کد خبر: 3924876
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۹ - ۰۸:۵۶
مروان بشاره تحلیلگر ارشد سیاسی الجزیره در یادداشت خود آورده است: ولیعهد سعودی به جای تغییر سیاست های مخرب خود، پایان دادن به جنگ در یمن، آشتی با قطر و تقویت وحدت خلیج فارس و اعراب برای خنثی سازی اقدامات ایران، اتحاد پنهانی با اسرائیل را تقویت کرده تا راه را برای عادی سازی کامل با اشغالگر زمین‌های مردم عرب فراهم کند.

به گزارش ایکنا؛ در شرایطی که در خاورمیانه موضوع اصلی عادی‌سازی روابط دو کشور امارات متحده عربی و بحرین با رژیم صهیونیستی است، موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، موقعیت عربستان سعودی در منطقه خاورمیانه است.

مروان بشاره تحلیلگر ارشد سیاسی الجزیره استاد سابق روابط بین‌الملل در دانشگاه آمریکایی پاریس است. وی در تحلیلی که در الجزیره منتشر کرده نظر خود را در مورد دلایل سقوط قدرت عربستان در خاورمیانه نوشته است.

بشاره در ابتدای یادداشت خود به مهمترین رخداد حقوق بشری عربستان در سال‌های اخیر پرداخته و نوشته است: همزمان با نزدیک شدن به دومین سالگرد ترور جمال خاشقچی، روزنامه نگار سعودی از سوی دولت عربستان سعودی، این کشور در حال از دست دادن جهت و نفوذ در مناطق خلیج فارس و خاورمیانه است و با بیش از 50 سال پس از ظهور سعودی‌ها به عنوان برجسته ترین عضو اوپک و سازمان همکاری اسلامی (OIC)، اکنون خود را در مسیر انحطاط مداوم می‌بیند.

محمد بن سلمان و سقوط رویای برتری سعودی‌ها

تحلیلگر ارشد سیاسی الجزیره افزود: پنج سال گذشته بیشتر از هر زمان دیگری دردناک و مخرب بوده است. آنچه به عنوان یک حرکت امیدوار کننده و جاه طلبانه توسط شاهزاده محمد بن سلمان (MBS) آغاز شد، به زودی به یک بی‌ملاحظگی تبدیل شد. در حالی که ریاض در اثر ضربات عمدتاً خودسرانه فلج شده، ابوظبی بی‌پروا به جلو می‌رود و عربستان را با خود می‌کشد. این امر در حمایت بن سلمان از پیوند دادن امنیت خلیج فارس و اسرائیل به عنوان راهی برای حفاظت از حکومت و نفوذ منطقه‌ای آنها مشهود است. با توجه به اینکه عربستان سعودی در سطح منطقه‌ای و جهانی در اواخر دهه 1960 و قبل از اینکه امارات متحده عربی به وجود بیاید ظهور کرد، این یک تغییر و تحول شگفت آور است.

نویسنده این یادداشت با اشاره به دلایل قدرت گرفتن عربستان سعودی در اواخر دهه شصت میلادی تصریح کرده است ظهور اولیه عربستان سعودی را می‌توان در سقوط پروژه پان عربییسم مصر پس از جنگ فاجعه بار 1967 و پس از آن مرگ رهبر آن جمال عبدالناصر در 1970 دانست. عربستان سعودی که از اعضای اصلی اوپک بود، اولین نشست OIC را در سال 1970 ترتیب داد تا نفوذ خود را فراتر از اتحادیه عرب که در آن زمان تحت سلطه رژیم های سکولار و طرفدار اتحاد جماهیر شوروی مانند مصر، عراق و سوریه قرار داشت - افزایش دهد. وضعیت خوب ناشی از رونق نفتی پس از تحریم اوپک پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1973، عربستان را بیش از پیش غنی و برای دیپلماسی و نفوذ نفتی خود مجهز کرد.

وی ادامه داد: انقلاب اسلامی 1979 در ایران و حمله 1980 شوروی به افغانستان، ریاض را به یک متحد استراتژیک ضروری برای ایالات متحده در جهان اسلام تبدیل كرد. موقعیت منطقه‌ای عربستان سعودی در دهه 1980 با تلفات بالای عراق و ایران در اثر جنگ ویرانگر هشت ساله بیشتر تقویت شد و سوریه و اسرائیل پس از حمله اسرائیل به لبنان در باتلاق لبنان فرو رفتند.

