گروه هنر ــ کارگردان نمایش «خاک شیرین» با استفاده از شیوههای بکر اجرایی، روایتی سهل و ممتنع را از یک نمایش دفاع مقدسی ارائه کرده است؛ امری که موجب میشود با استفاده از امکانات محدود همچنان به تولید و اجرای آثار درخور دفاع مقدس امیدوار بود.

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ نمایش «خاک شیرین» به نویسندگی حامد مکملی و کارگردانی علی برجی پس از حضور در شانزدهمین جشنواره سراسری «تئاتر مقاومت»، از 11 آذر اجرای خود را در تماشاخانه سرو آغاز کرده است.
خلاصه داستان این نمایش از این قرار است که زنی کُرد به نام شیرین همچنان با هجوم دشمن به مرزهای غربی و مقاومت مردمی با وجود آنکه اغلب مردم شهر را ترک کردهاند، در شهر باقی میماند. در همین اثنا سبحان نوری، معلم مدرسهای که شیرین نیز در آن مشغول تدریس است دلباخته اوست و البته بارها به خواستگاریاش رفته، به شهر مراجعت میکند تا او را مجاب به ترک شهر کند. از سویی دیگر هژار، پسرعموی شیرین، خواستگار سنتی اوست. مواجهه هژار و سبحان منجر به بروز اتفاقاتی میشود. سرآخر سبحان و شیرین قصد خروج از محاصره شهر را دارند اما سبحان در گذر از رودخانه برای رهایی از محاصره هدف قرار میگیرد و به شهادت میرسد. حال پس از سالها شیرین در جریان تفحص با بقایای جسد سبحان مواجه میشود...
اگر بخواهیم در مورد دو ویژگی مهم نمایش «خاک شیرین» صحبت کنیم، باید ابتدا به بازیهای روان و پُراحساس بازیگران آن اذعان کنیم و سپس به ایدههای بکری بپردازیم که کارگردان در نمادسازی به منظور استفاده درخور از اجزای صحنه به آن مبادرت ورزیده است.
با وجود آنکه نمایش در فضایی کاملاً واقعگرا روایت میشود و ما به ازاهای روابط و مناسبات میان اشخاص آن را همگان در دوران دفاع مقدس به چشم نظاره کردهاند و یا از خلال خاطرات شفاهی و مکتوب جنگ ممکن است با آن روبرو شده باشند، ایده اصلی اجرای آن بر روی صحنه استفاده حداقلی اما مفید از امکانات و اجزای صحنه است که کارگردان در شیوه اجرای خود تلاش کرده است در اکثر موارد به آنها تشخص ببخشد.

شیرین، شخصیت اصلی این نمایش، در چندین صحنه در سالنی، که معمولاً در معراجالشهدا قرار دارد، با تابوت شهدای گمنام روبروست. تابوتها در این صحنه به حالت ایستاده قرار گرفتهاند و با استفاده از سایهبازی شبحی از شهدایی که در این تابوت قرار دارند دیالوگ با شیرین را آغاز میکنند. همین تابوتها بعدها با چرخشهایی، کاربردهای دیگری نیز پیدا میکنند. دیوار خانه شیرین و البته در صحنهای دیگر با تاباندن نور پروجکشن، تصویری از دشتی را در مقابل دیدگان مخاطب تداعی میکند که اشخاص نمایش در آن به دنبال فرار از محاصره دشمن هستند.
با استناد به چنین اتفاقی باید گفت که نمایش «خاک شیرین» درصدد شکستن برخی قراردادهای نخنما در فضاسازی صحنه گونهای اثر نمایشی است که پیشتر ویژگی بارز همه آنها طراحی صحنه سنگین با استفاده از مواد و متریالی حجیم بود و کارگردان در اجرای این نمایش فقط با استفاده از خطوط نوری که در اختیار دارد و چندین باکس سفیدرنگ که کارکرد تابوت را پیدا میکنند یا تبدیل به چیزهای دیگری میشوند، توانسته است نوعی از مُدل اجرای نمایش، که اصطلاحاً پُرتابل و سیار نامیده میشود، برسد و میتوان به سادگی آن را در هر مکانی اجرا کرد.
موضوع دیگر درباره نمایش «خاک شیرین»، همان طور که اشاره شد، بازیهای روان و پُراحساس آن است. در این نمایش بیش از آنکه با بازی پُرتنش و پُرتحرک بازیگران مواجه باشیم، بازیگران با تکیه بر قابلیت و تواناییهای فردی و فنی خود سعی در ارائه بازی قابل قبول براساس کاراکتری دارند که نمایشنامه به آن پرداخته است. البته تا اندازه زیادی نیز کارگردان با اتکا به توانمندی بازیگر خود و ایدهای که برای طراحی میزانسن درباره آن اندیشه کرده است، توانسته بازی پُرجذبهای از شخصیتهای این اثر را به نمایش بگذارد.

قطعاً وجود رگههایی از طنز کلامی و موقعیتهای کمیک در روند اجرای این نمایش چیزی است که کارگردان با مراجعه به متن نمایشی و دیالوگ شخصیتهای آن تصمیم به انتخاب لحن ویژه بازیگران گرفته است. البته بسیار هم بجا این اتفاق را در نمایش مشاهده میکنیم تا جایی که بیش از پیش مخاطب را با روند روایتی خود همراه و همسو میکند.
یادآور میشود نمایش«خاک شیرین» به نویسندگی حامد مکملی و کارگردانی علی برجی تا جمعه 7 دی ماه هر روز ساعت 19 در تماشاخانه سرو به روی صحنه خواهد رفت.
انتهای پیام