کد خبر: 3937449
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۷
به مناسبت سی‌و‌دومین سالروز وفات استاد عبدالباسط منتشر می‌شود؛
«عبدالباسط» نامی است که برای هر مسلمان در سراسر جهان آشنا و پرآوازه است. صوت سحرانگیز او موهبتی آسمانی بود که خداوند به آن بنده صالح خود ارزانی و مردم مصر را بر آن داشت که برای خرید رادیو از هم پیشی بگیرند و هر کس که در شهر و روستا رادیویی داشت صدای آن را بلند می‌کرد تا همسایگان نیز بهره‌ ببرند.

عبدالباسط ، صوت مکه و قاری حنجره طلایی

به گزارش ایکنا، استاد عبدالباسط عبدالصمد، سفیر قرآن، قاری قبلتین و صاحب حنجره طلایی در سال 1927 در روستای المراعزه در استان قنا مصر و در خانواده‌ای که همگی به حفظ، تجوید و قرائت قرآن توجه داشتند، دیده به جهان گشود.

پدر و پدربزرگ او در احکام تجوید و قرائت قرآن توانایی و تجربه فراوانی داشتند. از این رو عبدالباسط را به یادگیری علم قرائات مختلف قرآنی نزد استاد رفعت تشویق کردند.

استاد محمد رفعت از همان ابتدا متوجه نبوغ و مهارت عبدالباسط شد و به او گفت که افراد بسیار کمی چون او اصول مخارج حروف، وقف و ابتدا را درست ادا می‌کنند. دو برادر دیگر عبدالباسط نیز از حافظان قرآن بودند و عبدالباسط به عنوان آخرین عضو خانواده توانست در 10 سالگی کل قرآن را از بر کند و به گفته خودش قرآن همچون نهری روان بر زبانش جاری بود.

10 ساله بود که استاد رفعت او را به فراگیری علم قرائات نزد استاد سلیم حماده سفارش کرد. او راهی شهر طنطا شد تا دروس علوم قرآنی و علم قرائات را نزد شیخ سلیم فرا بگیرد. 12 سال بیشتر نداشت که از عبدالباسط برای حضور در مراسم و مناسبت‌ها دعوت می‌شد و شیخ سلیم حماده همیشه در این مراسم عبدالباسط را همراهی می‌کرد. صدای ملکوتی او اساتید زیادی را مجذوب خود کرده بود.

او در مراسمی به مناسبت میلاد حضرت زینب(س) به همراه پدرش شرکت کرد. در این مراسم جمع زیادی از شیوخ و بزرگان و قاریان قرآن حاضر بودند. وقتی که عبدالباسط در حال گوش دادن به صوت قرآن بود، یکی از اساتید قرآن به شانه‌اش زد و گفت سلام من تو را می‌شناسم، صوتت را شنیده‌ام، از تو خواهش می‌کنم 10 دقیقه برای ما بخوان و عبدالباسط طبق گفته خودش می‌گوید: «ابتدا تردید داشتم که بخوانم یا نه؛ چون من پسربچه‌ای در میان جمعی از قاریان حرفه‌ای بودم. اما به خدا توکل و 5 دقیقه قرائت کردم. در آن لحظه حاضران جمع با دقت تمام به قرائت من گوش کرده و ساکت شدند و از من خواستند که دوباره بخوانم. سپس 5 دقیقه دیگر خواندم اما آنها اصرار داشتند و من آن روز بیش از یک ساعت قرآن تلاوت کردم».

استاد عبدالباسط در سال 1951به رادیو قرآن مصر پیوست و به همراه خانواده‌اش در قاهره مستقر شد. بعد از ملحق شدن عبدالباسط به رادیو قرآن، بسیاری از مردم مصر علاقه‌مند به خرید رادیو شدند تا از شنیدن صدای او لذت ببرند.