بشاره با اشاره به تحولات دهه هشتاد و نود میلادی نوشت: اتحاد سعودی و ایالات متحده در دهه 1980 به اوج جدیدی رسید، زیرا ریاض از ایالات متحده در برابر اتحاد جماهیر شوروی و مشتریان آن حمایت کرد، به ویژه از طریق کمک های پنهانی موفق آنها به مجاهدین افغان که با خروج جماهیر شوروی از افغانستان تا سال 1989 پایان یافت، اما راهی هم برای حملات 11 سپتامبر که بیش از یک دهه بعد رخ داد، باز شد. تمام تلاش‌های امثال صدام حسین در عراق برای بازیابی برتری عمل منطقه‌ای به فاجعه ختم شد. پیروزی قاطع آمریکا در جنگ سرد پس از تجزیه بلوک شرق و جنگ خلیج فارس، به دنبال حمله عراق به کویت و پیگیری سیاست مهار دوگانه در قبال ایران و عراق، موقعیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ریاض را بیش از پیش بهبود بخشید. در سال 1991، آمریکای پیروزمند اولین کنفرانس صلح بین عرب و اسرائیل را در مادرید تشکیل داد. از عربستان سعودی دعوت شد، در حالی که سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) به طور رسمی از آن خارج شد.

تحلیلگر ارشد سیاسی الجزیره با اشاره به وقایع 11 سپتامبر و توصیف ان به عنوان پایان ماه عسل سعودی‌ها و آمریکا نوشت: ماه عسل سعودی-آمریکایی در سال 2001 با حملات 11 سپتامبر القاعده در نیویورک و واشنگتن به یکباره پایان یافت. ریاض ممکن است یک دهه قبل اسامه بن لادن، رهبر سعودی القاعده را اخراج کرده باشد ، اما با این وجود 15 نفر از 19 هواپیماربا تبعه سعودی بودند.

محمد بن سلمان و سقوط رویای برتری سعودی‌ها

وی افزود: در آوریل 2002، رئیس جمهور جرج دبلیو بوش در مزرعه اختصاصی خود در تگزاس، ولیعهد سعودی، ولیعهد عبدالله ، را پذیرفت که برای هر رهبر خارجی یک امتیاز محسوب می‌شود. یک ماه قبل، عبدالله در اتخاذ تصمیم اتحادیه عرب در ابتکار عمل صلح خود که اساساً آن را به فرمول سرزمین صلح در مذاکرات با اسرائیل تبدیل کرده بود، نقش مهمی داشت. یک سال بعد، رژیم سعودی همدست آمریکا در حمله به عراق به بهانه‌های دروغین بود.از آن به بعد، شانس عربستان سعودی رو به پایان بود.

استاد سابق روابط بین الملل در دانشگاه آمریکایی پاریس در ادامه یادداشت خود در مورد سقوط موقعیت عربستان نوشته است: در دهه 2010، عربستان سعودی بعد از بازگشت آمریکا از خاورمیانه تحت کنترل دولت اوباما شروع به بازگشت به منطقه کرد و به طور فزاینده‌ای آسیب پذیر شد. ایالات متحده به تولید کننده اصلی نفت در جهان تبدیل شد و از این رو کمتر به امنیت عربستان یا خلیج فارس علاقه‌مند است. همچنین زمانی که نفوذ ایران در عراق افزایش یافت، سعودی‌ها تمایل چندانی به مداخله نظامی از طرف مشتریان ثروتمند خود ندیدند.

وی ادامه داد: ایالات متحده و ایران در سال 2015 توافق هسته‌ای را امضا کردند و زمینه را برای لغو تحریم های بین‌المللی، افزایش قدرت جمهوری اسلامی و ارتقا جایگاه آن در مقابل عربستان سعودی فراهم کردند.در همین حال ، آغاز خیزش‌های اعراب در سراسر منطقه از سال 2011، پادشاهی سعودی و کشورهای مستبد اقماری آن را در حالت آماده باش قرار داد. حمایت اولیه دولت اوباما از اصلاحات دموکراتیک و تغییر رژیم بیشتر مسائل سعودی‌ها را پیچیده کرد.

محمد بن سلمان و سقوط رویای برتری سعودی‌ها

بشاره در بخش دیگری از یادداشت خود به شکست‌های عربستان در جنگ یمن و تحریم قطر اشاره کرده و در ادامه نوشته است: ماجراهای شجاعانه محمد بن سلمان ممکن است قدرت او را تقویت کند، اما به شدت پادشاهی را ضعیف کرده است. با وجود صدها میلیارد خرید تسلیحات سعودی ، جنگ پنج ساله علیه یمن - بدترین فاجعه انسانی در سال های اخیر - بی وقفه ادامه دارد.از این بدتر، اکنون نتیجه واکنش جنگ در عربستان سعودی احساس می‌شود زیرا حوثی‌های یمن حملات موشکی خود را به عربستان افزایش داده‌اند.

وی ادامه داد: شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که زمانی یک موفقیت بزرگ سعودی بود به دلیل سیاست های کوته بینانه محمد بن سلمان اکنون کاملاً فلج شده است. حکومتی که زمانی افتخار می کرد ستون عمل‌گرایی و ثبات منطقه‌ای است ، به یک نیروی جنگ طلب و بی ثبات کننده تبدیل شده است.

