به گزارش ایکنا از لرستان، کلمه «قضا» در لغت بهمعانی گوناگونی اطلاق میشود، رأی، حکم، اراده و الزام و در زبان فارسی معنی مصدری این کلمه یعنی قضاوت مورد استفاده قرار میگیرد.
کلمه قضا در لسانالعرب به معنی حکم آمده و اصل آن «قضای» بوده که «ی» تبدیل به همزه شده است. قضاء، در لغت بهمعنای فیصله دادن است در اقربالموارد بهمعنی فصل و حکم و در تاجالعروس نیز به معنی حکم آمده است. همچنین کلمه قضا در قاموسالمحیط به معنی حکم کردن، پرداختن، پروا کردن، حجامت و قرض را دادن ذکر شده و قضاوت بهمعنی حکم کردن بین دو نفر یا بیشتر آمده است.
آیات مختلفی از قرآن کریم به نقش حساس قضاوت اشاره دارد که نشاندهنده اهمیت نقش قضاوت از دیدگاه قرآن است. یکی از این آیات مورد اشاره، آیه ۵۱ سوره نور است که خداوند میفرماید: «إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ گفتار مؤمنان هنگامیکه آنان را بهسوی خدا و پیامبرش میخوانند تا میانشان داوری کند، فقط این است که میگویند: شنیدیم و اطاعت کردیم».
همچنین خداوند متعال در آیه ۶۵ سوره نساء فرموده است: «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛ به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود مگر آنکه تو را در آنچه میان خود نزاع و اختلاف دارند به داوری بپذیرند، سپس از حکمی که کردهای در وجودشان هیچ دلتنگی و ناخوشنودی احساس نکنند و بهطور کامل تسلیم شوند».
در آیه ۴۴ سوره مائده نیز به اهمیت عدالت در قضاوت اشاره شده و آمده است: «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ؛ و کسانیکه بر طبق آن چه خدا نازل کرده داوری نکنند، اینان کافرند». همچنین خداوند متعال در آیه ۲۵ سوره حدید میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ ما پیامبران خود را به دلایل روشن فرستادیم و به آنان کتاب و ترازو برای تشخیص حق از باطل دادیم تا مردم به عدالت برخیزند».
در این آیه خداوند متعال یکی از انگیزههای بعثت پیامبران را اجرای عدالت دانسته است که عدالت بهوسیله انبیاء و امام اجرا میشود، و اکنون در زمان غیبت امام، این عدالت توسط علما، مجتهدان، حکام اسلامی، دادگاهها و قضات واجد شرایط عالم و عادل اجرا میشود.
باید توجه داشت که قضاوت و داوری بین دو نفر یک مسئولیت بسیار سنگین و خطیر است؛ آنچنانکه امام علی(ع) در حدیثی میفرماید: «اگر مردم میدانستند که چقدر کار قضاوت دشوار و پر مسئولیت است حتی درباره پشگل اشتری هم قضاوت نمیکردند». همچنین حضرت در حدیثی دیگر به شریح قاضی میفرماید: «ای شریح تو بر مسندی نشستهای که جز پیامبر(ص) و وصی پیامبر(ص) نمینشیند».
پس قاضی از نظر مقررات شرعی و فقه اسلامی باید مؤمن، عادل، عالم، حاذق، پاکدامن، شجاع، صبور و حلیم باشد و از فشارها و انتقادات و حتی تهدیدات خسته نشود و در حال عصبانیت، ناراحتی، کسالت روحی و جسمی قضاوت نکند. قطعاً کار قاضی یک نوع جهاد در راه خدا است و خداوند پاداش عظیم و بزرگی در روز قیامت به او عطا خواهد کرد.
همچنین از شرایط قاضی این است که علم به قضا داشته باشد، چون قضاوت ارتباط مستقیم با حقوق انسانها دارد و باید قاضیان مسائل مربوط به حقوق را دقیقاً بدانند که حقی از کسی ضایع و تلف نشود این در حالی است که داشتن تقوا و ایمان در حد اعلا از دیگر شرایط یک قاضی است که از خطرات نفسانی و شیطانی مصون باشد و حداقل تقوی عمل به واجبات و ترک محرمات است.
