به گزارش ایکنا، کتاب «آیات منتخب از کلامالله مجید» ترجمه بدیعالزمان فروزانفر به همت عنایتالله مجیدی تدوین شده و از سوی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شده است. عنایتالله مجیدی یادداشتی را درباره چگونگی و سرنوشت این ترجمه نوشته است که بخشهایی از این یادداشت را میخوانید:
تبحر شگفتانگیز استاد بدیعالزمان فروزانفر در ادب فارسی و عربی، طبعاً انتظار اهل تحقیق را از ترجمههای ایشان افزایش میدهد، اما متأسفانه نمونههای چندانی از ترجمه ایشان در دست نیست و جز ترجمه رساله حی بن یقظان از این طفیل و ترجمه منظوم چند شعر، برخی آیات، احادیث و عبارتهای عرفانی ضمن تألیفات استاد، ترجمه دیگری از او فعلاً به دست دوستدارانش نرسیده است و سالهاست که دیده مشتاقان در حسرت دیدار ترجمه کامل قرآن مجید به قلم استاد به راه مانده است.
گزارش من شامل دو بخش خواهد بود؛ نخست پیشینه اشتیاق فروزانفر نسبت به ترجمه قرآن مجید و دوم نقل پارههایی از ترجمه منتخب و مقدماتی استاد. تأکید میکنم که بخشی از ترجمه مقدماتی فروزانفر تاکنون منتشر نشده است و آن را از میان اوراق و یادداشتهای استاد یافتهام. همراه ترجمههای متفرق آیات که از آثار چاپ شده فروزانفر، از جمله شرح مثنوی شریف و خلاصه مثنوی گرد آوردهام.
برای آنکه ارزش ترجمه کامل قرآن مرحوم فروزانفر معلوم شود، نظر صائب استاد شفیعی کدکنی بسنده است: بیهیچ گمان، ترجمه فروزانفر از قرآن کریم، درستترین و در عین حال دقیقترین و روانترین ترجمهای خواهد بود که تاکنون به زبان فارسی انجام شده است. اگر ما روزی بخواهیم ترجمهای مجاز یا نزدیک به رسمی از قرآن به زبان فارسی داشته باشیم، شاید بهتر از آن نتوان یافت. این داوری من از طریق نمونه آیاتی است که وی گاه در خلال بعضی آثارش از قبیل شرح مثنوی شریف، داده است و از باب قیاس جزء به کل.
از نوشته استاد معلوم میشود که او نخست نزد پدرش، آقا شیخ علی احمدی با قرآن آشنایی حاصل کرد: قدری که درجه تحصیل بالا رفت و به خط فارسی آشنایی و از قرائت قرآن حاصل آمد و هنگام آن رسید که در مقدمات عربیت خوضی رود و شروعی افتد مرا به مکتب دیگری سپردند که معلم یا به اصطلاح آخوند آن مکتب پیری بود، هشتاد ساله که به خدمت بسیاری از کملین رجال رسیده بصیرت بیشتر و اطلاع کاملتری داشت.
پس از آن در محرم ۱۳۳۸ قمری فروزانفر از بشرویه به مشهد آمد و بعد از دو ماه اقامت در آنجا، به محضر مرحوم عبدالجواد ادیب نیشابوری راه یافت و تا ۱۳۴۲ قمری از محضر او بهره برد، چندان که در شمار شاگردان برجسته ادیب درآمد و با حافظه کمنظیر یا بیمثال خویش چنان با قرآن آشنا شد و بر مثنوی تسلط یافت که در سال ۱۳۲۷ شمسی نزدیک بر ۷۰۰ مورد از اشعار مثنوی را که متضمن آیات قرآنی به اشارت یا تضمین بود، بازشناخت.
اکنون به هیچ روی روشن نیست که فکر ترجمه قرآن کریم دقیقاً از چه وقت به ذهن فروزانفر راه یافت، اما آگاهی داریم که او ضمن تحصیل، به تدریس تفسیر قرآن و ادبیات عربی در مدرسه عالی سپهسالار اشتغال داشته است و آنچه از مدارک موجود برمیآید، ضرورت ترجمهای منتخب از قرآن، در حد درک و فهم محصلین، توصیه علیاصغر حکمت، کفیل وقت وزارت معارف بوده و به همین سبب نخستین قرارداد برای ترجمه منتخبی از کتاب آسمانی میان استاد و وزارت معارف وقت آن روز به سال ۱۳۱۳ شمسی بازمیگردد و حاصل کار با نام آیات منتخب از کلام الله مجید، در شمار کتابهای درسی برای کلاسهای پنجم و ششم مدارس کشور انتشار یافت.
این ترجمه مختصر را مقدمهای است به امضای ذوالمجدین (ناظر شرعیات) و بدیعالزمان (استاد دانشسرای عالی). از آنجا که مقدمه و ترجمه آیات نیز همگی به خط فروزانفر موجود است، بنابراین در تعلق آن به ایشان، تردیدی نیست. در مقدمه آیات منتخبه آمده است: نظر به آنکه مقصود از تعلیم و قرائت قرآن مجید در مدارس ابتدایی، گذشته از تیمن و تبرک و احراز منویات دنیوی و اخروی آن است که محصلین به جهت تأمل در اصول و حقایق و تدبر در حکم و مواعظ قرآنی فواید بیشمار و منافع بسیار برگیرند و بر بصیرت خود در امور دین و دنیا و مصالح معاش و معاد بیفزایند.

در پی آن، وزارت معارف، قرارداد دیگری طی سند شماره ۲۵۱۱ مورخ ۱۳۱۷/۲/۲۴ با استناد فروزانفر منعقد کرد تا ترجمهای برگزیده از آیات قرآنی را برای تدریس در کلاسهای سوم و چهارم مدارس کشور ترتیب دهد که احتمالاً بخشهایی از ترجمه حاضر، نمونهای از همان ترجمه باشد.
اما ترجمه کامل کلام الله مجید، مطابق قرارداد شماره ۱۸۵۱/ل الف مورخ ۱۳۳۹/۳/۵ میان استاد فروزانفر و وزارت فرهنگ وقت، متن کامل ترجمه میباید در سال ۱۳۴۱ شمسی تحویل داده میشد. حق ترجمه ایشان بنابر قرارداد، به مبلغ چهارصد و پنجاه هزار ریال بود که وزارت فرهنگ میبایست در هشت قسط آن را پرداخت میکرد و قسط آخر به مبلغ پنجاه هزار ریال پس از نشر کتاب، به مترجم تعلق میگرفت. در پرونده قرارداد، یادداشتی از مرحوم فروزانفر به شرح زیر موجود است، حاکی از اینکه ایشان در ۱۳۴۰/۴/۲۶ ترجمه قرآن را تا آیه ۵۲ از سوره یوسف تحویل دادهاند.
براساس پرونده موجود در سازمان مدارک فرهنگی وزارت فرهنگ وقت بود، که اکنون در میدان بهارستان ساختمان وزارت ارشاد واقع است، اما در باب این موضوع، آگاهیهایی خارج از پرونده این ترجمه نیز تا حدی مطلب را روشن میکند؛ پس از درگذشت استاد فروزانفر در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ شمسی، به توصیه استاد ایرج افشار و استاد محمدتقی دانشپژوه و استاد مدرس رضوی، اجازهای از خانواده استاد دریافت کردم تا مقالات، اشعار و تقریرات و نوشتههای چاپ نشده ایشان را تنظیم و برای انتشار آماده کنم. بر همین اساس، طی سالها جستوجو توانستم آثار پراکنده، تقریرات، سخنرانیها، مقدمه و یادداشتهای متفرق او را در چهار مجلد کتاب و چندین مقاله گردآوری و منتشر کنم که مشتاقان آثار استاد از آن آگاهی دارند.
در میان یادداشتهای متفرق چند برگی از ترجمه قرآن مجید به خط فروزانفر یافت شد که معلوم بود ترجمهای منتخب و مقدماتی است و شاید هم پیشنویس. در همان تاریخ، ترجمه به دست آمده را به استاد شفیعیکدکنی تقدیم کردم، فرمودند: «فعلاً صبر کنید، شاید ترجمه کامل قرآن که از نظر استاد فروزانفر گذشته پیدا شود»، اطاعت کردم. در میان کتابها و یادداشتهای منزل نیاوران استاد، که در آثار خویش از آن به عنوان «قریه نیاوران از قرای شمالی طهران» یاد میفرمود، هم چند برگی از این ترجمه منتخب و نیز مقداری از اشعار چاپ نشده نخستین چاپ شده و نشده ایشان به دستم رسید که همراه شماری از کتابهای عکسی مربوط به کلیات شمس و مثنوی مولوی، به همت سرایدار امین منزل استاد، در کمال سخاوتمندی به مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی سپرده شد. مجموعه این ترجمه منتخب و مقدماتی به ۲۹ برگ باریک (۱۶برگ در ابعاد ۱۲×۲۰ و ۱۳برگ در ابعاد ۱۱×۳۵) رسید.
سالها سپری شد تا آنکه در سال ۱۳۶۸ مرحوم دکتر محمود بروجردی، که از سالهای دانشجویی او در دانشکده الهیات با وی آشنایی و دوستی داشتم و به من لطف بسیار داشت، گفت: حال که از جانب خانواده استاد فروزانفر وکالت دارید تا آثار او را به چاپ برسانید و قانوناً میتوانید کارهای علمی چاپ نشده ایشان را پیگیری کنید، بهتر است شما را در نامهای رسمی به آقای صباح زنگنه و معاونت فرهنگی وزارت ارشاد (در آن وقت) معرفی کنم. بروید دنبال کار را بگیرید شاید در بایگانی اداره کل نگارش که این ترجمه علی الظاهر در آنجا نگاهداری میشود، بتوانید آن را بیابید. قصد دارم آن را به صورت شایستهای در پژوهشگاه علوم انسانی چاپ کنم.
یادداشت دکتر محمود بروجردی مبنی بر معرفی اینجانب، به شمارۀ ۹۵۰۰/۲ مورخ ۱۶/۵/۱۳۶۸ در دفتر معاونت و ۱۳۱۸/۲۴ مورخ 1368/5/17 در سازمان مدارک فرهنگی به ثبت رسیده است. آقای زنگنه به آقای علی محمدی، رئیس سازمان یاد شده دستور دادند تا همهگونه همکاری لازم به عمل آورد. در آن تاریخ این بایگانی خود دستخوش حوادث بسیار شده بود: درهم و برهم، پروندهها بر روی هم انباشته بر قفسهها، پلکان، زیر پله و شنیده شد که حوادث تلختری نیز بر آن گذشته است. چند نفر از کارکنان آنجا مشغول سامان دادن آن مرکز اسناد و پروندهها بودند. در دومین روز مراجعه به آن مرکز، یکی از کارکنان پرسید: در پی چه هستید؟ موضوع را گفتم. گفت: باید این ترجمه خیلی اهمیت داشته باشد، چون قبل از شما چند نفر دیگر هم دنبال این ترجمه به اینجا مراجعه کردند و چند روزی برای یافتن آن، بیشتر پروندهها را دیدند، نمیدانم به چه نتیجهای رسیدند؟!
تا آنجا که به خاطر دارم به برکت یافتن این ترجمه، سامان دادن بایگانی آن مرکز سرعت بیشتری یافت و ظاهراً ۳۲ هزار پرونده کامل و ناقص در آنجا از حوادث آن روزگار، تا حدی مصون مانده بود و توانستند برای آنها شناسنامه تهیه کنند. در یکی از روزها که عازم سفر ترکیه بودم، یکی از کارکنان دلسوز آنجا به من تلفن کرد که ترجمه قرآن فروزانفر را پیدا کردم، فردا میتوانید بیایید. گفتم: من اکنون عازم سفر ترکیه هستم، ترجمه قرآن را در جایی محفوظ نگه دارید به محض آنکه از سفر برگشتم نزد شما خواهم آمد. نمیتوانم حالتی را که در مدت اقامت در ترکیه داشتم بیان کنم. سرانجام پس از بازگشت، روز بعد به سازمان مدارک فرهنگی وزارت ارشاد مراجعه کردم و جویای ترجمه شدم. کارمند آنجا که مرد علاقهمندی هم بود، فوراً از داخل کشوی میزش پروندهای را بیرون آورد و پیش روی من گذاشت و گفت: «این آن چیزی است که به شما قول داده بودم. حال شیرینی ما یادتان نرود».
با حرص و ولع پرونده را گشودم و اوراق را زیر و رو کردم. آنچه دیدم، قراردادهای ترجمه قرآن و مکاتبات بین استاد فروزانفر و وزارت فرهنگ و اداره کل نگارش بود. به ایشان گفتم: اینکه فقط پرونده قراردادهای ترجمه است، خود ترجمه کجاست؟ گفت: «هر چه بود همین است که خدمتتان دادم، چیز دیگری نبود». در بهت و حیرت ماندم که طی ۲۴ روز اقامت در ترکیه چه انتظاری برای دیدن این ترجمه کشیده بودم. افسوس و دریغ.

در همان روزها آقای دکتر ابوالقاسم امامی و قرآن پژوه معاصر، جناب بهاءالدین خرمشاهی به من زنگ زدند و از این ترجمه جویا شدند. همه آنچه را که گذشته بود، برای جناب خرمشاهی گفتم. جناب خرمشاهی از قول من، همین واقعه را در پیوست قرآن کریم: ترجمه، توضیحات و واژهنامه خود (ص ۶۲۳) نوشتند. چند روز دیگر آقای فیروزان از ساختمان سروش نزدیک دانشکده الهیات مرا خواستند و موضوع ترجمه را در میان گذاشتند و برای تشویق من گفتند: حاضرم این ترجمه را در پانصد هزار نسخه چاپ کنم و چنین و چنان! فکر میکنم در راهروی ساختمان سروش با آقای موسی اسوار هم روبه رو شدم. ایشان هم جویای ترجمه شدند. مدتی بعد که همراه آقای دکتر محمود بروجردی در مسجد دانشگاه در مراسم بزرگداشت یکی از شهدای جنگ تحمیلی نشسته بودم، دوست عزیزم آقای شیرازیان با اشتیاق فراوان، تمایل دفتر مقام معظم رهبری را برای چاپ و انتشار این ترجمه ابراز داشت. گفتم: متأسفانه تاکنون نیافتهام. آقای دکتر بروجردی هم چند سالی است مرا مأمور یافتن این ترجمه کردهاند. بر همه اینها علاقهمندی و خواستاری آقای سیدکاظم موسویبجنوردی را برای انتشار این ترجمه بیفزاییم که با توجه به همکاری اینجانب در مرکز دائرةالمعارف، انتظاری بجا و طبیعی بوده است. این ترجمه مشتاقان دیگری هم داشت که از ذکر نام آنها صرفنظر میکنم.
اما موضوع به اینجا تمام نمیشود. وقتی چاپ اول دیوان مرحوم فروزانفر، به کوشش این بنده در سلسله انتشارات کتابخانه طهوری انتشار یافت، استاد شفیعیکدکنی در مقدمه با عنوان «فروزانفر و شعر» اهمیت این ترجمه را یادآور شدند که بخشی از آن در آغاز این گفتار نقل شد. چون موضوع را با زندهیاد دکتر حسینعلی هروی، که معاونت ایشان را در کتابخانه دانشکده الهیات داشتم در میان گذاشتم، از اینکه این ترجمه چنین سرنوشتی پیدا کرد، سخت آزرده شد و گفت: «حال که شما اوراقی از این ترجمه منتخب را در دست دارید، انگیزه مناسبی است تا در پاورقی مقدمه استاد دکتر شفیعیکدکنی بنویسید مشغول تنظیم اوراق این ترجمه هستید، بدینترتیب اگر نسخهای از آن ترجمه در دست کسی باشد، خواهد دانست که نسخهای نیز نزد شماست و ممکن است نسخه خود را نیز با شرایطی به شما عرضه کند و من نگارنده چنین کردم؛ از آن تاریخ چنین گمان رفت که نسخهای کامل از ترجمه قرآن کریم به قلم استاد فروزانفر نزد حقیر است؟! در حالی که در نیت نخست، مقصود همان اوراق ۲۹ برگی بود که اجازه انتشار آن را نیافته بودم و مقصود دوم آن بود که در بالا نوشتم. به هر حال، پس از آن در معرض پرسشهای بیشمار قرار گرفتم و گمان نمیکردم روزی ناگزیر شوم، راز خود و استاد دکتر هروی را در نوشتن آن پاورقی فاش کنم.
باری، سالها بعد روزی برای جلب موافقت آقای دکتر محمدامین ریاحی برای عضویت در طرح تاریخ ادبیات فارسی که قرار بود در مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی اجرا شود، همراه آقای سیدکاظم موسویبجنوردی به منزل ایشان رفتیم. وقتی آقای سیدکاظم موسویبجنوردی پیشنهاد خود را با ایشان در میان نهادند، فرمودند: «برای فرهنگ و ادب فارسی هر چه بفرمایید اطاعت میکنم و در خدمت هستم».
سپس از بنده پرسیدند: قرآن فروزانفر را چاپ کردید؟ جسارت کردم و گفتم: استاد! مرحوم فروزانفر ترجمه کامل قرآن را به شما تحویل دادند یا به این حقیر؟ و او با خضوع و نوعی شرم پاسخ داد: «معذرت میخواهم، ترجمه را من از استاد فروزانفر تحویل گرفتم و دادم آن را در ۵ نسخه تایپ کردند و از نظر استاد فروزانفر گذراندم و همه آن پنج نسخه را روی پرونده قرارداد، ترجمه در بایگانی اداره کل نگارش نهادم. روزی به استاد شفیعیکدکنی تلفن کردم که کار ویراستاری ترجمه استاد فروزانفر را بپذیرند. ایشان گفتند: من عازم سفر خارج هستم و عذر خواستند.