او در سال 1952 به عنوان قاری مسجد شافعی و بعد آن در سال 1958 به عنوان قاری مسجد امام حسین(ع) تعیین شد. در روزهای جمعه نمازگزاران دو ساعت زودتر به مسجد می‌آمدند تا فرصت را غنیمت بشمارند و صدای ملکوتی او را بشنوند. در این مدت آوازه عبدالباسط همه جا پیچیده بود و به دنبال آن انور سادات، رئیس‌جمهور وقت، او را مکلف به قرائت قرآن در مناسبت‌های رسمی کرد.

شهرت عبدالباسط فراتر از مرزهای مصر رفت تا جایی که پادشاه مراکش نیز از او درخواست کرد تا قاری این کشور شود و به او تابعیت مراکشی دهد، اما عبدالباسط درخواست او را رد کرد. استاد عبدالباسط به بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی از جمله لبنان، مالزی، سوریه، عراق، عربستان، پاکستان و اندوزی سفر کرد و با استقبال گرم جمع زیادی از مردم و مقامات رسمی آن کشورها روبه‌رو شد.

رئیس‌جمهور پاکستان هنگام پایین آمدن او از هواپیما در ورودی فرودگاه از او استقبال و با او مصافحه گرمی کرد. عبدالباسط در بسیاری از مساجد جاکارتا در اندونزی قرآن تلاوت می‌کرد و قلب و روح مردمان این سرزمین‌ها را با قرآن درمی‌آمیخت. او در یادداشتی می‌نویسد: «این برای من بسیار خوشحال‌کننده است که خیلی‌ها با شنیدن صوت من به اسلام روی آورده‌اند».

استاد عبدالباسط در فیلم محمد رسول الله(ص) مصطفی عقاد در نقش بلال اذان گفت. او عاشق سفر و تفریح بود ولی جانب اخلاق را در طول سفرهایش رعایت می‌کرد. عبدالباسط در کتاب خاطراتش می‌نویسد: «در سفرهایی که رفتم تنها یک سفر است که هیچ وقت آن را فراموش نمی‌کنم و آن سفر من به قدس شریف در سال 1964 و قرائت در مسجد‌الاقصی اولین قبله مسلمانان، بود و این لطف خدا بود که بتوانم در آنجا قرآن تلاوت کنم. سه سال بعد از این دیدار قدس شرقی در معرض اشغال قرار گرفت و من در تمام طول عمرم شوق این را دارم که دوباره به زیارت مسجدالاقصی بروم.»

استاد عبدالباسط اولین قاری مصری بود که توفیق تلاوت در مسجدالنبی(ص) و مسجدالحرام را کسب کرد و این امر زمانی رخ داد که او به همراه پدرش راهی سفر حج شده و در مکه با مدیر رادیو جده دیدار کرده بود. او معتقد بود که قاری قرآن باید تحصیل‌کرده و آشنا به موسیقی قرآن باشد و از مقامات موسیقی شناخت داشته باشد که قاریان کمی به این موضوع اشراف دارند.

سرانجام بیماری دیابت در او شدت گرفت و با اضافه شدن التهاب کبدی، دیگر توان مقاومت در برابر این دو بیماری را نداشت، او را برای معالجه به لندن بردند اما پس از اقامت یک هفته‌ای در آن‌جا از پسرش طارق که همراه او بود خواست که او را به مصر برگرداند و گویی که احساس کرده بود که روزگار عمرش سپری شده است. 30 نوامبر ۱۹۸۸ روز وفات او به مَثابه صاعقه‌ای بود که بر قلوب میلیون‌ها مسلمان در هر مکانی از دنیا وارد آمد، هزاران نفر از دوست‌داران صوت، اداء و شخصیت او با تمام اختلاف زبان و … پیکر او را تشییع کردند، در این تشییع تمام سفرای کشورهای جهان در مصر حضور داشتند و چون عبدالباسط سبب پیوند و علاقه در بین بسیاری از مردم در کشورهای مختلف بود، روز ۳۰ نوامبر در هر سال، روز تکریم از این قاری بزرگ اعلام شد تا مسلمانان آخرین روز از یازدهمین ماه میلادی را در یاد داشته باشند؛ روزی که از زندگی این دنیا به زندگی جاودانی پیوست.  

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: