کد خبر: 3888369
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۶:۱۱
آیت‌الله اراکی:
استاد سطح عالی حوزه با تأکید بر لزوم تأسیس رشته «علم الامامة» در حوزه تصریح کرد: در اسلام هیچگاه منافات، تضاد و تعارضی میان علم و دین و علم و سیاست و مدیریت نبوده است بلکه نظریه تفکیک دین از دنیا با همه شقوق آن، ناشی از جنگ میان کلیسا و مکتب، مدرسه و علم و زاییده فرهنگ سکولاریسم غربی است.
آیت‌الله محسن اراکی، استاد سطح عالی و خارج حوزه
به گزارش ایکنا، آیت‌الله محسن اراکی، استاد سطح عالی و خارج حوزه امروز، ۱۲ فروردین ماه در ادامه مباحث فقه سیاست که به صورت اینترنتی برگزار شد با بیان اینکه در اسلام، دین از دنیا جدا نیست، گفت: نظریه تفکیک دین از دنیا با همه شقوق آن، ناشی از جنگ میان کلیسا و مکتب، مدرسه و علم و ... زاییده فرهنگ سکولاریسم است.

تعارض دین و سیاست محصول غرب است

استاد سطح عالی حوزه علمیه بیان کرد: در اسلام هیچگاه منافات، تضاد و تعارضی میان این مقولات نبوده و اسلام عین علم و متکی بر آگاهی، علم و بیداری است؛ واژگانی مانند دین و دنیا و تقابل میان دین و سیاست، دین و مدیریت جامعه و دین و علم و ... برخاسته از نگاه سکولاریستی غربی است و منشا آن در اروپا و دعوا میان کلیسا و مدرسه است و ربطی به اسلام و انقلاب اسلامی ندارد.
اراکی با اشاره به آیه شریفه «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» (فرقان/۷۴) افزود: در روایت است که امامت متقین به معنای پیشتازی در تقواست و رهبر سیاسی جامعه اسلامی موظف به تزکیه، تقوا و بالابردن تزکیه و تقوای مردم است. این برداشت از آیه شریفه درست خلاف سخنی است که وزیری در دوره اصلاحات می‌گفت که فرهنگ جزء ماموریت دولت نیست و وظیفه دولت این است که هرچه مردم بگویند از آن حمایت کند.
وی با بیان اینکه رسالت با نبوت متفاوت است، تصریح کرد: کار نبی آن است که تنها فرمان خدا را ابلاغ کند، ولی وقتی رسول مردم شد امام هم خواهد شد و باید فرمانروایی کند؛ حضرت ابراهیم نبی بود، ولی وقتی به مقام اسلما رسید امامت به او اعطا شد. البته ما معتقدیم که جریان امامت از ذریه اسحاق به ذریه اسماعیل (ع) منتقل شد و استمرار آن به نسل ایشان یعنی حضرت محمد (ص) و ائمه (ع) رسید.
وی اضافه کرد: امام الهی همانطور که ناطقان به سنن تشریعی هستند ناطقان سنن تکوینی هم هستند؛ در تفسیر رحمت رحیمی آمده که تجلی این نوع رحمت در امامت است؛ یعنی امامت، رحمت رحیمی است و تا طلب و استحقاق حاصل نشود امامت عطا نخواهد شد هم امامت شخص و هم امامت شخص به سایرین لذا از مهمترین واژگان دال بر مقام رهبری در جامعه اسلامی، واژه امامت است.

