محمدرضا فخرروحانی، پژوهشگر دینی، در گفتوگو با ایکنا، از خوزستان درباره شخصیت حضرت علی(ع) در آثار مستشرقان گفت: تا جایی که منابع را دیده و بررسی کردهام در آثار مستشرقان از حضرت علی(ع) بیشتر به عنوان یک شخصیت جنگجو یاد میشود. حضرت امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان اولین فرد مؤمن به پیامبر اکرم(ص) و به معنای واقعی کلمه مرجع دنیای اسلام بعد از پیامبر اکرم(ص) میشناسیم که رسالت پیامبر(ص) را ادامه دادند.
وی اظهار کرد: در منابع مستشرقان افرادی که شیعه هستند یا از تفکر شیعه متأثرند، با چنین شناختی از حضرت آثار خود را تولید کردهاند. اما منابع دیگری وجود دارد که با همان نگاه شرقشناسی درباره حضرت علی(ع) سخن گفته و از ایشان تصویر یک جنگجو ارائه کردهاند؛ فردی که همیشه شمشیر به دست داشته و در حال جنگ است. البته مسیحیان منصفی هم بودهاند که به جنبههای انسانی شخصیت ایشان نیز پرداختهاند. شخصیت بزرگی مانند حضرت امیرالمؤمنین(ع) چنان است که هرقدر درباره ایشان نوشته شود باز هم کم است زیرا شخصیت آن حضرت بسیار در ورای مرزهای فهم انسانهای عادی است. از این رو، تلاشهای ما به هر میزان باشد به اندازه توان خودمان است، نه آنگونه که واقعیت آن شخصیت بزرگ است.
این مدرس دانشگاه با تصریح به اینکه شأن ائمه(ع) آن گونه که شایسته ایشان است در منابع غربی انعکاس نداشته است، افزود: در برخی از منابع مانند دایرةالمعارف اسلام چاپ لایدن هلند خبری از شخصیتهای بزرگ و برجسته تاریخ تشیع نیست و برای مثال، شخصیت های عاشورایی با وجود آنکه کربلا یک واقعه بزرگ در تاریخ اسلام است، نمودی در این دایرةالمعارف ندارند. منابعی نیز مانند دایرةالمعارف ایرانیکا وجود دارد که مقالات آنها درباره شخصیتهای اسلامی با سوگیری های خاصی نوشته شده و متأسفانه این منابع تأثیرات خود را بر روی محافل علمی میگذارد.
وی موضوع شناخت یاران ائمه(ع) را نکته مهمی در شناخت ائمه(ع) دانست و گفت: یاران ائمه(ع) کسانی بودند که مورد اعتماد ایشان در کارها بودند و به آنها تکیه میکردند. به صورت کلی در حرکت های بزرگ دنیا به ویژه حرکتهای علمی و فرهنگی، افرادی وجود دارند که نقش کاریزماتیک دارند، این افراد الهامبخش بقیهاند و افراد دیگری نیز در اطراف این شخصیتها هستند که مقوم و کمککننده آنها در امور هستند. مثلاً حضرت امیرمؤمنان(ع) وقتی به عنوان خلیفه انتخاب میشوند و به کوفه میآیند، حلقهای دور ایشان شکل میگیرد. شخصیتهایی مثل کمیل بن زیاد، مالک اشتر، اصبغ بن نباته و ... که در نقش کارگزاران ایشان هستند.
فخر روحانی ادامه داد: چنین شخصیت هایی در تاریخ خیلی اهمیت دارند. هر قدر شعاع تفکری بلندتر باشد، افراد درباره آن نیز باید بُرد فکری بیشتری داشته باشند. اصحاب ائمه هم اینطور بودند. در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) چون افراد زیادی پای درس ایشان میآمدند، حجم قابل توجهی روایت و حدیث از ایشان بر جای مانده است. اما سایر ائمه(ع) این مجال و موقعیت را چندان نیافتند. مثلاً در دوره امام سجاد(ع)، امام چقدر اصحاب داشتند؟ روش ایشان این بود که افرادی را به عنوان خادم نزد خود میآوردند، مدت یک سال تربیت و بعد آزاد میکردند.
این پژوهشگر دینی با بیان اینکه اطرافیان ائمه(ع) در شناساندن تفکر ایشان فوقالعاده اهمیت دارند، به طوری که اگر آنها را بشناسانیم گام مهمی در معرفی ائمه(ع) برداشتهایم، اظهار کرد: وقتی درباره اصحاب ائمه(ع) وفور مطلب نداشته باشیم، درباره ائمه(ع) هم مطلب فراوانی یافت نخواهد شد؛ جز مطالبی که خیلی کلی هستند. این حرکت باید انجام شود و نویسندگان و پژوهشگران ما باید این کار را انجام دهند. گرچه اکثر محققان ما متأسفانه چندان توانایی ندارند که به زبان امروز برای دنیا بنویسند و نمیتوانند مفاهیم خود را به خوبی انتقال دهند. مثلا نوشتن مقالات علمی به زبان انگلیسی اصول خاصی دارد، در کنار محتوا، فرم هم باید قابل ارائه باشد.
وی تاکید کرد: به نظر می رسد اگر بتوانیم در دانشگاههای خود رشتههایی تعریف کنیم که خروجی این رشتهها متخصصانی باشند که در این زمینه کار کنند، گام خوبی برداشتهایم. حرکتهای انفرادی خوب است، اما دیر جواب میدهد. تربیت چنین متخصصان و مترجمانی باید به یک حرکت علمی در دانشگاههای کشور تبدیل شود. البته در دانشگاههای غربی شخصیتهای علمی شیعه وجود دارند که آگاه به زبان هستند و اقتضائات تبلیغ در سطح دنیا را میدانند؛ اما این افراد شاید در فضای آکادمیک بین المللی چندان فراوان مطرح نباشند، چون افراد دیگری هستند که براساس دایرةالمعارفهایی که با نیتهای خاص نوشته شده است و با انگیزه خاص تبلیغ میشوند کار میکنند و به همین جهت در سطح فضای علمی بینالمللی مطرح میشوند.
فخرروحانی با اشاره به محدودیت وجود و حضور استادان شیعه در دانشگاههای بزرگ جهان، گفت: مطابق گفته برخی از شیعیان غیرایرانی که در محافل علمی این دانشگاهها حضور دارند، کرسی درس اسلامشناسی در دانشگاههای غربی توسط استادان یهودی، وهابی یا بهائی ارائه میشود. بر اساس این حرف، در جبهه فرهنگی افراد غیرمسلمان پرچمدار معرفی اسلام و تشیع هستند. خروجی این کار چگونه میتواند شیعه را تصویر کند؟
انتهای پیام