کار کودکان باعث فاصله گرفتن آنها از کودکی کردن که حق مسلم آنهاست، میشود و این شروع آسیبهای روانی است. گاهی صدای خنده آنها همراه با دویدن در سر چهار راههایی که میتواند گذرگاه مرگ آنها باشد، را میشنویم که نشاندهنده این است که کودک درونشان برای لحظهای بروز کرده و در این زمان برخی از مردم در رویارویی با آنها از خشونت استفاده میکنند. 
درد روانی ناشی از تبدیل شدن به بزرگسال، آن هم یک شبه درد بزرگی است و آسیبهای جبرانناپذیری بر روان این کودکان بر جای میگذارد. بیشتر این کودکان از راههای دشواری کسب درآمد میکنند، اما سهم ناچیزی به آنها تعلق میگیرد.
در جهان دست کم ۲۵۰ میلیون کودک کار وجود دارد که سه چهارم آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند و طبق گزارش یونیسف از هر ۱۲ کودک کار در جهان، یک کودک بهصورت اجباری ناچار به کار میشود.
کار کودکان باعث فاصله گرفتن آنها از کودکی کردن که حق مسلم آنهاست، میشود و این شروع آسیبهای روانی است. گاهی صدای خنده آنها همراه با دویدن در سر چهار راههایی که میتواند گذرگاه مرگ آنها باشد، را میشنویم که نشاندهنده این است که کودک درونشان برای لحظهای بروز کرده و در این زمان برخی از مردم در رویارویی با آنها از خشونت استفاده میکنند و کم کم کینهای در دل این کودکان معصوم نقش میبندد که زمینهای برای حرکت به سمت انواع بزهکاری در دوران بزرگسالی را فراهم میکند.
این کودکان از لحاظ بهداشت و تغذیه وضعیت مناسبی ندارند، همچنین به دلیل فقر بیشتر درس نمیخوانند و آیندهای نامعلوم دارند و این موضوع باعث بروز اختلالات اضطرابی در این کودکان میشود و این کودکان توانایی لازم برای نحوه ارتباط با محیط پیرامون را به دست نمیآورند.
کار در خیابان ممکن است کودکان را به سوی مصرف مواد بکشاند و شیوع اختلال شخصیتی نیز در این کودکان به دلیل احساس حقارتی که تجربه میکنند بیش از دیگران است. یکی از روشهایی که برای پیشگیری از آسیب بیشتر میتوان انجام داد، استفاده از آموزش خیابانی در حمایت از این کودکان است. برای مثال میتوان در مورد آثار زیانآور مواد مخدر، پیشگیری از بیماریهای جنسی، ارتقای سواد و آموزش مهارتهای زندگی اقداماتی انجام داد.
کودکان سرمایههای کشور هستند و دوران کودکی برای هر شخص مهمترین مقطع زندگی است و همه رفتارها و عقاید و ارزشها، ترسها و نفرتها در همین زمان شکل میگیرد. همه نهادها و دستگاههای مرتبط باید در زمینه کمک به کودکان کار متحد شوند.
لیلا رازقیان، روانپزشک و رئیس بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری شیراز
انتهای پیام