کد خبر: 3942446
تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۶

تبیین زوایایی از نگرش معنوی حافظ

تبیین زوایایی از نگرش معنوی حافظ سیصد و سی‌ و سومین نشست حافظانه‌ مرکز حافظ‌ شناسی ـ کرسی پژوهشی حافظ، به موضوع «نگرش معنوی حافظ» اختصاص یافت كه یكی از نویسندگان و پژوهشگران كشورمان به ارائه توضیحاتی پرداخت.

به گزارش ایكنا از فارس، سیصد و سی‌ و سومین نشست حافظانه‌ مرکز حافظ‌‌شناسی ـ کرسی پژوهشی حافظ، به موضوع «نگرش معنوی حافظ» اختصاص یافت؛ در این نشست که امروز، اول دی‌ماه به‌صورت مجازی با حضور جمعی از دانشگاهیان و اهالی فرهنگ و ادب برگزار شد، صدیق قطبی، نویسنده و پژوهشگر جوان کشور در حوزه‌های علوم انسانی به سخنرانی پرداخت.

وی با بیان اینکه شعر حافظ سرشتی متناقض دارد و ما باید وجود معمایی و چندصدایی او را به رسمیت بشناسیم، گفت: هدف از بیان این مقدمه آن است که بگویم، هرجا از موضوع نگرش معنوی شعر حافظ سخن گفته می‌شود؛ با عنایت به این موضوع است که سخن متناقض با این نوع نگرش نیز در دیوان حافظ وجود دارد و منظور از بیان نگرش معنوی حافظ این است که این زمانی ویژگی‌ها متعلق به زمانی است که گویا حافظ ساکن کوی معنویت بوده درحالیکه می‌دانیم او همیشه ساکن این کوی نیست.

قطبی افزود: حافظ خود نیز به‌صراحت به موضوع تناقض در اشعارش در موارد متعدد اشاره می‌کند، مانند آنجا که می‌گوید: حافظم در مجلسی، دردی‌کشم در محفلی...

وی جلوه‌های متناقض شعر حافظ را متأثر از دیدگاه حافظ نسبت‌ به جلوه‌های متنوع خداوند دانست و این چندصدایی حافظ را نشان‌دهنده‌ آزادگی او تلقی کرد و به ارائه‌ شاهد مثال‌هایی در این باب پرداخت.

قطبی با اشاره به اینکه درباره‌ معنویت، برحسب محیط‌های فرهنگی و جغرافیاهای مختلف تعاریف متفاوتی ارائه شده است، بر تعریفی از معنویت که از سوی یکی از معنویت‌پژوهان ارائه شده انگشت نهاد و ادامه داد: برحسب این تعریف، معنویت دست‌‌کم دارای سه مشخصه‌ عمده است: نخست معنویت، به زندگی فرد یک هویت و معنا می‌بخشد و یکپارچگی به او می‌دهد؛ دوم معنویت تلاشی‌ست برای فراتر از رفتن از خودخواهی و دستیابی به حس عشق و دیگردوستی و ارزش‌های اخلاقی؛ سوم معنویت باعث می‌شود که با به ظهوررساندن قدرت تخیل، بتوانیم برای تماس با امر رازآمیزی آماده شویم.

این حافظ ‌پژوه در ادامه‌ سخنان خود، با عنایت به تعریف معنویت، به بیان ۱۵ ویژگی در رویکرد معنوی حافظ اشاره کرد و گفت: این ویژگی‌ها نخست حافظ جهان را منحصر در  جهات مادی خود نمی‌داند؛ بلکه به یک امر ازلی و ابدی، رازآلود سرمدی قائل است؛ دوم آن امر رازآمیز که حافظ به آن امید دارد؛ امری نیست که بتوان به یقین آن را باور کرد؛ درواقع کسی از سر یقین محرم راز نمی‌شود. معشوق نقابی افکنده و خود را پنهان کرده است؛ اما باید در برابر حقیقت گشوده بود و در پیِ هر زمزمه‌ای که ما را به کوی دوست فرامی‌خواند به راه افتاد. شاید همین غیبت خدا و حقیقت است که شوق وصل را در ما می‌نشاند، است.