یک قاضی باید آشنا به اوضاع اجتماعی و سیاسی کشور باشد، زیرا شرط مسئولان را عارف به زمانه نوشتهاند و آشنایی به احکام ثانویه و اوضاع و احوال مسلمانان است. قاضی باید از مدیریت قوی برخوردار باشد و در امر قضاوت تحتتأثیر جو و حوادث غیر مترقبه قرار نگیرد و در پیچ و خم منازعات خود را نبازد و دچار تزلزل و تردید نشود. همچنین یک قاضی باید استقلال رأی داشته باشد و در مقابل زبانبازیها، چاپلوسیها و تملقها دچار انحراف از حقیقت نشود و راه را گم نکند، و در انجام وظیفه و تکالیف دینی و قانونی خود سستی نکند. قاضی باید شجاع باشد، چون قاضی مسئول جان و مال و آبروی مردم است و قطعاً در اجرای حکم با تهدیدات و فحاشی و انتقادات شدید مواجه میشود و لازم است که شجاعت داشته باشد همچنین یک قاضی نباید توصیه و سفارش افراد ذینفوذ و دوستان خود را در تصمیمگیری تأثیرگذار بداند و رأی حقیقی و حق را عوض کند و به اصطلاح نباید پارتیبازی کند و مسیر قضاوت را عوض کند.
در روایات داریم که وقتی مردی یهودی جلو آمد و به امام علی(ع) فرمود: یا علی، این زرهت که در آنجاست مال من است. فرمود: این زره من است از دستم افتاده. گفت: یا علی، این زره مال من است. من دست برنمیدارم تا پیش قاضی حاضر شوی. و امام علی(ع) که حکومت دنیا در قبضه اقتدار او بود حاضر شد با آن یهودی پیش قاضی برود. قاضی دید زره در دست یهودی است. حکم کرد که زره مال یهودی است و امیرالمؤمنین(ع) نیز زره را به یهودی تحویل داد. یهودی گفت: یا علی، زره مال خودت بود. من همه این بساط را به راه انداختم که ببینم این دین همان دینی است که موسى(ع) خبر داده. این ادعا را به ناحق کردم تو در مقابل مثل منی حاضر شدی به محکمه آمدی. آن هم حکم قاضی را به حسب ظاهرِ اینکه زره در دست من است پذیرفتی. همه مقصد این بود که بدانم تو همانی که موسی خبر داده که جانشین خاتمی یا نه و در نهایت آن شخص یهودی مسلمان شد.
متأسفانه در پارهای مواقع مشاهده میشود قضات ما رعایت عدالت و انصاف بین طرفین پرونده را نمیکنند و بیشتر نگاهشان به جایگاه و منصب طرفین است بهعنوان مثال در یکی از شعبات دادگاه شهر خرمآباد یک کشاورز و یک قاضی در جریان یک پرونده برای قضاوت نزد قاضی رفتند و قاضی در همان لحظه اول قاضی بودن یکی از طرفین پرونده را به رخ طرف دیگر که فردی کشاورز و فاقد سواد بود کشید و گفت چون این برادر شما قاضی است باید احترام او را حفظ کنید و متأسفانه در جریان قضاوت نیز همواره قاضی به نفع طرف مقابل که قاضی بود عمل کرد و در طول یازده ماه بررسی پرونده، کشاورز حتی اجازه حرف زدن هم نداشت و طرف مقابلش با سوءاستفاده از سواد قضایی و سابقه سی سالهای که در دستگاه قضا داشت توانست با نوشتن لایحههایی که هشتاد درصد مباحث آن لایحهها نیز کذب محض بود، بیرحمانه و بیعدالتترین حکم را علیه طرف دیگر پرونده بگیرد در حالیکه که اگر طرفین این پرونده دو نفر آدم عادی بودند مطمئناً روند پیگیری آن متفاوتتر و حتی حکم قاضی نیز متفاوتتر میشد. متاسفانه این قاضی با اطلاعات قضایی که داشت توانست به آسانی حرف باطل و ناحق خود را حق جلوه دهد و قاضی پرونده نیز تنها نظارهگر بود و هیچ تلاشی برای دفاع از حق کشاورز مظلوم نداشت و این معنای قضاوت نیست.
