کد خبر: 3812910
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۵
رییس دانشگاه مذاهب اسلامی معتقد است که قرآن علاوه بر اینکه در میان مسئولین و جامعه مهجور است، در میان حوزه های علمیه نیز مهجور واقع شده است.

به گزارش ایکنا؛ حجت الاسلام والمسلمین محمدحسین مختاری، می گوید: مهجوریت قرآن در میان مسئولین، در بُعد اخلاقی خود را نشان داده است، ما آیات فراوانی ناظر بر اخلاق داریم، اگر نگوییم همه قرآن به گونه ای نظر بر مسائل اخلاقی دارد، بیشتر آیه های قرآن بر مساله اخلاق تأکید دارد. وقتی جامعه ما قرآنی است که زندگی افراد جامعه مملو از آموزه های اخلاقی باشد؛ وقتی چنین نیست پس ما در التزام به آیات قرآن مشکل داریم یا اگر مقاماتی یا مسئولین تخلفاتی داشتند یعنی بین ما و قرآن فاصله ای افتاده است. ناهنجاری ها و عصیان هایی مشاهده می شود که خلاف مروّت و اخلاق است و این نشان می دهد ما نسبت به آموزه های قرآن بیگانه شده ایم. متن گفت وگوی شفقنا با رییس دانشگاه مذاهب اسلامی را می خوانید: 

 *  قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره فرقان می‌فرماید: «وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»؛ در حقیقت در این آیه خداوند از قول رسولش خبر می‌دهد که آن‌حضرت در مقام شکایت از امتش چنین گفته، یا در قیامت چنین می‌گوید که پروردگارا ! امت من قرآن را مهجور گردانیدند. پیامبر(ص) در زمان حیات خود به نوعی از مهجور بودن قرآن در میان مسلمانان ابراز نگرانی می کند و می توان گفت به نوعی به مسلمانان هشدار می دهد که عدم توجه به دستورات این کتاب سبب شکایت پیامبر نزد خداوند خواهد شد. در حال حاضر قرآن چه جایگاهی در میان مسلمانان دارد، در زندگانی ما جاری است یا مهجور است؟  

این بحث همیشه تازگی دارد. تمام آموزه های وحیانی اسلام بر محور قرآن می چرخد تاکیدات پیامبر بزرگ اسلام و ائمه معصومین بر ارجاع امور بر قرآن است یعنی هم شناسنامه وجودی پیامبر(ص) و ائمه اطهار قرآن است و هم مدار و محور تمام منابع ناب اسلام به قرآن مراجعت می کند لذا قبل از پرداختن به بحث مهجوریت باید از حدیث شریف پیامبر اکرم حرف زد که تاکید می کنند «اَدِّبوا اَولادَکُمْ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ حُبِّ نَبیِّکُمْ و حُبِّ اَهْلِ بَیْتِهِ وَ عَلى قِراءَهِ الْقُرآنِ»؛ فرزندان خود را به سه چیز عادت دهید، محبت به پیغمبر و اهل بیت و تلاوت قرآن» این سه مورد که از تاکیدات پیامبر بزرگوار اسلام است، نشان می دهد قرآن سرلوحه برنامه های ماست.

در این حدیث صحبت از اهل بیت(ع) است چون اهل بیت مفسران حقیقی قرآن هستند چون قرآن آیات متشابه در خود دارد و نیاز به رمز گشایی دارد، قطعاً اهل بیت(ع) که قرآن ناطق هستند تبحّر و تجربه کافی در علم قرآن دارند و آشنا با آموزه های وحیانی اسلام هستند، از این طریق از معنای زیرین و لایه های مختلف معنایی قرآن پرده برداری می شود. این موارد بر مردم عادی پوشیده است.

 آنچه در همه امور برای انسان راهگشا و راهنماست، قرآن است

ما در تاکیدات قرآن و تاکیدات پیامبر بزرگوار اسلام و ائمه معصومین داریم که در نهایت آنچه در همه امور برای انسان راهگشا و راهنماست، قرآن است و آنچه بارقه امیدی در زندگی ماست، قرآن است؛ و این حدیث جدای از محتوای حدیث ثقلین است که محتوای آن جداست و در آنجا قرآن و عترت دو یادگار ماندگار و ثقل گرانقدر پیغمبر هستند و جزو آخرین سخنان و توصیه های پیامبر این است که این دو ملازم یکدیگرند و از هم جدا نمی شوند. این تاکید نشان می دهد که قرآن هیچ وقت نباید مهجور باشد.

تمسک و تفسیر قرآن در حوزه های علمیه جای نقد دارد

از طرفی اینکه ما چگونه به قرآن عمل می کنیم، امری واقعی است که از احادیث استفاده می کنیم، ولی از لحاظ عمل باید گفت که متاسفانه هنوز هم تا حدودی نسبت به قرآن بیگانه هستیم. چون راجع به قرآن و تمسک و تفسیر به آن آنقدر که باید اهتمام داشته باشیم، نداریم و متاسفانه حتی در حوزه های علمیه ما نیز جای نقد وجود دارد.

 متأسفانه هنوز هم در حوزه های علمیه به دنبال حفظ آیه های قرآن هستیم

در حوزه های علمیه آنقدر که به فقه و اصول و مباحث کلام اهتمام می ورزیم، در مورد قرآن اگرچه در حوزه علمیه دروسی رسمی داریم ولی هنوز به صورت یک فرهنگ درنیامده است و طلبه به صورت همه جانبه با قرآن مانوس نیست. جای بسی تاسف است که هنوز هم در حوزه های علمیه به دنبال حفظ آیه های قرآن هستیم. در مطالعات و برنامه ریزی ها و برخوردهای خود نسبت به علوم انسانی و متون دینی با افراط و تفریط رفتار می کنیم. یعنی به جای اینکه به دنبال معنا یابی و کشف حقایق و کشف آموزه های قران باشیم و در زندگی روزمره پیاده کنیم و به دنبال این باشیم که هدایت جامعه را بر اساس قرآن که محور مشترکی بین همه مذاهب هست، پیش ببریم، کمتر به قرآن توجه کرده ایم.

* اشاره کردید از لحاظ عمل هنوز هم تا حدودی نسبت به قرآن بیگانه هستیم، چه نمونه هایی می توان برای این نوع از مهجوریت قرآن یعنی مهجوریت در عمل بیان کرد؟   

 اگر بخواهم از خطبا و صاحبان وعظ و تریبون داران شروع کنم که کمتر با بهره گیری از آیات قرآن در راستای اهتمام ورزی به قرآن استفاده می شود. قرآن نورانیتی دارد که اگر در کلام و سخن و خطابه های خود بیشتر از آیات قرآن بهره بگیرید اثرگذاری بیشتری در مخاطب خواهد داشت چون مخاطبی قرآن در فطرت انسان است و سفید و سیاه و زن و مرد و پیر و جوان و شرقی و غربی ندارد و فطرت انسان است و در بخش اعتقادی به تمام سوالات انسان به خصوص سوالات مربوط به این دنیا و آن دنیا پاسخگو است بنابراین بسا دیده شده است وقتی جوان غربی اسلام را انتخاب می کند ریشه آشنایی او با اسلام قرآن است. وقتی می بینیم در انگلستان و ایتالیا افراد زیادی با انبوهی از سوالات اعتقادی به خصوص در رابطه با معاد درگیر بودند و وقتی به قرآن مراجعه کردیم به خصوص در سوره هایی که ناظر بر قیامت است، پاسخ سوالات خود را گرفتیم و به تدریج فصل جدیدی در زندگی ما ایجاد شد و توانستیم اسلام را با افتخار برگزینیم.