به گفته وی سومین ویژگی آن است كه بنا بر رویکرد معنوی حافظ، در نگاه انسانی ما، جهان خالی از خطا و رخنه نیست؛ اما باید بکوشیم با دیده‌ زیبابینِ عشق به هستی نظر کرده و خطاپوشی کنیم؛ چهارم حافظ معتقد است، در ما خاطره‌ای ازلی نهاده‌اند؛ وسوسه‌ای مقدس در نهاد ماست که ما را به جانب عشق و خوبیِ اخلاقی فرامی‌خواند؛ پنجم به رغم فناپذیری همه‌چیز، ساختار جهان به‌گونه‌ای است که به «عشق» و «خیر اخلاقی» بی‌تفاوت نیست و نقشی که به دست عشق و اخلاق بر دیوار جهان می‌بندد، پایدار است؛ ششم، در برابر تقدیر و سرنوشت باید خرسند و پذیرا بود، از منظرِ هستی‌شناسانه ما اختیار چندانی نداریم، اما بهتر است از منظر اخلاقی خود را مختار بدانیم و به‌رغم آنکه لزوماً کوشش‌های ما به مقصود نمی‌انجامد، چالاک و بیدار، بکوشیم.

قطبی همچنین هفتمین ویژگی را برشمرد و گفت: برای راه‌بُردن به ابعاد معنوی جهان لازم است که چشمِ معنابین و جان‌نگر پیدا کنیم و از حواسِ دینی و معنوی بهره‌مند شویم، چراکه با چشمِ «جهان‌بین» نمی‌توان به لایه‌های نورانی وجود راه بُرد؛ هشتم، همه‌چیز در معرض فناست و بهترین کار، اغتنام فرصت و سرکشیدنِ اکنون است؛ نهم، جهان، سراسر جلوه‌ امر مقدس است. امر مقدس را نباید در جایی بیرون از طبیعت سراغ گرفت. آن خیرِ برین، همین نزدیکی‌هاست. باید با نظری آکنده از عشق و زیبایی معنا را در همین ظواهر جهان جست‌وجو کرد. آنچه ما را در شکار معنا کامیاب می‌کند، نه بی‌اعتنایی به زیبایی‌های این‌جهانی بلکه یافتنِ چشمی معنابین و جان‌نگر است.

وی با شاره به ویژگی‌های بعدی رویكردهای معنوی حافظ گفت:‌ دهم، باید دعا کرد. استغفار سحر و راز و نیاز شبانه و سوز و گدازهای دل، روزنه‌گشاست. برای ارتباط با جانِ عالَم و یافتنِ راهی به باطن جهان، ابزارِ دعا کارساز است؛ یازدهم، قناعت و خرسندی به آنچه داریم و وارستگی و چشم‌سیری از لوازم معنوی‌زیستن است؛ دوازدهم، مصاحبت پاک‌دلان از شیوه‌های بسیار مؤثر برای یک زندگی معنوی است؛ سیزدهم به هر شیوه‌ای باید از «خودپرستی» فاصله گرفت؛ چهارم، تنها عشق است که ما را رستگار می‌کند؛ پانزدهم، بزرگ‌ترین خطای اخلاقی «ریاکاری» و «مردم‌آزاری» است و بزرگ‌ترین فضیلت اخلاقی «خطاپوشی» و «بخشندگی» است.

یادآور می‌شود، سلسله‌نشست‌های مرکز حافظ ‌شناسی کرسی پژوهشی حافظ با همکاری مدیریت فرهنگی دانشگاه شیراز، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و مرکز پژوهش‌های زبان وادبیات فارسی دانشگاه شیراز برگزار می‌شود.

انتهای پیام
captcha