به گزارش ایکنا از یزد، غلامحسین دشتی، تحلیلگر مسائل فرهنگی و اجتماعی 23 دی ماه در چهاردهمین نشست اندیشهورزی والعصر با محوریت «مؤلفههای عام و خاص تمدن اسلامی» اظهار کرد: تلاش در راه شکوفایی ظرفیتهای الهی در وجود انسان تمدن توحیدی را محقق میسازد که این شکوفایی در چارچوب مولفهها و ساختارهای نظری و عملی در جامعه بشری ایجاد میشود.
5 منبع شناخت تمدن و نظریهپردازی در تمدن توحیدی
وی با اشاره به اینکه پنج منبع برای شناخت تمدن و نظریه پردازی در تمدن توحیدی وجود دارد، اولین منبع را شناخت معرفتشناسی برشمرد و گفت: معرفتشناسی از نظر غرب به این شکل است که آن مواردی که برای دستیابی و کسب معرفت نسبت به خدا لازم است، یا وجود ندارد یا انسان نمیتواند به آن منابع دسترسی داشته باشد و در این هنگام بود که در غرب ساحت ربوبی برای خداوند حذف شد.

دشتی ادامه داد: دیدگاه غرب نمیگوید خدا نیست بلکه عنوان میکند ما دسترسی به خدا نداریم و تفاوت دوم سکولار با ما در این است که خدا را در امر ربوبیت قبول ندارند.
تقوا؛ اساسیترین اصل تمدنسازی
این تحلیلگر مسائل فرهنگی و اجتماعی تصریح کرد: ما در جامعه برای رسیدن به معرفتشناسی به منابعی همچون قرآن کریم، سنت و سیره اهلبیت، عقل، تجربه بشری و حواس نیاز داریم.
دشتی با اشاره به اینکه کتاب ما در تمدنسازی قرآن کریم است گفت: بیانیه حضرت آقا طبق آیه سوم سوره بقره گرفته شده و در تمدن سازی باید از خودسازی، جامعه پردازی، معرفتشناسی شروع تا در نهایت به معاد برسیم چرا که اساسیترین اصل تمدنسازی تقواست.
وی ادامه داد: در تمدنسازی حوزه مطالعاتی ما قرآن است، قرآنی که با نظام هستی و با انسان نیز هماهنگ است. اول وجود قرآنی انسان و پس از آن وجود جسمانی انسان خلق شده است.
قرآن؛ اصلیترین کتاب معرفتشناسی در حوزه تمدنسازی
این فعال سیاسی افزود: وجود انسان قرآنی است و در حوزه معرفتشناسی همه چیز به قرآن بر میگردد و اگر سنت، سیره، تاریخ یا حواس به قرآن برنگشت، نادرست است لذا اصلیترین کتاب معرفتشناسی ما در حوزه تمدنسازی قرآن کریم است.

دشتی افزود: پس از معرفتشناسی، هستی شناسی قرار دارد. هستیشناسی برای شناخت آرمانهای حیات طیبه یعنی خدا و راههای وصول به آن که اهلبیت هستند، است.
وی با اشاره به اینکه سومین حوزه شناخت تمدن انسانشناسی است که به منظور شکوفایی ظرفیتهای انسان مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد گفت: انسان ساختار و تمدن منحصر به فرد خود را در ارتباط دنیای بیرون کسب کرده است.
مولفههای بنیادین تمدن اسلامی
معاون سابق استانداری یزد با اشاره به اینکه مولفههای بنیادین تمدن اسلامی به صورت کلی پنج مورد است افزود: نخستین مولفه تقوای فردی و اجتماعی است که به عنوان اصل بنیادین در تمدن است. اگر حدود الهی رعایت و جادههای مسیر الهی درست شناخته شود سرانجام ملاقات و شناخت خدا میسر خواهدشد.
وی ضمن اشاره به اینکه محصول تقوا عدالت همه جانبه در جامعه است گفت: اگر بخواهیم تمدن اسلامی ایجاد کنیم باید تقوا ترویج شود. ابتدا جامعه باید مزه تقوا را بچشد و بداند که تقوای فردی با تقوای اجتماعی در ارتباط است. با وجود اینکه دروغ یک کار فردی است قبل از متلاشی کردن فرد نظام اجتماعی را خراب میکند و از رسیدن به وحدت و تمدنسازی دور خواهد کرد. نمود بیرونی تقوا عدالت است و همه باید تقوا را رعایت کنند تا دین و تمدناسلامی تحقق یابد.
این تحلیلگر مسائل فرهنگی و اجتماعی ادامه داد: در جایی که عدالت رعایت نشود استعدادهای انسان و فرزند دفع میشود زیرا در خانهای که والدینی تقوا ندارند، عدالت رعایت نمیشود و کودک در همان مرحله دبستان میسوزد و مورد ظلم واقع میشود لذا تقوا و عدالت دو روی یک سکه است.

وجود علم در 27 سطح/درک تنها 4 سطح تا زمان ظهور
دشتی تصریح کرد: طبق احادیث علم در ۲۷سطح وجود دارد و انسانها تا زمان ظهور فقط قادر هستند ۴سطح آنرا درک کنند. با آمدن امامزمان تقوای درونی و عدالت بیرونی بر پایه معارف دین محقق شده و علم سبب آشکار شدن حق خواهد شد.
وی اظهار کرد: مولفه سوم استقلال و آزادی است که در اینجا طبق بیانیه گام دوم حضرت آقا آزادی برای رسیدن به استقلال است و تمام اقدامات برای رشد انسان باید ایجاد شده و تمام موانع رشد رفع شود.
این فعال سیاسی مولفه چهارم را وحدت توحیدی دانست و بیان کرد: این مولفه با محوریت نبوت، امامت و ولایت محقق میشود و آخرین مولفه بنیادی در شکلگیری تمدن پیشرفت مادی و معنوی در حوزه علمی و هم اعمال صالح است.
انتهای پیام