نویسنده یادداشت سپس به مسائل داخلی عربستان و اصلاحات اجتماعی محمد بن سلمان پرداخته و با ناکام توصیف کردن آنها نوشته است: ولیعهد جوان بی تجربه به جای شروع اصلاحات عمده سیاسی برای زمینه سازی تحول اقتصادی، راه امارات را دنبال کرد اما بدون درایت آن کشور، عربستان را با تله‌های آزادسازی اجتماعی به یک دولت سرکوبگر پلیسی تبدیل کرد. با از بین رفتن انگیزه مصرف کنندگان و کمرنگ شدن سیرک کشتی‌های حرفه‌ای (اشاره به حضور کشتی گیران نمایشی در عربستان) و کنسرت‌های پاپ، پادشاهی با کسری بودجه و نارضایتی داخلی روبرو شد.

محمد بن سلمان و سقوط رویای برتری سعودی‌ها

وی تصریح کرد: خوشبختی و هیجان اولیه در مورد تحرک اجتماعی بیشتر و توانمندسازی زنان خیلی زود جای خود را به بدبینی و ناامیدی داد، زیرا اصلاحات اقتصادی عربستان و پروژه‌های چند میلیارد دلاری متوقف شد، در حالی که بیکاری جوانان بالای 29 درصد است. محمد بن سلمان که قادر به مقابله با ناکامی ها یا پاسخگویی به چالش های پیش رو در میان افزایش تنش با ایران و ترکیه نیست، ناامید شده است. او ممکن است در اجلاس آینده G20 به میزبانی ریاض سعی در بازگشت داشته باشد، اما این خیلی دیر اثبات خواهد شد.احتمال فقدان حامی آمریکایی وی دونالد ترامپ، در انتخابات ایالات متحده در ماه نوامبر ، او را به شدت نگران کرده است.

بشاره در بخش دیگری از یادداشت خود با اشاره به عادی‌سازی روابط امارات و بحرین با رژیم صهیونیستی نوشته است: ولیعهد سعودی به جای تغییر سیاست های مخرب خود ، پایان دادن به جنگ در یمن، آشتی با قطر و تقویت وحدت خلیج فارس و اعراب برای خنثی سازی اقدامات ایران، اتحاد پنهانی با اسرائیل را تقویت کرده تا راه را برای عادی سازی کامل با اشغالگر زمین‌های مردم عرب فراهم کند. بر اساس گزارش اخیر وال استریت ژورنال، محمد بن سلمان امارات و بحرین را به عادی سازی روابط با اسرائیل ترغیب کرده تا مقدمه‌ای برای عادی سازی قریب الوقوع سعودی‌ها باشد، اما بدون رضایت پدرش. گفته می‌شود ملک سلمان تنها در صورت تشکیل کشور مستقل فلسطینی روابط خود را با اسرائیل عادی می‌کند.

محمد بن سلمان و سقوط رویای برتری سعودی‌ها

نویسنده این یادداشت در تحلیل خود از رابطه احتمالی عربستان و رژیم صهیونیستی تصریح کرده است: درگیر شدن اسرائیل در امنیت منطقه‌ای خلیج فارس ، که از قبل با درگیری قدرت‌های آمریکایی، فرانسوی و دیگر قدرت‌های جهانی اشباع شده است، نه تنها تصور دور از ذهنی است، بلکه برای «دولت یهود» نیز بعید و غیرقابل تصور است که سربازان خود را در دفاع از سلطنت‌های خلیج فارس فدا کند. بله، ممکن است اسرائیل از پیوستن به «لیگ ضد دموکراتیک» سعودی و اماراتی خوشحال و مشتاق باشد، اما این امر با توجه به درجه درگیری‌هایی که اعراب ایجاد می‌کنند، نتیجه مثبتی نخواهد داشت. اسرائیل پس از چندین دهه اشغال و ستم فلسطینیان، دشمن اکثر مردم منطقه است و اکثریت مطلق اعراب آن را تهدیدی برای امنیت و ثبات منطقه می‌دانند.

بشاره در انتهای یادداشت خود به بی‌تأثیر بودن رابطه عربستان با رژیم صهیونیستی صحه گذاشته و نوشته است: ممکن است اسرائیل بتواند به رژیم بی اعتبار عربستان در واشنگتن و به طور خاص در کنگره آمریکا کمک کند، اما این هزینه بسیار بالایی خواهد داشت ، از جمله سازگاری کامل سعودی با هژمونی آمریکا و اسرائیل. به عبارت دیگر، قمار محمد بن سلمان در اسرائیل ممکن است مانند سایر قمارهای او احمقانه باشد زیرا این امر بیشتر از دارایی حکومت عربستان است. اگر آمریکا و خود ترامپ نتوانند عربستان سعودی تحت حاکمیت محمد بن سلمان را از سقوط قریب الوقوع نجات دهند، مطمئن باشید که اسرائیل نیز قادر نخواهد بود این کار را انجام دهد.

ترجمه: محمدحسن گودرزی

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: