به گزارش ایکنا از همدان، در آیه 8 سوره زلزال میفرماید« وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به قدر ذرهای کار زشتی مرتکب شده آن هم به کیفرش خواهد رسید.»این نظام و قاعده دنیا است که هر عملی عکسالعملی در پی دارد شاید این دنیا ظرفیت و گنجایش نمایش آثار و عکسالعمل اعمال را نداشته باشد اما به اعتقاد ما مسلمانها، دنیای دیگری نیز وجود دارد که میتوان بازتاب تمامی اعمال از کوچکترین تا بزرگترین آن را انتظار داشت از همین روست که شاعر میگوید «هر چه کنی به خود کنی گر همه خوب و بد کنی».
آثار دنیوی اعمال چنان نیست که به غیر فاعل نرسد بلکه درصورتیکه خدا بخواهد بهعنوان انعام و یا عذاب و یا امتحان اثر عمل شخصی را به شخص دیگر نیز میرساند بنابراین اینطور نیست که هر فاعلی بتواند بهطور دائم اثر فعل خود را به دیگری برساند.
فاعل اثر فعلش دائماً و بدون هیچ تخلفی به خودش برمیگردد، بهطورکلی یکی از سنتها و قوانین قطعی آفرینش، مسئله مکافات عمل و بهطور اعم بازتاب و نتایج عمل است، یعنی انسان هر کاری را که انجام میدهد خوب یا بد، نتیجه عملش را میبیند.
برای بعضی مکافات عمل، برای بعضی امتحان، برای بعضی مایه تربیت و بازگشت، برای بعضی مایه افزایش درجه، برای بعضی مایه کراهت و مقام و برای بعضی جبران کمبودهای سابق است و با این بیان نمیتوان گفت هر گرفتاری و رنجی کیفر گناه است، زیرا گرفتاریهای سخت فلسفههای گوناگونی دارند که برخی عبارتاند از: شکوفایی استعدادها و توانمندیهای درونی و برونی انسان، هشدار نسبت به آینده او، اصل آزمون در زندگی انسان، بیداری از خواب غفلت و غرور و هوشیاری از انواع مستیها، کیفر گناهان و بخش مهمی نیز ثمره ندانمکاریها و سهلانگاریهای انسان در زندگی است.
در تفسیر المیزان نیز آمده است: مردم در روز قیامت از موقف حساب بهسوی منزلهای ابدی خود (که یا بهشت است و یا دوزخ ) بازگردانده میشوند، درحالیکه متفرق و متفاوت هستند و اهل سعادت از اهل شقاوت ممتاز هستند، تا اعمال خود را ببینند و جزا داده شوند، آنهم نه از دور، بلکه آنها را داخل در جزا میکنند و یا خود اعمالشان را بنا بر تجسم اعمال به ایشان نشان میدهند.
بعضی مفسران صدور مردم را به معنای بیرون شدن از قبر و تفرق آنها را به متمایز بودن ازنظر سیما تفسیر کردهاند، در ادامه میفرماید «هرکسی که بهاندازه سنگینی دانهریز غبار که در شعاع آفتاب دیده میشود و یا به سنگینی مورچه ریزی ، عمل خیر یا شر انجام داده باشد، آن رامی بیند، یعنی هیچ عمل کوچک یا بزرگ و یا خیر و شری از این ارائه اعمال استثناء نمیشود.
در اینجا توهمی درباره حبط اعمال یا تکفیر آن پیش میآید که توضیح آن این است فردی که عملش حبط و باطلشده، حکمش مانند فردیست که اصولاً عمل خیری انجام نداده تا بخواهد آن را مشاهده کند، به همین صورت توبهکنندگانی که گناهانشان تکفیر شده، حکمشان حکم فردیست که گناهی ندارد و شری مرتکب نشده تا بخواهد در قیامت آن را ببیند.