تأسیس علم الامامه در حوزه

استاد حوزه علمیه با تأکید بر اینکه باید «علم الامامه» در حوزه تأسیس شود و مباحث و کرسی مخصوص این بحث در حوزه ایجاد و استادان به آن بپردازند، اظهار کرد: من این پیشنهاد را به مسئولان حوزه خواهم کرد و خودم هم علاقه‌مندم به این بحث وارد شوم.
استاد سطح عالی حوزه با بیان اینکه در قرآن واژه امامت در موارد متعدد تکرار شده است، افزود: در قرآن گاهی از امامت به ُملک و مَلِک تعبیر شده یا در مورد حضرت سلیمان یا بنی اسرائیل بحث ملک مطرح شده است. البته این مَلِک الهی است و نه مَلِک متکبر طاغوتی که خود را بر بشر غالب کرده و خود را برتر می‌داند.
وی اضافه کرد: در روایات از جمله در برخی روایات اهل سنت هم فراوان واژه امامت بیان شده و اینکه امامت، امانت است؛ البته شئون امامت در برخی از روایات شیعه به تفصیل بیان شده است. در زیارت جامعه هم شئون امامت تا حدودی به تفصیل ذکر شده است.
اراکی تصریح کرد: کلینی در کافی نقل کرده است که امام رضا (ع) فرمودند: انّ الله عزوجل لم یقبض نبیه حتی اکمل له الدین و انزل علیه القرآن، فیه تبیان کل شیء، ... و انزل فی حجة الوداع، و هی آخر عمره: (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا)؛ و امر الامامة من تمام الدین و لم یمض حتی بیّن لأمتّه معالم دینهم ...؛ به راستی خدای عزوجل جان پیامبرش را نگرفت تا این که دین را برای او کامل ساخت، و قرآن را برای او نازل فرمود که در آن بیان هر چیزی هست؛ و در آن، حلال و حرام و حدود و احکام و همه آنچه را که مردم بدان نیازمندند، به صورت کامل بیان کرد و فرمود: ما در این کتاب از هیچ چیزی فرو گذار نکردیم؛ و در حجة الواداع - که در آخر عمر پیامبر بود - نازل فرمود: امروز دین شما را برای شما کامل ساختم و نعمت‌ام را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم؛ و امر امامت از تمام دین است ....
وی با تصریح بر اینکه امامت مقام سیاسی است و نه دینی صرف به آن شکل که سکولار‌ها تفسیر و تبیین می‎کنند اضافه کرد: حضرت در این روایت نظریه اختیار در امامت را به شدت نفی فرموده و اینکه امام تنها از طریق نصب الهی و بدون نظر مردم تعیین می‌شود. این روایت دو سند دارد؛ یکی سند کلینی که مرفوعه است، ولی نقل شیخ صدوق، سند صحیح دارد.
اراکی اظهار کرد: همچنین روایت دیگری را کلینی نقل فرموده است که از نظر سندی تام است و در آن ائمه و صفات آنان بیان شده است. این روایات بحث زیادی دارد، ولی قصور‌هایی از سوی علما در تبیین آن صورت گرفته گرچه دین با زحمات آنان و شهادت‌ها و تحمل‌های آنان به دست ما رسیده است و امروز تکلیف بر دوش ما هست که این میراث عظیم را ادامه دهیم و به تفصیل و تبیین و شرح مقام ائمه (ع) بپردازیم.
اراکی با اشاره به واژه اولی الامر تصریح کرد: خداوند در آیات متعدد اطاعت از اولی الامر را مانند اطاعت از خدا و رسولش می‌داند و، چون مخاطبان این آیات مردم دوره پیامبر در درجه اول بوده‌اند معلوم می‌شود که در آن زمان هم اولی الامری غیر از پیامبر (ص) وجود داشته که به اطاعت از او امر شده است.

تصحیح یک اشتباه در مورد امامت امام زمان (عج)

اراکی با بیان اینکه برخی خیال می‌کنند امامت امام علی (ع) بعد از حیات پیامبر شروع شده که این، غلط است، چون امامت امام همزمان با نبوت پیامبر است، اظهار کرد: البته همان طور که در روایات متعدد داریم، در جایی که دو امام وجود دارد یکی صامت است مگر اینکه یکی غایب باشد مانند هارون و موسی؛ امام علی (ع) هم در دوره پیامبر امام صامت بودند؛ لذا امامت امام همیشه و همواره از ابتدا بوده است و اینکه تعبیر به آغاز امامت امام زمان (عج) در روز نهم ربیع می‌شود، تعبیر درستی نیست، زیرا این طور نبود که حضرت، بعد از رحلت امام عسکری (ع) به امامت رسیده باشند.
اراکی تأکید کرد: اولی الامر خطاب به معاصرین زمان پیامبر است لذا معلوم می‌شود در همان دوره اولی الامری وجود داشته که دستور تبعیت داده شده است؛ در روایتی، مرحوم کلینی در جلد یک صفحه ۲۰۵ کافی با سند صحیح نقل کرده است که مفاد آن این است که اطاعت از اولی الامر همانند رسول الله است و این دو ملازم یکدیگرند و اولی الامر معصوم‌اند که تفسیر آن در حدیث ثقلین آمده است از طرفی اطاعت از کسی امر شده که اطاعتش منجر به اطاعت از خدا شود در حالی که اطاعت از امرای غیرالهی ملازم اطاعت خدا نیست یعنی عقل هم نمی‌پذیرد خدا به اطاعت از کسی دستور دهد که خلاف خدا عمل کند.

تصحیف در برخی روایات اهل سنت

اراکی با بیان اینکه تصحیفات و تحریفات در روایات اهل سنت زیاد است، افزود: در روایتی از اهل سنت نقل شده که پیامبر (ص) فرمودند: «مَن اطاع امیرٍ (ی) اطاعنی و مَن اطاعنی اطاع الله» که معلوم است در اینجا تصحیف در واژه «امیر» ایجاد شده و اگر «امیری» بود ایرادی در روایت نبود از طرفی در برخی دیگر از روایات اهل سنت با صراحت آمده که امیری که خلاف رسول الله عمل کند نباید اطاعت شود لذا بالاترین شان امام حق، فرمان و امر او است و همه شئون دیگر در کنار آن مطرح هستند.
انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: