کد خبر: 3759918
تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹:۲۱
عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ:

تمامی بخش‌های هنر ایرانی وام گرفته از عاشورا هستند/ مولفه‌های نقاشی بقاع متبرکه

گروه هنر ــ علی‌اصغر میرزایی مهر، عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ گفت: هنر عاشورایی تنها مختص به بخش خاصی از هنر نمی‌شود، بلکه اگر همه بخش‌های هنر را ارزیابی دقیق کنیم، متوجه خواهیم شد هر یک از آنها به نحوی از عاشورا وام گرفته‌اند.

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ نشست نقد و بررسی «بازتاب عاشورا در نقاشی ایران» با حضور علی‌اصغر میرزایی‌مهر، عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ و خشایار قاضی‌زاده امروز 7 آبان ماه، در سالن کنفرانس فرهنگستان هنر برگزار شد. در ابتدای این جلسه، علی‌اصغر میرزایی‌مهر اظهار کرد: متون دینی و تاریخی به موازات ادبیات از گذشته تا امروز الهام‌بخش هنرمندان بوده‌اند. هنرمندان به رقم موانع تصویرگری دنیای متافیزیک و قدسی و با وجود ملاحظات سیاسی اجتماعی، دینی و فرهنگی، با شور و عشق به تصویرگری متون و روایت‌های دینی اهتمام داشته و عشق و ایمان و ارادت خود را در تصویرگری و شخصیت‌پردازی از خاندان پیامبر اسلام(ص) اثبات کرده‌اند. در میان تصویرگری متون دینی، تصویرگری واقعه عاشورا از اهمیت ویژه برخوردار است. مهم‌ترین بازنمود واقعه عاشورا را می‌توان در آثار نقاشی پشت‌شیشه، نقاشی قهوه‌خانه‌ای، نقاشی چاپ سنگی و نگارگری مشاهده کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ افزود: امروزه نیز با گذشت قرن‌ها، این موضوع همچنان دست‌مایه خلق آثار هنری قرار گرفته است. نقاشان معاصر نیز روایت خواص خود را از واقعه عاشورا به تصویر کشیده‌اند که گاه به شیوه روایی، یا نمادپردازانه و رمزگونه و گاهی بسیار تجریدی بازتاب یافته است. می‌توان گفت قرائت تازه‌‌ای از مضمون عاشورا در آثار نقاشی هنرمندان معاصر نمود یافته و آثار فاخری خلق شده است که زمینه مناسبی برای مطالعه و پژوهش در این موضوع را فراهم می‌آورد.

میرزایی مهر ادامه داد: در طول تاریخ تشیع طیف‌های مختلف اجتماعی از جمله هنرمندان، حساسیت‌های ویژه‌ای نسبت به واقع عاشورا و قهرمان آن، امام حسین(ع) داشته‌اند، از این رو واقعه تاثیرگذار از محدوده مذهبی و اعتقادی فرا رفته و به حوزه‌های هنری گام نهاده است. تاثیر واقعه عاشورا به نسبت‌های متفاوتی در هنرهای مختلف مشاهده می‌شود؛ از جمله در هنرهای کلامی مثل شعر و داستان و هنرهای شنیداری و دیداری مثل موسیقی و نمایش و همچنین در انواع هنرهای تصویری مانند مصورسازی کتاب، نقاشی قهوه خانه‌ای، نقاشی پشت شیشه و کاشی و ... اما به موازات قدرت یافتن صفویه و حاکمیت مذهب شیعه در ایران، گونه‌ای نقاشی بر دیوار بقاع متبرکه رواج یافت که موجودیت خود را از اساس مدیون عاشورا است.

وی تاکید کرد: هنرمندان برخواسته از میان توده‌های مردم شهر و روستا شنیده‌های خود را از وقایع گوناگون عاشورا با بیانی حماسی اسلوبی ساده و مردم‌پسند بر دیوار بناهای مذهبی نقش می‌زنند. جنبه‌های توصیفی و روایی این نقاشی‌ها به گونه‌ای است که می‌توان رویدادهای خرد و کلان عاشورا را بر مبنای این نقاشی‌ها بازنویسی کرد، البته بدان گونه که بر جان و دل توده‌ای از مردم نقش بسته بوده، نه الزاما آن‌گونه که در منابع تاریخی آمده است. از این رو شایسته است که دیوارنگار‌های بقاع متبرکه را شاخص‌ترین نمود هنر عاشورایی نامید.

وی با بیان اینکه امام حسین(ع) به دین و مذهبی خاص تعلق ندارد گفت: امام حسین(ع) مقبول تمام مردم دنیا است چون پیامش جهانی بوده و مفهوم حق طلبی و عدالتخواهی را ترویج می‌کند. من این گفته را به خوبی تجربه و حس کردم. برای مثال در شهر یزد دیده‌ام که چگونه هموطنان زرتشتی ما در مراسم عزاداری امام حسین(ع) شرکت می‌کنند، اما درباره جایگاه عاشورا در هنر این سرزمین تنها نمی‌شود به هنری خاص اشاره کرد، بلکه تمامی بخش‌های هنر به نوعی از عاشورا وام گرفته‌اند. برای مثال در هنر نمایش به وفور می‌توان کارهای عاشورایی را مشاهد کرد.

میرازیی مهر با بیان اینکه نقاشی‌های بقاع مذهبی وام‌دار فرهنگ بومی منطقه هستند، بیان کرد: اماکن مذهبی در نقاط مختلف ایران معماریشان وام گرفته از شرایط بومی منطقه مورد نظرشان است. این ویژگی حتی به نوعی به روی نقاشی‌ها تاثیر گذاشته و زیبایی‌های خیره‌کننده‌ای به ما هدیه کرده است و لیکن افسوس که ما نتوانسته‌ایم در حفظ و نگهداری آن خوب عمل کنیم. مطلب دیگر که من به عنوان انتقاد مطرح می‌کنم، به عملکرد سازمان اوقاف مربوط می‌شود. البته آنها با نیت خیر این کار را انجام می‌دهند، اما در نهایت رفتارشان به ضرر هنر مذهبی این سرزمین است، چون آنها به اسم بازسازی، هنرهای بومی و محلی را از بین برده و ساختمان‌های بی‌روح جایگزین آن می‌کنند.

وی در انتهای سخنانش تاکید کرد: متاسفانه نسل امروز سنت پسندیده‌ هنر عاشورایی را فراموش کرده، به ویژه نقاشی مذهبی و قهوه‌خانه‌ای که دیگر باید به ندرت آن را دید.

در ادامه این مراسم خشایار قاضی‌زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد هم در سخنانی تصریح کرد: محور سخنان من به دو اثر استاد فرشچیان و استاد ناصر پلنگی مربوط می‌شود، اما پیش از پرداختن به این دو موضوع، می‌خواهم مقدمه‌ای را بیان کنم. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ویژگی‌های نمادین و هنری دو اثر نقاشی و نگارگری مرتبط با مضمون عاشورا است. از آنجا که آفرینش یک اثر هنری وابسته و متاثر از عوامل متعدد است، بنابراین برای نمادشناسی اثر هنری باید به عوامل زمینه‌ساز آن توجه کرد. موضوع تحقیق حاضر دو اثر نقاشی و نگارگری است که در دوره معاصر بیشتر استقبال مردمی را داشته است. پرسش از علت این امر سوال اصلی این پژوهش را شکل داد. اینکه چرا این دو اثر در میان آحاد مردم چنین جایگاهی یافته است. در این تحقیق که به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته است با نگاهی به رویکرد شمایل‌شناسی پانوفسکی، نتایجی را پیش روی قرار می‌دهد که بیانگر این است که مهم‌ترین عامل توفیق این دو اثر، ابتدا مضمون، سپس استفاده از بیانی موجز و گزیده‌گویی در ارتباط با موضوع است.

وی تاکید کرد: تابلوی ظهر عاشورای استاد فرشچیان را همه می‌شناسند. این کار در سال 1355 خلق شده و در سال 1369 به موزه آستان قدس اهدا شد. موضوع اثر بازگشت موکب بی‌سوار امام حسین(ع) به خیمه‌ها است. رنگ این تابلو خاکی به نظر می‌رسد، اما درخششی خاص در آن وجود دارد. نکته جالب‌تر اینکه سبک نقاشی دایره‌ای است و درباره رنگ خاکی آن باید بیان کنم که منظور از خاکی بودن، تجلی صفت انسان است.

قاضی‌زاده در پایان درباره اثر «ثارالله» استاد پلنگی هم گفت: این اثر نیز در جامعه بسیار مشهور شد؛ اثری که در قابی عمودی ترسیم شده و نمایانگر پیکرهای ایستاده و بی‌سر است. نقاشی ثارالله در زمان جنگ، زینت‌بخش هیئت‌ها و اماکن مذهبی بود و به نوعی فرهنگ شهادت را فریاد می‌زد.

انتهای پیام

خبرنگار:
داوود کنشلو
captcha