 وقتی عمل زشتی از حافظ یا قاری قرآن سر زد، نشان دهنده این است که یک جانبه فکر و حرکت می کنیم

مبدأ روشنایی ذهنی و اعتقادی انسان همین قرآن است. احادیث قرآن و ائمه بیشتر جنبه تفسیر همین منبع نخستین را دارد. وقتی به کشورهای مختلف می روم و در سمینارها شرکت می کنم، متوجه می شوم حتی یک مسیحی که مسیحی است وقتی در رابطه با اسلام حرف می زند با افتخار از آیات قرآن استفاده می کند و آنها را به عنوان یک نشانه ذکر می کند این مساله نشان دهنده این نکته است که قرآن می تواند حلال بسیاری از مشکلات اعتقادی بشر باشد و بسیاری از نیازهای بشر به خصوص بسیاری از نیازهای معنوی بشر را برطرف کند. اگر قرآن مبدأ تنویر افکار است و اگر پایه و اساس آگاهی بخشی جامعه است یا باعث نورانیت بخشیدن به فکر انسان در دو قلمرو فرد و جامعه است تا چه حدی از قرآن کمک گرفته ایم؛ و اگر ما پذیرفته ایم که به عنوان امری کلیدی قرآن زندگی ما را متحول می کند و به زندگی ما جهت و معنا می بخشد و نیازهای همه جانبه ما را برطرف می سازد، در عمل چقدر از این قرآن کمک گرفته ایم؟! سوال این است. در اینکه نقشی محوری و کلیدی دارد، بحثی نیست. اینکه کودکان خود را به سمت حفظ قرآن ببریم بسیار خوب است، ولی از طرفی اگر کسی حافظ قرآن باشد، ولی به دستورات قرآن پایبند نباشد چه آثار مخربی در زندگی مسلمانان خواهد داشت؟! یک قاری قرآن که به خوبی تلاوت می کند، ولی هنوز متنبه نشده است و تاثیری از آموزه های قرآنی در وجود او مشاهده نشد و تحولی در او ایجاد نکرد، چه آثار مخربی در جامعه دارد؟! وقتی عمل زشتی از حافظ یا قاری قرآن سر زد، نشان دهنده این است که ما یک جانبه فکر و حرکت می کنیم؛ نباید افراط و تفریط در کار باشد، باید در کنار آن، مفهوم شناسی، معنا یابی و معناشناسی قرآن در جریان باشد. امروز فقط می توان در دانشکده های الهیات سراغی از دانش های قرآنی گرفت. کسی که رشته اش علوم قرآنی است با این قلمرو دانشی و بینشی آشنایی دارد، ولی نباید به آن اکتفا کنیم. به جای مسابقاتی که برگزار می کنیم – البته خوب هستند – در رابطه با اثر بخشی قرآن و معنا شناسی و تفسیر آن کار کنیم؛ این نوع جلسات برگزار می شوند، ولی بسیار کم هستند. در کنار جلسات قرآت چقدر به جلسات فهم و تفسیر توجه می شود؟! شاید به صورت جسته و گریخته در ماه مبارک رمضان برنامه هایی اجرا شود که همین دلیلی بر مهجوریت قرآن است. چون مخاطبان شما تنها در ایام خاص به شما رجوع می کنند.

* در مساجد ما چقدر تفسیر قرآن وجود دارد؟ خطبای ما چقدر از پس تفسیر بر می آیند و نسل جوان ما چقدر از تفسیر مفسران استفاده می کنند؟

شاید این تشبیه درست نباشد، ولی باید از نکات مثبت حرف زد؛ مسیحیان وقتی در مورد انجیل حرف می زنند فصل و بند و آیه و شماره را می گویند و بعد آیه را مثال می آورند. انجیل شناس و کتاب مقدس شناس کم نیست حتی برخی از آنها که می خواهند با قرآن آشنا شوند چنین رفتاری با قرآن دارند.

