حجتالاسلاموالمسلمین سیدمهدی واعظ موسوی، کارشناس اخلاق، در گفتوگو با ایکنا؛ به مهمترین عناصر بهداشت روان از منظر تعالیم اسلامی اشاره و بیان کرد: نوع جهانبینی انسانها ارتباط مستقیم با بهداشت روان و میزان بهرهمندی آنان از امنیت و آرامش دارد.
وی دو رکن مبدأ و معاد را که دربردارنده باور به خداوند و قیامت است و رهآورد همه پیامبران محسوب میشود در دستیابی به بهداشت روان مؤثر خواند و گفت: هر چه باور به این دو امر مهم در انسان نهادینه و بر عمق آن افزوده شود، انسان از سلامت روان بیشتری برخوردار میشود.
ویروسهای بهداشت روان
حجتالاسلام واعظ موسوی تزلزل، تردید، ترس و .. را که ویروسهای بهداشت روان هستند حاصل بیباوری و سستباوری برشمرد و اظهار کرد: صفحهای از قرآن کریم یافت نمیشود که به مبدأ و معاد و یا هر دوی آنها اشاره و تأکید نداشته باشد. تمام پیامبران از رهگذر تعمیق باور به مبدأ و معاد درصدد کسب آرامش روان برای افراد جامعه خود برآمدهاند.
این کارشناس اخلاق در ادامه افزود: وقتی انسان خداوند را اول، آخر، ظاهر و باطن بداند و در نگاه وی خداوند جبرانکننده، شکور، رحیم و یاریرسان باشد، ترسی به دل او رسوخ نمیکند، چراکه قدرتی حکیم و بخششگر و مهربان را در کنار خود احساس میکند که در سایه حمایت و رحمت وی زندگی را سپری میکند. لذا تنهایی و بیکسی به سراغ چنین افرادی نمیآید.
حجتالاسلام واعظ موسوی افرادی را که به مبدأ و معاد باور ندارند نسبت به افراد باورمند دارای احساس تنهایی و ترس بیشتری دانست و گفت: فرد باورمند با اتکا به «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛ حسن عاقبت خاص پرهیزکاران است» در برابر مشکلات زانو نمیزند و دچار یأس و ناامیدی نمیشود، چراکه همه چیز را محدود به یک زندگی کوتاه بیهدف چند روزه نمیبیند.
جلب توجه انسانها به آخرت
وی با بیان اینکه هدف داستانها و برشهای تاریخی ذکر شده در قرآن کریم چیزی جز جلب توجه انسانها به آخرت نیست، گفت: تاریخ نیز بر این امر صحه گذاشته است که مؤمنان واقعی که ایمان راسخی داشتند از آرامش روان بیشتری برخوردار هستند؛ به طور مثال میتوان به حسین بن علی(ع) اشاره کرد که در روز عاشورا احساس خسارت و شکستکی نمیکردند و هر چه به زمان شهادت ایشان نزدیکتر میشد، احوال بهتری داشتند به نحوی که خون حلق کودک شش ماهه خود را به آسمان میپاشند و خداوند را ناظر میگیرند.
حجتالاسلام واعظ موسوی ادامه داد: شرقشناسان بیان میکنند که ناپلئون هنگام شکست بر پشت دست میکوبیده و افسوس میخورده است، ولی حسین بن علی(ع) در حلقه تنگ محاصره شب عاشورا حس خوبی دارد، گویی تمام هستی بر مراد ایشان است. اگر خداوند در نظر انسان بزرگ باشد سایرین کوچک و غیرمؤثر میشوند و عملکرد آنان نمیتواند ضربه روحی به ما بزند. فردی که از زخم زبان و بیمهری سایرین دل آزرده میشود و بهداشت روان وی آسیب میبیند از بزرگ دیدن انسانها رنج میبرد، ولی فردی که بخش بزرگی از زندگی خود را به خداوند اختصاص دهد، نمیتواند از سهم کوچکی که سایرین در زندگی او دارند، دچار آزار و صدمه شود.
وی نهایت آرامش روان را در قرآن کریم، داشتن اطمینان معرفی و بیان کرد: خداوند در آیه ۲۷ و ۲۸ سوره فجر میفرماید: «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ؛ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً؛ ای نفس مطمئنه، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد.» انسانی که ایمان دارد و به اطمینان میرسد، هم راضی میشود وهم مرضی؛ یعنی هم خود خشنود است وهم خداوند از وی خشنود است و این بالاترین سطح از بهداشت روان را دربرمی گیرد.
مشاوران دینی باید در این زمینه به نحو شایستهتری رفتار کنند
حجتالاسلام واعظ موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه انسان امروز در پی رسیدن به آرامش است و راههای متعددی را میپیماید، اما به مقصد نمیرسد، گفت: راه حل اصیل همان توصیه قرآن کریم است، اما برخی فریفته شده و جذب اموری میشوند که نه تنها اصالت نداشته، بلکه با سرشت انسان همخوانی ندارد، مشاوران دینی باید در این زمینه به نحو شایستهتری رفتار کنند و انسان سرگشته امروز را با یگانه راه فطری رسیدن به آرامش و دستیابی به بهداشت روان آشنا کنند.
وی با تأکید بر اینکه حوزههای علمیه به عنوان متولیان فرهنگ دینی نباید صرفاً محدود به آموزش فقه و اصول شوند، تصریح کرد: در حوزههای علمیه که مرکز نشر معارف و پژوهشهای دینی و استخراج پاسخ به نیازهای روز جامعه بشری است، آنچنان که باید عمل نمیشود و این امر یک نقیصه بزرگ است. دستمایههای مشاوره دینی که منجر به تأمین بهداشت روان انسان میشود، در آیات و روایات به وفور وجود دارد، اما فعالیت جدی سازمان یافتهای برای استخراج و بستهبندی به منظور ارائه به گروههای سنی مختلف از سوی حوزههای علمیه انجام نشده است.
وی در پایان گفت: در زمینه ارائه مشاورههای دینی تلاشهای فردی خوبی صورت گرفته است و برخی افراد تمام تلاش خود را برای تأمین سلامت روان افراد با استناد به آیات و روایات به کار گرفتهاند، اما توجهی که به صورت سازمان یافته و جدی باشد، صورت نگرفته است.
انتهای پیام