کرونا چند وقتی است که مهمان ناخوانده خانه هایمان شده، مهمانی که برایش دعوت نامه نفرستاده بودیم، اما او علاوه بر ماندن به مدت نامعلوم درسهایی از جنس زندگی به همه ما داد.
در این چند ماه روزهایی پر از بیم و امید را تجربه کردیم، روزهایی که مواظب بودیم تا اطرافیانمان به این بیماری دچار نشوند، لحظههایی که بیش از خود دغدغه خانوادهمان را داشتیم.
در این روزها بیشتر مراقب سالمندان و کودکان بودیم، برایشان دل سوزاندیم، مراقب بودیم تا بیمار نشوند. گرچه دورهمیهایمان تمام شد؛ اما یاد گرفتیم دلتنگ روزهای با هم بودنمان باشیم.
این بیماری حتی رخت بربستن از این دنیا را نیز برایمان به گونهای دیگر تعریف کرد. وقتی در تنهایی و غربت و آداب خاصی جنازه فردی که کرونا گرفته بود را تشییع میکردیم، آن را تا سرای آخرت آن هم با شئون خاصی همراهی کردیم، یاد تنهایی قبر و آخرت افتادیم.
یادمان آمد چقدر فرصت زندگی کردن کوتاه است، چه اندازه وقت کم است برای دوستی، برای محبت کردن و عشق ورزیدن و برای زندگی کردن.
کرونا، عزاداریهایمان را نیز تحت تاثیر قرارداد، وقتی نتوانستیم در مراسم عزا شرکت کنیم، محافل قرآنی را در فضای مجازی برگزار کردیم و سعی کردیم از این طریق برای آرامش رفتگانمان دعا کنیم.
گروههای قرآنخوانی مجازی را راه انداختیم و برای آمرزش روح رفتگان از این سرا دعا کردیم. در مجاز محافل قرآنی تشکیل دادیم، هر فردی آنچه از ادعیه یاد داشت را به اشتراک میگذاشت و سعی میکرد تا در این روزها مرهمی بر دل عزاداران باشد.
فضای مجازی این روزها بیشتر از یاد عزیزانی پر شده که نتوانستیم بر سر مزارشان حاضر شویم و تنها فاتحه و زمزمه آیات قرآن حتی در فضای مجازی برایشان حالمان را خوب میکند.
زندگی با این محبتها آن هم در تنگنای کرونایی شاید همان چیزی باشد که در زندگی به آن نیاز داریم، زندگی که باید براساس آموزههای اسلام شکل گیرد و یکی از مهمترین آموزههای آن محبت و به فکر همنوع بودن است.
شاید کرونا بسیاری از هزینههایی را که در مراسم عزا، صرف ریخت و پاشهای غیرضرور میشد، حذف شد. اکنون خانوادههای متوفیان به جای این هزینههای گزاف، مبالغی را صرف امور خیر میکنند و این امر چیزی است که شاید با سالها حرف زدن و صحبت کردن به دست نمیآمد، اما اکنون شرایط جدید از ما انسانهای جدیدی ساخته و ما را از آن آدمهای قبلی دور کرده است.
انگار کرونا از همان تلنگرهایی بود که معلم در زمان کودکی در مدرسه به ما میزد یا همان گوشزدهای پدرانه در هنگام یک کار ناشایست در کودکی و یا نصیحتهای مادرانه وقتی آنطور که باید نبودیم.

از آموزههای دین برای زندگی بهره گیریم
حجتالاسلام قاسم فلسفی، یک روانشناس در گفت وگو با ایکنا از خراسانجنوبی اظهار کرد: امروز در بسیاری موضوعات روانشناسی دین صاحبنظر است؛ کما اینکه در مسائل دینی قبل از اینکه به جسم بپردازد به روح و روان پرداخته است.
وی با بیان اینکه انسانی که به لحاظ روحی و روانی شخصیتی متزلزل داشته باشد قطعا نخواهد توانست جسمی سالم داشته باشد، افزود: امروز یکی از مهمترین دلایل ایجاد استرس و اضطراب در جامعه این است که انسانها خود و ماهیت فطریشان را فراموش کردهاند و این خود فراموشی منجر به فراموش کردن خدا شده است.
این مشاور با بیان اینکه فراموش کردن خدا به معنای استرس، اضطراب، دلهره و نهایتا از هم پاشیدگی زندگی است، افزود: شاید کرونا تلنگذری برای به یاد آوردن خدا و اصول انسانی بود که سالها بود فراموش کرده بودیم.
فلسفی ادامه داد: کمی تامل کنیم و ببینیم کجای زندگی ایستادهایم، هدف از خلقت ما چه بوده، آیا غفلت از زندگی دنیایی ما را به سر منزل مقصود که رضای خداوند است، خواهد رساند؟
وی بیان کرد: کرونا ما را بیدار کرده و کمک کرد انسانیت خود را دریابیم و یاد بگیریم محبت را از زندگی خود دور نسازیم، به یاد خدا و روز قیامت افتیم، روزی که هیچ کس را یاری ما نیست.
این روانشناس یادآور شد: امیدوارم که با توکل بر خدا و در سایه معارف قرآن و اهل بیت(ع) از این آزمایش الهی سربلند بیرون آییم.
کرونا، همان گوشزد زمانه ما بود که شاید همه ما به آن نیاز داشتیم، ما آنقدر غرق در زندگی و خواستههایمان بودیم و آزادانه زندگی میکردیم که از بسیاری از خصایص انسانی دور مانده بودیم و کرونا دوباره این موارد را به ما یادآوری کرد.
انتهای پیام