زمانی می توانیم جامعه ای پویا، بالنده، قرآنی، مطلوب و آرمانی ایجاد کنیم که با قرآن مأنوس باشند

ما زمانی می توانیم جامعه ای پویا، بالنده، قرآنی، مطلوب و آرمانی ایجاد کنیم که آنها با قرآن مأنوس باشند و از لحاظ مفهومی بدانند آیه چه می گوید و صدر و ذیل آیه و مضامین آیه را بدانند. اینکه آیه را فارغ از معنا بدانیم کفایت نخواهد کرد.

در بخش دیگری می خواهم عرض کنم که حافظ قرآن بودن بسیار خوب است، مهم این است که محافظ قرآن باشید و از قرآن و آیات قرآن و دستورات قرآن محافظت کنیم. آیاتی ناظر بر تعلیم و تعلم و امر به معروف و … وجود دارد، برای اینکه نگهبان دستورات قرآن باشیم کم هستیم و این یعنی قرآن مهجور است.

 وقتی از جامعه اسلامی حرف زده می شود باید قرآن پایه باشد

وقتی از جامعه اسلامی حرف زده می شود باید قرآن پایه باشد. یکی از بزرگان به من می گفت من چندبار می خواستم تفسیر المیزان را بخوانم و نیمه کاره رها می کردم، نذر کردم تا تفسیری ۲۰ جلدی را شش ماهه تمام کنم. همین هم نشانی از مهجوریت است چون نذر نکرده بود نمی توانست بخواند. اگر بتوانیم در مورد قرآن در بخش مفهوم شناسی و معنا شناسی قرآن مراتب جدیدی از معانی را ظاهر کنیم و تصویری به روز و کاربردی برای نیازهای امروز ترسیم کنیم، موفق خواهیم بود.

* برخی قرآن را مربوط به عصر پیامبر (ص) دانسته و  آن را کتاب فکری و عملی برای عصر حاضر نمی دانند و با این رویکرد بر مهجوریت قران می افزایند. دیدگاه و پاسخ شما به این افراد و جریانات چیست؟ 

 قرآن منحصر به زمانی خاص نیست و قابلیت پاسخگویی به نیازهای هر عصر و زمانی را دارد

قرآن تا قیام قیامت روی اقتضائاتی که دارد، پاسخگو است و ما اعتقاد به تفسیری عصری نداریم. قرآن منحصر به زمانی خاص نیست و قابلیت پاسخگویی به نیازهای هر عصر و زمانی را دارد، ولی یک مفسر قوی می خواهد تا این معنای به روز را از دل واژگان قرآن بیرون کشد؛ کسی که با اندیشه ای امروزی و با ظرافت و دقت و زمان شناسی و البته با کمک سنت و احادیث این معانی را از دل مجموعه بیرون کشد. آنها راه را به ما نشان می دهند. روش شناسی تفسیر توسط اولیای الهی و ائمه معصومین و پیامبر بزرگوار اسلام به ما آموزش داده شده است، ولی باید متناسب با زمان، آیه ها را تفسیر کرد تا جوان و جامعه امروز ما صاحب هر فن و علم و تجربه ای باشد و از این کتاب استفاده کند.

* در تبیین و آموزش و تفسیر آموزه های قرآن به زبان ساده و عینی به خصوص برای جوانان چقدر موفق بوده ایم؟ در این مسیر باید چه تحولاتی رخ دهد؟ آیا نیاز نیست تفاسیری به روز و کاربردی از آموزه های قرآن داشته باشیم تا افراد بتوانند به طور عینی از آن استفاده کنند؟ چرا تا به امروز این خلاء برطرف نشده است؟  

 چاپ قرآن در انواع طرح های زیبنده خلائی را پر نمی کند

احساس من این است آنانی که متصدی امر قرآنی هستند و نهادهایی که به همین منظور منصوب شده اند در کار دخیل هستند. به جای آمار دادن باید در حقیقت آسیب شناسی انجام دهیم و به صورت میدانی نواقص را تشخیص دهیم، به نظر من این کار انجام نمی شود و اگر انجام شده است چندان قوی نیست. صدا و سیما نقش پر رنگی دارد. انتهای همه تلاش ها به حفظ و قرائت آیات قرآن بر می گردد، در کل گفتگوهای قرآنی کم هستند. این مساله باید به صورت فرهنگ عمومی در بیاید و به نظر من متصدیان امر قرآنی باید این کار را انجام دهند و در مورد این فکر کنند. بزرگان تنها رهنمود خود را می دهند. باید توجه داشت چاپ قرآن در انواع طرح های زیبنده خلاء را پر نمی کند.

