به گزارش ایکنا از لرستان، امیرحمزه حقیآبی، مدرس دانشگاه در مهندسى آب، در قالب مقالهای پیرامون بارشهاى اخيرِ لرستان گفته است: بر خلاف تصور نمیتوان نظم یا تناوب خاصی برای دورههای ترسالی یا خشکسالی قائل شد.
وی با اشاره به خروج بخش عمده بارندگی از لرستان بهدلیل عدم وجود سدهای مخزنی کافی در لرستان، ادامه داده است: علیرغم اينكه حدود ١٢ درصد آبهاى سطحى كشور در لرستان جارى است، سهم استان لرستان از آب سطحى تنظيم شده كشور حدود ٠/٠٥ درصد است ولى اين حجم آب نتوانسته نقش مناسبى در توسعه استان داشته باشد و علیرغم اينكه ميزان اراضى آبى كشور حدود ٤٢ درصد است، در لرستان اين نسبت، ٢٥ درصد است. هرچند بخش قابل ملاحظهاى هم از اين اراضى آبى از گذشته تا به حال توسط زارعين و بهصورت سنتى و با راندمان انتقال و توزيع آب پايين، تحت آبيارى قرار گرفته است و اينطور نيست كه توسط سدها و شبكههاى آبيارى، تأمين آب شده باشند.
وی در این مقاله ادامه میدهد: با وجود اين بارندگىها، ممكن است گفته شود كه در لرستان، خشكسالى وجود نخواهد داشت؛ بله، اگر معيار خشكسالى، صرفاً ميزان بارندگى باشد، خشكسالى وجود نخواهد داشت؛ ليكن اين استان بهدليل عدم وجود مخازن كافى براى ذخيره آب، تقريباً همواره با كمآبى مواجه خواهد بود. از طرفى بهخاطر شيب نسبتاً زياد در اين استان كوهستانى، روانآب ايجاد شده بر اثر بارندگى، بهصورت سيلاب مخرب در مىآيد و باعث خسارات متعدد مىشود. لذا در موضوع جبران خسارات ناشى از سيل و خشكسالى بايستى به اين نكته توجه شود (در واقع در لرستان سيل و خشكسالى دو روى يك سكهاند). ضمناً در صورت وجود سدهاى مخزنى در استان، بخاطر نقش مخزن در كاهش دبى اوج سيلاب و افزايش زمان رسيدن دبى سيلاب به اوج، انرژى سيلاب كاهش و سيل تسكين پيدا مىكند و علاوهبر كاهش خطرات سيل در استان، خسارات سيل در استان خوزستان هم كاهش میيابد.
توزيع مكانى نامناسب بارندگى
در ادامه این مقاله آمده است: بيشتر بارندگى در مناطق كوهستانى، به دور از اراضى كشاورزى، در قعر درههاى عميق جارى و از استان خارج مىشود. همچنين امسال پلدختر، بر خلاف معمول، از پُربارانترين مناطق استان بود كه با توجه به اينكه در جنوب استان واقع شده است، بارندگى آنجا هم عمدتاً بدون قابليت ذخيره از استان لرستان خارج مىشود.
توزيع زمانى نامناسب بارندگى
بر طبق آمار بلندمدت، حدود ٧٠ در صد بارندگى از اواخر آذر تا اوايل بهار اتفاق مىافتد كه در اين مدت، نياز بخش كشاورزى كه بيشترين مصرفكننده آب است (با مصرف حدود ٩٢ درصد آب) نسبتاً ناچيز است.
این مقاله میفزاید: اگر زمان تداوم بارندگى طولانى باشد، بارش بىوقفه پساز اشباع كردن سطح زمين، تبديل به رواناب مىشود و نه تنها در تغذيه آب زيرزمينى تقريباً سهمى ندارد بلكه بهدليل طولانىتر شدن زمان بارندگى از زمان تمركز (زمان رسيدن آبها از دورترين نقاط حوضههاى آبريز به نقطه خروجى) و تجميع رواناب مناطق مختلف، تبديل به سيلابهاى مخرب مىشود؛ ولى اگر بارندگىها منقطع باشد و در فاصله بين دو بارندگى، زمين از حالت مرطوب و اشباع در بيايد، تاثير آن در تغذيه آب زيرزمينى بيشتر است (مشروط به آنكه در زمان كوتاهى، مقدار بارندگى خيلى زيادى اتفاق نيفتد؛ كه در اينصورت هم، بهخاطر بالا بودن شدت بارندگى، سيلاب اتفاق مىافتد). اگر بارندگى بهصورت برف باشد و بهتدريج در زمين نفوذ كند، در تغذيه آب زيرزمينى موثرتر است.
در ادامه این مقاله میخوانیم: برخلاف برخى اظهار نظرها، نمىتوان نظم يا تناوب زمانى خاصى را براى دورههاى تر سالى و خشكسالى قائل بود؛ آنچه كه مشاهده مىشود بىنظمى اقليمى است كه برخى از آن به تغيير اقليم تعبير مىكنند.
در ادامه تاکید شده است: با توجه به نكات گفته شده، نياز است كه وزارت نيرو به تخصيص آب سدها و طرحهاى تامين آب استان، نگاه ويژه داشته باشد و در وضعيت فعلى كه تخصيص آب سدها و طرحهاى تامين آب عليرغم داشتن مطالعات مصوب با محدوديت مواجه شدهاند بازنگرى كند و منابع مالى طرحهاى در دست اجرا را نيز تقويت كند.
علاوهبر این روانآبهايى كه از استان خارج و در سدهاى بزرگ پايين دست ذخيره مىشود، توليد برق نموده و به مصرف كشاورزى و شرب مىرسد. لذا از اين آب كه در بالادست(مثل استان لرستان) خرابى به بار مىآورد، در پايين دست، آببها و برقبها، حاصل مىشود؛ لذا پيشنهاد مىشود، از طريق يک ماده واحده در مجلس شوراى اسلامى، بخشى از درآمد آببها و برقبهاى سدهاى مخزنى كشور، صرف طرحهاى مهندسى رودخانه و كنترل سيلاب مناطق بالادست شود.
انتهای پیام