آیتالله سیدمحمد كاظم طباطبایی یزدی، نویسنده كتاب «عروقهٔالوثقی» میگوید: «رشوه، مالی است كه راشی به قاضی میپردازد تا حكم به باطل و به نفع او كند. یا حكم به نفع دهنده مال صادر كند؛ چه حكم، حق و چه باطل باشد و یا طریق مخاصمه و دعوی یا راه دفاع را به راشی بیاموزد كه بر خصم (طرف دعوی) پیروز شود».
همچنین شهید در كتاب «لمعه» میفرماید: «رشوه، مالی است كه قاضی از دو طرف دعوی یا یكی از آن دو یا از شخص ثالثی میگیرد تا به صدور حكم اقدام كند یا راهگشایی یكی از اطراف دعوی شود، تفاوت نمیكند كه در برابر بذل مال (رشوه) قاضی به حق حكم كند یا به باطل».
شهید ثانی در روضه گفت: «رشوت گرفتن قاضی مالی از متداعین یا یكی از آن دو یا از فرد ثالث تا حكم صادر كند یا راهگشای برخی از طرف حكم شود، تفاوتی نمیكند كه برای بذل مال به حق یا به باطل حكم كند» و نیز سیدجواد عاملی در «مفتاح الكرامه»، میگوید: «رشوه در نظر علمای شیعه، مالی است كه اعطا میشود برای حكم و فرقی نمیكند كه حكم به حق باشد یا باطل».
حجتالاسلام بیرانوند، از کارشناسان مذهبی در این رابطه در گفتوگو با ایکنا، توجه به انتظارات مردم را نوعی انتقاد درونی به دور از تخریب و تضعیف دانست و افزود: اگر میخواهیم دستگاه قضایی متحول شود در اولین گام باید تحول در اهلیت و شایستگی قضات صورت گیرد.
وی بر فعالیت قضاوت برپایه عدل و عدالت تأکید کرد و افزود: قضاوتی که بر پایه هوای نفس، توصیه، سفارش و وساطت باشد قضاوت عادلانهای نیست و بهدور از انصاف است.
بیرانوند با تأکید بر ضرورت توجه به اهلیت قضات در گزینش، گفت: ممکن است فردی مقام قضاوت را داشته باشد اما برای اعمال عدالت و اجرای حدود و احکام الهی نیازمند شایستگیهای چون داشتن قدرت اعمال حق، تدبیر و عقلانیت هستیم.
وی با ذکر این مطلب که مردم به این مقدار از عملکرد دستگاه قضایی راضی و قانع نیستند، بیان کرد: مردم انتظار دارند در نظامی اسلامی که بر مبنای عدل علوی است بر مبنای عدل علی نیز در نظام اسلامی عمل شود.
این کارشناس مذهبی تدبیر و عقلانیت در اجرای حدود و اجرای احکام الهی را مهم دانست و افزود: کار قضاوت باید با دوری از رشوه، توصیهپذیری و وساطت انجام گیرد.
وی با اشاره به اینکه عملکرد و نگاه بیرونی به دستگاه قضایی نیز باید توجه قرار گیرد، گفت: نگاه کلی بیرونی به دستگاه قضایی این است که از سلامت برخوردار بوده و از نظر عملکردی نیز یک رضایت نسبی وجود دارد.
این کارشناس مذهبی روند رسیدگی به پروندههای قضایی را طولانی دانست و افزود: یکی از علل عدم رضایت مردم از دستگاه قضایی همین طولانی بودن است و این نکته باید مورد توجه باشد.
وی خواسته مردم از نظام اسلامی را اجرای عدل علوی برشمرد و گفت: مجرم، مفسد، هنجارشکن و قانونشکن باید از دستگاه قضایی هراس داشته باشند.
این کارشناس مذهبی تصریح کرد: نباید هر کسی که به دستگاه قضایی وارد میشود به چشم یک مجرم به او نگاه شود، این در حالی است که اصلاح روند رسیدگی به پروندهها و جلوگیری از هنجارشکنی و قانونشکنی باید بهطور جدی صورت گیرد.
انتهای پیام