
مؤسسه «پنجمین فصل قشنگ» با همراهی گروه همیاران بینام در خوزستان چندین سال است که به یاری کودکان و نوجوانان مبتلا به سرطان در استان شتافته و در این مسیر از همراهی همیاران در برخی استانهای کشور مثل مشهد و تهران نیز بهرهمند شده است.
این گروه با تلاش برای برآورده ساختن آرزوی کودکان و نوجوانان سعی میکند نهال امید را در دل بچهها بنشاند و آنها را در مسیر مبارزه با این بیماری توان بیشتری ببخشد. بخش زیادی از این کودکان و نوجوانان مبتلا، آرزویشان زیارت امام مهربانیها؛ امام علی بن موسی الرضا(ع) است و این آرزوی زیبا اتفاقات بزرگی را هم در میان خیرین و هم در قلب مهربان بچهها رقم زده است.
به یاری خدا مؤسسه پنجمین فصل قشنگ با همراهی گروه همیاران بینام تاکنون موفق به اعزام 12 گروه از کودکان و نوجوانان مبتلا به مشهدالرضا(ع) شده است و اکنون سیزدهمین گروه متشکل از 43 نفر از کودکان و نوجوانان مبتلا که همین آرزو را دارند به انتظار تحقق وعده زیارت امام مهربانیها نشستهاند.
هدی رشیدی، مدیرعامل مؤسسه پنجمین فصل قشنگ در گفتوگو با ایکنا خوزستان گفت: این گروه، گروه سیزدهم اعزام بچهها به مشهد است. این اقدام از سال 94 شروع شد و اگر گروه سیزدهم اسفندماه اعزام شود آرزوهای کودکان مبتلا در سال جاری بسته میشود. دعا میکنیم کودک دیگری بیمار نشود که بخواهیم آرزوی او را برآورده کنیم. غیر از آن 43 نفر، چهار کودک دیگر میمانند که به دلیل وضعیت جسمانی دشوار اجازه مسافرت ندارند.
اگر این 43 نفر اعزام شوند فهرست آروزی بچههای ما امسال بسته میشود، در غیر این صورت تابستان 98 این برنامه اجرا میشود و در این مدت ممکن است برخی از این عزیزان قبل از اینکه به آروزی خود برسند، دیگر در بین ما نباشند.
آرزوی بچهها و زیارت مشهد
رشیدی با اشاره به اثر برآورده کردن آرزوی بچهها و زیارت مشهد گفت: بعضی از بچهها بعد از اینکه آرزویشان برآورده میشود، حالشان خوب میشود؛ نمونهاش بشیر است. ما در سال 96 ما به جبران مهربانی امام رضا(ع) برای شفای بچهها و اینکه برای شفای بچههای ما پیش خدا واسطه شدند، گروهی تشکیل دادیم و رفتیم مشهد و برنامههای شادی برای کودکان بیمار مشهد اجرا کردیم. در بین همان بچهها نیز پنج، شش نفر حالشان خوب شد.
در گروههای قبلی برخی از بچهها ختم درمان شدند و این نشان میدهد که امید روی آنها اثربخش بوده است. شاید باور اینکه بچهای چهار، پنج ساله آرزوی مشهد داشته باشد باورکردنی نیست و خود من نیز تصور میکردم که خانوادهها فرزندانشان را به این آرزو ترغیب میکنند. اما وقتی به مشهد میرویم و میبینم بچهها پا به پای بچههای بزرگتر نیمهشب توی حرم مینشینند و دعا میکنند و صبح بلند میشوند و برای نماز صبح ما را همراهی میکنند، این یک دگرگونی است. برخی از آنها حتی دوست ندارند برگردند. در درون آنها یک اتفاقی میافتد و این خیلی قشنگ است و عجیب است که این دوستی اینقدر عمیق است.
ما نمیدانیم این بچهها چه قدر زمان دارند
امام رضا(ع) اگر کسی را دعوت نکند زیارت اتفاق نمیافتد و این اتفاقها بیدلیل نیستند. در دنیای سخت ما، یک سری اتفاقها برای نرم شدن روحمان وجود دارد که حال دلمان و بعد حال جسممان را خوب کند. چرا اگر توانایی داریم به این اتفاق کمک نکنیم؟ ما نمیدانیم این بچهها چه قدر زمان دارند.
در این بین دو نکته وجود دارد که خیرین درباره آن خیلی با ما بحث میکنند. میگویند چرا فقط افراد فقیر را نمیبرید؟ کار ما برآورده کردن آرزوهاست و هیچ بچهای با بچه دیگر فرقی نمیکند. ما کارهای نیستیم که بخواهیم بچهها را حذف کنیم. برخی از خانوادهها که توانایی مالی دارند همه هزینههای خود را صرف درمان فرزند خود کرده و برآورده کردن آرزوی او، با وجود هزینههای سنگین درمان، جزء اولویتشان نیست. حتی برخی از این خانوادهها بعدها در حد توان خود جزء خیرین ما شدهاند. این قضاوت کردنها خیلی ناراحت کننده است.
دومین مطلب این است که برخی از خیرها که بزرگواری میکنند و حمایت میکنند متوجه نیستند که کودک باید با همراه و تعدادی از همیاران اعزام شود. این باعث میشود که وقتی فهرست گروه را برای آنها میفرستیم برخی از خیّران سر قول خود نمانند و میگویند ما رئیس، رؤسا را نمیبریم! آنها تشریفات کار را درک نمیکنند. هماهنگی برنامهها در این آرزو با همیاران است. نمیشود بچهها را به حال خود در حرم رها کنیم که زیارت معمولی کنند. در برنامه آروزی مشهد برنامههایی برای بچهها توسط همیاران اجرا میشود که در روحیه آنها و اینکه سفر خوبی داشته باشند بسیار مؤثر است. ما قرار است آرزوی بچهها را برآورده کنیم تا حالشان خوب شود.
السلام ای شمس! محتاج نگاهی ماندهایم
در شب تاریک و مرداب سیاهی ماندهایم
یک نظر کن تا که از دیوار ظلمت رد شویم
شاهد «نورٌ عَلی نورِ» تو در مشهد شویم
(شعر از قاسم صرّافان)
انتهای پیام