پس از آن به دلایلی که میدانید من از اداره کل نگارش استعفا کردم و دیگر از آن ترجمه استاد خبری ندارم؛ بنابراین و بر اساس چهار نوشته مکتوب و گواه مطمئن میتوانم ادعا کنم که استاد فروزانفر کار ترجمه قرآن کریم را به پایان آورده بود:
۱. قرارداد شماره ۱۸۵۱/ل الف مورخ 1339/3/5 که در پرونده قرار داد ترجمه در سازمان مدارک فرهنگی موجود است و تصویر آن در پایان این مقدمه آمده است.
۲. مکتوب استاد خطاب به اداره کل نگارش، که پیش از این نقل کردم و گواهی است بر اینکه در 40/4/26 ترجمه را تا آیه ۵۲ از سوره یوسف تحویل دادهاند.
۳. نوشته استاد شفیعیکدکنی: در تابستان ۱۳۴۵ یک روز که در نیاوران به دیدارش رفته بودم و آن روزها توفیق مطالعه نسخهای از تفسیر سورآبادی را یافته بودم، از اهمیت این ترجمه و مقایسه آن با بعضی ترجمههای قدیم قرآن کریم سخن گفتم و ترجمه سور آبادی را به دقت و زیبایی ستودم. استاد لختی سکوت کرد و آنگاه گفت: «شفیعی! ترجمه ما را ندیدهای» من در آن لحظه تصور کردم منظورش ترجمههایی است که از بعضی آیات در خلال آثار خویش آورده و هرگز به گمانم نرسید که وی ترجمه کاملی از قرآن کریم فراهم کرده باشد. بعدها در ۱۳۵۲ از آقای دکتر محمدامین ریاحی شنیدم که نسخه کامل ترجمه قرآن استاد فروزانفر به خط خودش در بایگانی وزارت فرهنگ و هنر موجود است و قرار است از طرف همان وزارتخانه منتشر شود.
۴. گواهی روانشاد دکتر محمدامین ریاحی در حضور این بنده و جناب آقای سیدکاظم موسویبجنوردی مبنی بر اینکه ترجمه کامل را تحویل گرفتهاند و متن تایپ شده را در پنج نسخه تهیه کرده و از نظر استاد فروزانفر گذراندهاند.
به رغم همه اینها با آنکه سالها از این موضوع میگذرد، هیچ نشانهای از ترجمه کامل قرآن به دست نیامده است، اما آرزومندم روزی به هر حال به دست آید و منتشر شود و مشتاقان از حسرت دیدار آن به در آیند.
برای من، که سالها در جستوجوی این ترجمه بودهام سؤالی بیپاسخ مانده است: به طور قطع ترجمه قرآن پیش از ۱۳۴۵ انجام شده بود و استاد فروزانفر در سال ۱۳۴۹ چشم از جهان فرو بست. چرا در سالهای میان ۴۵تا ۴۹ هیچ اقدامی صورت نگرفت؟ چه عوامل و مصالحی در آن روزها انتشار این ترجمه را به تأخیر افکند؟ و بعد از آن دچار سرنوشتی چنین نامعلوم شد؟ آیا سبب به تأخیر افتادن این ترجمه، مخصوصاً در آن سالها همزمان شدن آن با ترجمه یا ترجمههای دیگری از قرآن مجید نبوده است؟
اکنون با وجود حسرت و دریغ تمام، توصیه جمعی از علاقهمندان معارف دینی و زبان فارسی و نیز مشتاقان آثار استاد فروزانفر، مرا به انتشار همین مقدار موجود از ترجمه منتخب، که اجزاء آن را در آغاز شرح کردم، تشویق و ترغیب میکند: ترجمه نخست، که برای مدارس انجام شد و دوم، ترجمه آیات متفرقه در آثار استاد و سوم، ترجمهای منتخب به خط فروزانفر در حدود ۲۹ برگ کاغذ یادداشت باریک مشتمل بر ترجمه پیرامون ۳۰۰ آیه کوتاه و بلند از قرآن، که از این گوشه و آن گوشه، به دست آمده و برای نخستین بار منتشر میشود. امید روح آن استاد بزرگ از کاری که انجام میدهم خشنود باشد.
انتهای پیام