* یکسری از اقدامات تزیینی را در جهت تکریم قرآن شاهدیم مانند اینکه آیات قرآن کریم با طلا نوشته می شوند، آیا جنین اقداماتی ضروری است؟ آیا جنین اقداماتی کمکی به ترویج و عمل به آموزه های قرآن می کند؟ 

من با این کارها موافق نیستم. این کارها به روند مطالعات قرآنی آسیبی جدی می زند و برای نسل جوان آثاری بس زیان بار دارد. در پاکستان وقتی قرآن را ورق می زنید، اوراق همچنان کاهی است، ولی وقتی عالم پاکستانی سخنرانی می کند در کلامش پیوسته از آیات قرآن استفاده می کند و اول تا آخر حرف او قرآن کریم است. به نظر من این زرق و برق ها افراط است؛ اگر این کار هنرمندانه تعمیم پیدا کند متاسفانه خلاء فرهنگی ما پر نمی شود و مهجوریت قرآن ترمیم پیدا نمی کند بلکه مشکلاتی را ایجاد می کند و ایجاد کرد که این مشکلات فرهنگی است.

برخی بیان می کنند در جامعه ای که کارگزاران و مسئولان آن عمل قرآنی ندارند، نمی توان از مردم توقع عمل به آموزه های قرآن را داشت، این در حالی است که در کشور دوره ای را داشتیم که بسیاری از مسئولان ارشد به قرآن اعتقادی نداشتند ولی مردم عملی قرآنی تر داشتند. تفاوت این دوره با آن دوران چیست؟

در سطح مسئولان بارها توسط مقام معظم رهبری تأکید و توصیه هایی شده است. اینکه در ابتدای جلسات، قرآن تلاوت شود، کار به جایی نمی رود. برخی از کشورهای اسلامی نیز همین کار را می کنند، ولی عمل به قرآن تا جایی که از جامعه ای اسلامی انتظار می رود، محقق نشده و بسیار ضعیف است. هم در میان مسئولین و هم در میان مردم به هیمن صورت است. ما برای این جامعه اسلامی شهید تقدیم کرده ایم و پای انقلاب اسلامی خون دادیم، آنها در مرحله عمل نشان دادند که چقدر به قرآن پایبند هستند، اگر همان ها را الگو و معیار قرار دهیم، نمی توانیم به این وضعیت نمره ای خوب دهیم چون انتظار فراتر از این است. من خودم از سیزده سالگی در عملیات رمضان و فتح المبین بودم و خودم دیده ام نوجوانان و جوانانی بودند که با خواندن قرآن در آنها تحرکی ایجاد می شد و به انگیزه عشق به مکتب و مذهب و ارزش های برتر جان خود را در این راه فدا می کردند، به نظر می رسد امروز قرآن هم در بین مردم و هم در بین مسئولین مهجور است. باید تلاش کنیم تا این هجران نباشد، انتظار ما بیش از این ها بود.

