنی است که هر برش از زندگی حضرت که در مجالس ده‌گانه بیان می‌شود، در انتهای هر مجلس به گونه‌ای به واقعه‌ کربلا مربوط و منتسب می‌شود و بدین ترتیب، تمام مجالس رنگ عاشورایی خود را حفظ می‌کند.
داستان از چگونگی رسیدن عقاب به حضرت علی‌اکبر(ع) شروع می‌شود و مجلس دوم تصویری از ولادت آن حضرت ارائه می‌دهد. مجالس بعدی به ماجراهای پیشنهاد امان از سوی سپاه عمر سعد به حضرت، سقایت ایشان برای اهل خیام قبل از حضرت عباس، صحنه‌های پوشاندن لباس رزم و راهی کردنشان به میدان توسط امام و … در انتهای کتاب، منابعی که نکات تاریخی از آنها استخراج و در متن داستان پرورانده شده، آمده است.

در این کتاب می‌خوانیم؛
«عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر. من گمان نمی‌کنم در تمام عالم، میان یک پدر و پسر، این همه تعلق، این همه عشق، این همه انس و این همه ارادت حاکم باشد. من همیشه مبهوت این رابطه‌ام. گاهی احساس می‌کردم که رابطه‌ی حسین با علی‌اکبر فقط رابطه‌ی یک پدر و پسر نیست؛ رابطه‌ی یک باغبان با زیباترین گل آفرینش است، رابطه‌ی عاشق و معشوق است، رابطه‌ی دو انیس و همدل جدایی‌ناپذیر است. احساس می‌کردم رابطه‌ی علی‌اکبر با حسین، فقط رابطه‌ی یک پسر با پدر نیست؛ رابطه‌ی مأموم و امام است، رابطه‌ی مردید و مراد است، رابطه‌ی عاشق و معشوق است، رابطه‌ی محبّ و محبوب است و اگر کفر نبود می‌گفتم رابطه‌ی عابد و معبود است.»
و در بخش دیگر کتاب می‌خوانیم؛
«و... اما حسین(ع)، نزدیک‌ترین، محبوب‌ترین و دوست داشتنی‌ترین هدیه را برای معاشقه با خدا برگزیده بود. شاید اندیشیده بود که خوبتر‌هایش را اول فدای معشوق کند و شاید این کلام علی‌اکبر(ع) دلش را آتش زده بود که: «یا ابة لا ابقانی الله بعدک طرفه عین.» «پدر جان! خدا پس از تو مرا به قدر چشم به هم زدنی زنده نگذارد. پدر جان! دنیای من آنی پس از تو دوام نیاورد. چشمهای من، جهان را پس از تو نبیند
چه خوب شد که نبودی لیلا!
کدام جان می‌توانست در مقابل این مناسبات عاشقانه دوام بیاورد؟ تو می‌خواستی کربلا باشی که چه کنی؟ که برای علی‌اکبر(ع) مادری کنی؟ که زبان بگیری؟ گریبان چاک دهی؟ که سینه بکوبی؟ که صورت بخراشی؟ که وقت رفتن از مهر مادری سرشارش کنی؟ که قدم‌هایش را به اشک چشم بشویی؟

یادت هست لیلا! یکی از این شب‌ها را که گفتم: «به گمانم امام، دل از علی‌اکبر(ع) نکنده بود.» به دیگران می‌گفت دل بکنید و ر‌هایش کنید اما هنوز خودش دل نکنده بود! اگر علی‌اکبر‌(ع) این همه وقت تا مرز شهادت رفت و بازگشت، اگر از علی‌اکبر(ع) به قاعده دو انسان خون رفت و همچنان ایستاده ماند، همه از سر همین پیوندی بود که هنوز از دو سمت نگسسته بود. پدر نه، امام زمان دل به کسی بسته باشد و او بتواند از حیطه زمین بگریزد؟! نمی‌شود. و این بود که نمی‌شد. و... حالا این دو می‌خواستند از هم دل بکنند.
امام برای التیام خاطر علی‌اکبر‌(ع)، جمله‌ای گفت. جمله‌ای که علی‌اکبر‌(ع) را به این دل کندن ترغیب کند یا لااقل به او در این دل کندن تحمل ببخشد: «به زودی من نیز به شما می‌پیوندم.» آبی بر آتش! انگار هر دو قدری آرام گرفتند.
عاشورا روز حسین است،عاشورا تنها یک روز نیست بلکه تمامی تاریخ است.همان طور که کربلا تنها یک قطعه خاک نیست.کربلا جغرافیای نامحدود این تاریخ گسترده است.حال سوال این است که وارث عاشورا کیست؟
چه کسی برای چه کسی از عاشورا باقی مانده است؟
وارث قرابت میخواهد،قرابت بدون حائل...»
انتهای پیام

captcha