گروه فرهنگی ــ عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران یکی از دیدگاههای رایج هنرپژوهان غربگرا را بیارتباطی بین فرم و محتوای آثار هنری دانست و تأکید کرد: در اینجا از هنر برای هنر سخن گفته میشود و فرم را دارای اصالت میدانند.
به گزارش ایکنا از قم، حجتالاسلام والمسلمین مهدی همازاده، عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران روز گذشته، ششم بهمنماه در نشست علمی دلالتهای تربیتی فلسفه زیباییشناسی در مجمع عالی حکمت اسلامی در قم، گفت: مبنای امامیه و معتزله به ذاتی بودن حسن و قبح است که حکما نیز از آن به تصریح سخن گفتهاند و حتی اخباریون هم ذاتی بودن آن را قبول دارند.
وی افزود: حتی نه فقط خیر اخلاقی، بلکه غایت نیز امری ذاتی و مطلق است؛ پس یک پایه رکن، آن است که فضیلت و خیراخلاقی امری عینی و نه دایرمدار انسان است؛ رکن دیگر بحث نیز آبژکتیو بودن زیبایی نزد حکما است.
مصادیق زیبایی
عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران بیان کرد: فارابی در این زمینه بیان میکند که زیبایی مصادیقی اعم از خیر اخلاقی دارد ولی زیبایی حقیقی همان خیر اخلاقی است؛ ه رآنجایی که خیر اخلاقی وجود دارد، فضیلت و زیبایی نیز وجود دارد که این مسئله نکته مهم فلسفه فارابی است.
وی تصریح کرد: حیات و حکمت و خیر و زیبایی و... در فلسفه صدرایی عینیت و اشتراک دارند؛ زمانیکه در بحث تربیتی و انتقال و نهادینه کردن خیر و فضیلت در مخاطب سخن میگوییم و زمانی که از زبان هنر میخواهیم بهره ببریم از امر زیبا استفاده میکنیم و وقتی که هر دو عینیت و اتحاد دارند گویی در اینجا ارتباطی هستی شناسی بین او دو ایجاد می شود.
وی با بیان اینکه ارتباط و ارزش اخلاقی با ارزش زیباییشناسی از مباحث مهم فلسفه امروز دنیا است و نظریات مختلفی نیز در این باب مطرح شده است افزود: برخی میگویند که اخلاقگرایی به این معنی است که هرجایی که محتوای اخلاقی وجودداشته باشد ارزش زیبایی هم وجود دارد ولی نواخلاق گرایی نیز این بحث را رد می کند.
عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران بیان کرد: در اینجا راجع به زیباییشناسی و اخلاق و تربیت سخن میگوییم؛ یک دیدگاه پرطرفدار در غرب و میان هنرمندان داخلی نیز وجود دارد که میگویند ارتباطی بین محتوا و فرم نیست؛ در اینجا از هنر برای هنر سخن گفته میشود و فرم را اصالت میدانند.
وی تصریح کرد: سؤال اینجا است که در اینجا چه قضاوتی در خصوص یک اثر هنری میتوانیم داشته باشیم؟ در یک تعریف میتوان گفت که خیر اخلاقی و فضیلت، در واقع یک حقیقتی دیر خود دارد که آن حقیقت مادی نیست و حالت مثالی است؛ ولی در اینجا ما از خیر و فضیلت که یک موطن مثالی دارد وقتی رقیقه آن در عالم ماده تمثیل می شود،صحبت می کنیم که چه ارتباطی با زیبایی پیدا می کند.
همازاده یادآور شد: در اینجا بیان میکنند که در اثری که بخل را ترویج می کند بهدلیل اینکه مخاطب، فطرتاً از بخل فراری است باورپذیری و ارزش زیباییشناسی مخاطب را پایین میآورد.
تنزیل و تبدیل معقول به محسوس
وی گفت: تنزیل و تبدیل معقول به محسوس، در خود فلسفه اسلامی به این شکل است که ارتباط ذاتی و بیرونی بین این صورت نازله و معنی و حقیقت مثالی قائل است و این گونه نیست که آن معنی در هر فرمی بنشیند ولی یک معنا می تواند صورتهایی داشته باشد و همه این صور با آن معنی ارتباط بیرونی دارند؛ وقتی این معنا در عالم مادی نازل شده به این شکل درآمد و سلیقه ای نبوده است.
عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران بیان کرد: زمانی که این چنین شد، دیگر نمیتوانیم بگوییم که چیزی به نام فرم و صورت داریم که از معنی مستقل است و سپس دعوا در بگیرد که آیا قضاوت را درباره اثر هنری میخواهیم بر اساس محتوای آن شکل بدهیم یا خیر؛ در نتیجه در نسبت امر زیباییشناسی و اخلاق به سمت خودآیینهگرایی برویم.
انتهای پیام