به گزارش ایکنا از لرستان، مرحوم آیتالله عبدالرحمن لرستانی فرزند حاج میرزاصالح لرستانی از روحانیان و علمای طراز اول و شاخص در زمان خویش در لرستان بوده است. وی در سال 1352 هجری ـ قمری در شهر خرمآباد در یک خانواده روحانی متولد شد، دروس مقدماتی را در خرمآباد و بهخصوص نزد پدر بزرگوارش فراگرفت. سپس برای تکمیل تحصیلات خویش مدتی به شهر بروجرد میرود در مدرسه شازده و نزد اساتید بزرگ حوزه علمیه بروجرد به تحصیل میپردازد. سپس به نجفاشرف میرود و مدت زیادی در حوزه علمیه نجف نزد اساتید و مراجع بزرگ بهویژه مرحوم آخوند خراسانی به کسب معلومات اشتغال میورزد تا به درجه اجتهاد نائل میشود و به زادگاه خویش شهر خرمآباد مراجعت میکند و مدتها در این شهر به ترویج احکام و ارشاد مردم و حل و فصل امور اجتماعی لرستان میپردازد.
وی علاوهبر درجات علمی، فقهی، اصولی، منطقی و فلسفی فردی ادیب و باذوق بود و قریحه شعری داشت. شعر نیکو میسرود دیوانی دارد مملو از اشعاری مختلف که دارای غزلیاتی ناب و عرفانی و قصایدی پُرمعنی است و دیوانش به چاپ رسیده است.
بسیار اوقات منبر میرفت و موعظه میکرد و در سخنرانی قوی بود. بیانی شیرین و جذاب داشت مردم به وعظ و سخنرانی وی علاقه زیاد داشتند و پای منبرش شلوغ میشد بهخصوص در ایام سوگواری، در عین حال پُرحافظه بود اشعار فارسی و عربی و نکات عرفانی و ذوقی فراوان در حفظ داشت و موقع موعظه و سخنرانی از آنها بیان میکرد و لطافت و ظرافت فوقالعادهای به منبر و موعظه و سخنرانی خود میداد.
مرحوم حاج شیخ عبدالرحمن بسیار خوش محضر و مجلس و شوخطبع بود. اغلب با اطرافیان خود شوخی و مزاح میکرد و کلمات و سخنان جالبی بیان میکرد، به مجلس طراوت و به حاضران صفای روحی میبخشید. خانهاش محل حل و فصل امور و طرح دعاوی بود همه روز از اول صبح تا غروب منزل وی پُر از جمعیت بود که برای حل مشکلات شرعی و اجتماعی آمده بودند. حقاً در رفع نزاع و حل مشکلات مردم بسیار جدی و پیگیر بود گاه اتفاق میافتاد برای رفع نزاع و اصلاح اختلاف به محل اختلاف و دعوا میرفت. یعنی به منازل اشخاص و یا داخل زمین و باغ مورد نزاع و اختلاف میرفت و از نزدیک جا و مکان دعوا و اختلاف را مشاهده میکرد و بهحق بررسی میکرد سعی بر آن داشت که نزاع و اختلاف به هر نحو ممکن برطرف شود، بسیار اوقات با موعظه و نصیحت و با آرامش خاطر اختلاف و نزاع را برطرف میکرد و طرفین یکدیگر را میبوسیدند و جدا میشدند بهطور کلی ایشان در رفع اختلاف و نزاع میان مدعی و منکر و طرفین دعوا موفق بود به قول یکی از بزرگان شهر خرمآباد وی در برخی از موارد حکمیت خویش بهقدری موفق بود که میتوان گفت معجزه میکرد.
عقود و ایقاعات شرعی در منزل و محضرشان بهوسیله ایشان و یا منشی وی اجرا میشد، در واقع اسناد و مدارک شرعی در حضور او نوشته و تنظیم میشد، مرحوم حاج شیخ یک نفر منشی در عین حال بسیار خوش خط و آگاه برای تنظیم اسناد و مدارک شرعی داشت که مدارک و اسناد را قبلاً تنظیم میکرد و به حضور وی میبرد و او مُهر و امضاء میکرد.
3 دوره نمایندگی مجلس ملی از طرف مردم خرمآباد
علاوهبر همه اینها مرحوم حاج شیخ یک روحانی به تمام معنی سیاسی بود. در امور سیاسی شهر و کشور بهشدت دخالت داشت شاید علت این امر این بود که وی این اندیشه و روش را از استادش مرحوم آخوند خراسانی آموخته بود، وی در حدود سه دوره از طرف مردم خرمآباد به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و در مجلس بود و در امور قانونگذاری کشور حضور پیدا کرد.
در رابطه با نمایندگی او جریان مهم و در عین حال خطرناکی برای ایشان به وجود آمد که دیانت، شجاعت، شهامت و فداکاری و در واقع طرفداری ایشان را از احکام اسلام و مقام روحانیت برای همه روشن و آشکار کرد چه مقاومتی و چه شهامتی از خود نشان داد آن هم در مقابل چه کسی و در چه موردی در مقابل نیرویی بسیار قوی و خطرناک در مقابل رضاخان.
در سال 1306 قانون اتحاد شکل در مجلس شورای ملی به تصویب میرسد طبق این قانون تمام مردم ایران موظف بودند از یک نوع لباس استفاده کنند طبق این مصوبه لباس روحانیان یعنی عبا و عمامه و قبا ممنوع شد به استثنای چند دسته از روحانیان. چون بنا بود این قانون در تمام کشور به اجرا درآید و ابتدا در سطح بالای کشور دستور میدهند که تمام نمایندگان روحانی مجلس که دارای لباس روحانی بودند در روز معین با لباس مخصوص یعنی کت و شلوار و پالتو و احیاناً با ریش تراشیده در مجلس حضور پیدا کنند؛ لذا اکثر نمایندگان روحانی مجلس در روز معین از دستور متابعت کرده و عمامه و عبا و قبا را کنار میگذارند و با کت و شلوار و پالتو در مجلس حاضر میشوند تعداد کمی از نمایندگان مخالفت کرده و با همان لباس روحانیت وارد مجلس میشوند که از جمله این افراد حاج شیخ عبدالرحمان لرستانی است.
چون شاه برای اجرای قانون در مجلس حاضر میشود از دیدن این تعداد نمایندگان که مخالفت کرده بودند سخت ناراحت و عصبانی میشود در این مورد است که مرحوم حاج شیخ عبدالرحمن لرستانی را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید شیخ عبدالرحمان چرا مخالفت قانون کردی و با لباس غیررسمی وارد مجلس شدهای؟ شیخ در جواب با کمال شهامت و شجاعت پاسخ میدهد: چگونه میتوانم لباس خود را کنار بگذارم. لباسی که خودم و اجدادم مدتها در لرستان با آن شناخته شده و مورد عزت و احترام مردم بودهایم. مردم لرستان مرا با این لباس شناختهاند و روی این لباس به من رأی دادهاند حال بدون این لباس چطور میتوانم به لرستان بروم و پاسخ مردم را چه بگویم پساز اینکه شاه حرفهای حاج شیخ را میشنود به او میگوید پس در اینصورت از نمایندگی استعفا بده و از مجلس بیرون برو و هرگز تو را در این مجلس نبینم؛ لذا حاج شیخ استعفا میدهد و از مجلس خارج میشود این عمل حاج شیخ عبدالرحمان لرستانی یک عمل افتخارآمیز است برای خود او و مردم لرستان. وی پس از استعفا به خرمآباد میآید و تا پایان عمر با شرافت و بزرگواری و احترام میان مردم به ترویج و ارشاد میپردازد.
اخلاص و ارادت آیتالله لرستانی نسبت به اهلبیت(ع)
مرحوم عبدالرحمان اخلاص و ارادت عجیبی نسبت به اهلبیت بهویژه امام علی(ع) و امام حسین(ع) داشت؛ این ارادت و علاقه بیشتر در موقعی بهخوبی آشکار میشد که وی روی منبر بودند و ذکر مصیبت میکردند او همه سال در ایام عاشورا در مسجد جامع به منبر میرفت در حالیکه جمعیت انبوهی پای منبرش بودند، در پایان منبر موقع ظهر عاشورا در وقت ذکر مصیبت حالت فوقالعادهای به وی دست میداد.
شیخ عبدالرحمن لرستانی سرانجام پساز عمری پُربرکت و با تلاش و کوشش و در راه خدمت به دین و جامعه در سال 1315 شمسی در شهر خرمآباد از دنیا رفت و جنازهاش به قم منتقل و در قبرستان نو به خاک سپرده شد و روی قبرش بقعه جالب توجهی بنا کردند که هنوز هم باقی است و مردم به زیارت او میروند.
انتهای پیام