* مهجوریت قرآن در سطح مسئولان به چه صورت خود را نشان می دهد؟

 بیشتر آیه های قرآن بر مساله اخلاق تأکید دارد

در بُعد اخلاقی خود را نشان داده است، ما آیات فراوانی ناظر بر اخلاق داریم، اگر نگوییم همه قرآن به گونه ای نظر بر مسائل اخلاقی دارد، بیشتر آیه های قرآن بر مساله اخلاق تأکید دارد. وقتی جامعه ما قرآنی است که زندگی افراد جامعه مملو از آموزه های اخلاقی باشد؛ وقتی چنین نیست پس ما در التزام به آیات قرآن مشکل داریم یا اگر مقاماتی یا مسئولین تخلفاتی داشتند یعنی بین ما و قرآن فاصله ای افتاده است. ناهنجاری ها و عصیان هایی مشاهده می شود که خلاف مروّت و اخلاق است و این نشان می دهد ما نسبت به آموزه های قرآن بیگانه شده ایم. قران آمده است تا انسان را بسازند و او را به خلق و خوی انسانی و الهی برساند، ولی ما در عمل نسبت به آن فاصله داریم. البته نباید ناامید بود، ما هم امیدواریم تا جامعه و مسئولین ما به سمت و سویی بروند که براساس آموزه های قرآنی حرکت کنیم، اگر اینگونه باشد کسی که در نهادی مسئولیت دارد در برابر خدا و در برابر هم نوعان خود احساس مسئولیت می کند و دستورات قرآن با دست توانای همان مسئول در جامعه پیاده می شود. قرآن حلال مشکلات ما و مجوز مشترکی بین تمام مذاهب اسلامی است، قرآن مورد احترام و تقدس تمام مذاهب است لذا اگر به قرآن عمل کنیم بسیاری از مشکلات و معضلات حل می شود.

* برای خروج از مهجوریت قرآن در سطح جامعه، مسئولان و حتی معناشناسی و مفهوم شناسی آیات قرآن در شرایط فعلی و با توجه به رویکرد حوزه علمیه که به آن اشاره کردید، چه راهکاری پیشنهاد می کنید؟

مساجد و نماز جمعه ها بهترین ظرفیت هستند تا در طول سال با آنها کار قرآنی کرد

 اگر واقعاً بخواهیم از مهجوریت خارج شویم، در درجه اول حوزه های علمیه قرار دارند و باید به بحث تفسیر و مفهوم شناسی قرآن اهتمام بیشتری بورزند. وعاظ و طلاب و امام جمعه ها در این محفل تربیت می شوند و تعالیم و آموزه های قرانی باید در کنار فقه و اصول بر دانش آنها غلبه پیدا کند، اگر اینگونه باشد و در عمل نیز به آن ملتزم باشند، در خطابه ها نیز از آن بهره می گیریم. از نهادهایی که مسئولیت قرآنی دارند، انتظار می رود بخشی از نخبگان را که قرآن پژوه هستند به ارائه راهکار تشویق کنند و کمیته هایی تشکیل شود و با برنامه ریزی برای خروج از مهجوریت قرآن کار کنند، راه های متعددی وجود دارد نباید همه را به سمت حفظ و قرائت کشید، اینها واجب کفایی نیست. قرآن با حفظ آیات از مهجوریت در نمی آید، این کار مسابقه ای بیش نیست و کافی نیست نباید این کارها به ماه رمضان محدود شود. امروز مساجد به عنوان ظرفیت بزرگی در اختیار ماست، اگر این مساجد در اختیار مسیحیت بود، تحولی به پا می کردند. ما در کل کشور نزدیک به هزار نماز جمعه داریم باید بتوان در طول سال با آنها کار قرآنی کرد. این مساله به امور مساجد بر می گردد، وقتی از تاثیر نهادها حرف می زنم یعنی همین مسائل مساجد، ما نه فقط برای ماه مبارک رمضان بلکه باید برای کل سال طرح بدهیم و باید برای ائمه مساجد کلاس بگذاریم، آنها باید بتوانند به سوالات قرآنی مثل سوالات فقهی پاسخ بدهند. ماه مبارک رمضان با خود قرآن را می آورد و چه شما بگویید و چه نگویید ذهن ها با این فعالیت های قرآنی در ماه مبارک رمضان آشناست و اگر ذهن ها بعد از ماه مبارک فعال باشند، قرآن تا حدودی در کشور ما از مهجوریت در می آید. و این جدا از مدرسه و دانشگاه است، همین مساجد و نماز جمعه ها بهترین ظرفیت هستند تا در طول سال با آنها کار قرآنی کرد.

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: