گروه اندیشه ــ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی با تشریح اهمیت جایگاه طراحی بحث در خطابههای تربیتی بر لزوم طراحی و شناخت دقیق مخاطب برای تأثیرگذاری بر او تأکید کرد.
به گزارش ایکنا از قم، میثم سفیدخوش، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی شنبه، ششم بهمنماه در نشست علمی دلالتهای تربیتی در فلسفه زیباییشناسی در مجمع عالی حکمت اسلامی گفت: مسئله اکنون ما، عمدتاً پرداختن به انسان معمولی است و نپرداختن به این انسان معمولی، یک غفلت تاریخی بزرگ است.
وی افزود: نکته اصلی اینجا است که تجربه تاریخی ما تا چه اندازه کشش پیوند میان زیباییشناختی و تربیت را دارد؟ برای اینکه بتوانیم این محدودیت را ثابت کنیم باید از یک سنت یونانی شروع کنیم که همان سنتی است که در فرهنگ فلسفی ما به خطابه تجربه شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بیان کرد: به دلیلی از کاربست واژه خطابه نیز پرهیز میکنیم زیرا امروز خطابه به سخن یکسویه اقناعی گفته میشود؛ این درحالی است که در تجربه تاریخی حکمت یونانی رتوریک(هنرهای زبانی) چنین تعریفی ندارد و در حال حاضر از ترجمه خطابه پرهیز و از گفتارپردازی استفاده میکنیم.
وی گفت: اخلاق یک وجه تربیتی دارد و آنجا از انسانی صحبت میکنیم که گرفتار شهوات و رفع نیاز و پیچیدگیهای فهم در شناخت رفتاری هستند که این کار نیز کار اخلاق است که ارسطو در اخلاق نیکوماخوسی و رتولیک به این بحث میپردازد.
سفیدخوش افزود: معمولاً در فرهنگ ما خطابه به این معنی است که یک نفر برای جمعی سخنرانی کند و حرفی را به هر نحو ممکن با شیوههای متقاعدسازی به مردم بقبولاند و به همین دلیل فلاسفه و حکمای ما شتاب چندانی به این بحث نمی دهند ولی این وضعیت در روایت ارسطویی درست نیست.
اهمیت طراحی خطابه تربیتی و شناخت دقیق مخاطب
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اهمیت طراحی خطابه تربیتی و شناخت دقیق مخاطب بیان کرد: گفتارپردازی در روایت ارسطویی از اقناع کردن یا به قناعت رساندن مخاطب به منظور آن است که هر دیدگاهی که داشته باشیم باید در یک بیان درست طراحی شود تا قناعت شنونده را موجب شود و به همین دلیل برای هر فنی از جمله الهی و ریاضی و... نیازمند یک رتوریک مخصوص هستیم.
وی گفت: نکته اصلی اینجا است که وقتی می خواهیم وارد این تعامل شویم متوجه میشویم گوینده یا طرف مقابل از حالات نفسانی خود وارد میدان می شود؛ پس در دیالوگ نیز رتوریکی وجود دارد که باید به آن فکر کنیم؛ حال وقتی می خواهیم وارد گفتگو شویم با انفعالات نفسانی خود وارد گفتگو می شویم.
وی اظهارکرد: در اینجا شنونده و گوینده باید اطلاع و آگاهی از حالات نفسانی خود و دیگران داشته باشد و به همین دلیل ارسطو ما را به این انفعلات نفسانی دعوت می کند و ازاینجا پروژه نگاه تربیتی ارسطو کلید میخورد.
سامان دادن به شهر و انسان مدنی
سفیدخوش اظهار کرد: در اینجا به شکل ریاضیاتی یک نظام ارزشی مشخص داریم ولی در عرصه کنش اجتماعی نیازمند شناخت انفعالات نفسانی هستیم؛ آنچه که ارسطو و حتی افلاطون زمینه را برای پردازش یک نظریه شریف، تحت عنوان رتوریک فراهم کرده است ولی ارسطو از رتوریک بهعنوان نیروی اصلی سامان دادن به شهر و انسان مدنی به کمک مدنی استفاده میکند.
وی افزود: در دوره جدید نیز پوزیتویسم هم محصول این مواجهه با انسان است که حقیقت نیز ساختار ریاضی دارد و برنامههای تربیتی نیز می تواند به زبان ریاضیاتی کشف و ارایه شود؛ کنت از فیزیک اجتماع سخن می گوید یعنی انسانی که می خواهیم با او کار می کنیم همچون یک شی دارای ساختار ریاضیاتی است و باید کشف شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بیان کرد: ایران ما قرار نبود این همه مدرن باشد و متاسفانه سرسختانه به سادهترین شکل رایج در نظریه تربیتی غرب تن دادیم و کسانی نیز تن دادند که از آنها انتظار نمیرفت؛ این گونه گاهی با خود فکر میکنم که شاید پوزیتیویسم برای منطقزدگان آشنا محسوب شده است که این طرح رواج پیدا کرده است.
انتهای پیام