کد خبر: 3968660
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۸
گزارش ایکنا از اولین شب از لیالی قدر/
ناصر مهدوی، اسلام‌پژوه، مفسر و شارح مثنوی مولانا در نخستین مراسم شب قدر گفت: ایراد ما ایرانی‌ها این است که توکل را قبل از کسب آگاهی داریم و بعد وقتی بلایی سرمان می‌آید، آن را حکمت می‌شماریم و در واقع خود را فریب می‌دهیم.

توکل قبل از کسب آگاهی خودفریبی است/ تلاش و دعا مکمل همندبه گزارش خبرنگار ایکنا؛ مراسم شب قدر بنیاد زینب کبری(س) شب گذشته ۱۱ اردیبهشت با سخنرانی سوگل مشایخی و ناصر مهدوی و مناجات‌خوانی امیرحسین استیری به صورت مجازی برگزار شد.

مشایخی، جامعه‌شناس و مدرس دوره‌های تفسیر مثنوی درباره آداب نیایش به‌ویژه در شب‌های ماه مبارک رمضان گفت: درک معنویت بسیار شیرین است و جنس عالم معنا و معنویت این‌طور نیست که با عقل و استدلال قابل درک باشد. برای درک این مسئله باید ابتدا در آیات و نشانه‌ها و صفات حضرت حق تفکر و هوشمندانه نگاه کرد.

وی افزود: شاید برخی انتظار معجزه را داشته باشند، اما وقتی علم امروز به جایی رسیده که در مورد عجیب‌ترین چیز‌ها مطالعه می‌کند و این معجزات را درک می‌کند، پس بشر امروز نیازی به معجزاتی مانند اژد‌ها شدن عصا ندارد.

مشایخی ادامه داد: در شب‌های قدر هم می‌توانیم چند نوع برخورد داشته باشیم، اول اینکه می‌توانیم یک نگاه سطحی داشته باشیم و بگوییم ما مدرن شدیم و عصر بمب اتم و ارتباطات و... است و برای چه باید تا صبح تضرع و نیایش کنیم. اما یک نگاه هم می‌تواند این باشد که پرده‌های ظاهری را کنار بزنیم و به باطن توجه کنیم و این به نفع ماست و می‌تواند در زندگی دنیوی و اخروی مؤثر باشد و راه‌های جدیدی را برایمان باز کند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به واژه نیایش اشاره کرد و گفت: نیاش در لغت به معنی آفرین و احسن گفتن است و جالب است که در ایران باستان نیاییدن داشتیم که به معنی آرام سخن گفتن بود. با توجه به اینکه بسیاری از ایرانی‌ها به حضرت فردوسی ارادت دارند. بد نیست به این مسئله توجه کنیم که شخصیت‌های شاهنامه وقتی گرهی در کارشان می‌افتاد، نیایش می‌کردند.

مشایخی ادامه داد: نیایش سه نوع است، یک نوع ستایش است؛ همان مقامی که با عشق و شور به تمام آیات و نشانه‌های پیرامون نگاه کرده و ناخودآگاه زبان به ستایش باز می‌شود که خداوند چقدر خلاق و باعظمت است. نوع دوم سپاس و تشکر و قدرشناسی است، از اینکه به ما نعمت وجود، داده است. سومین نوع نیایش، پرستش است که تسلیم محض و مقام رضاست.

وی گفت: خداوند در قرآن فرموده است؛ «إِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ؛ چون بندگان از من پرسند، بدانند که من نزدیکم و دعای دعاکننده را اجابت می‌کنم.» با توجه به این آیه باید دعا و نیایش کنیم و از درگاه خداوند بخواهیم تا دعایمان را اجابت کند. اما دعا نیز آدابی دارد، یعنی برای دریافت هر نیازی اول باید کسب آگاهی و تجربه داشته باشیم و سپس نهایت تلاش را بکنیم. این تلاش می‌تواند دو بعد داشته باشد، یکی کار‌هایی که باید انجام دهیم و دوم دعاست. ایراد ما ایرانی‌ها این است که توکل را قبل از کسب آگاهی داریم و بعد وقتی بلایی سرمان می‌آید، آن را حکمت می‌شماریم و در واقع خود را فریب می‌دهیم.

این جامعه‌شناس با اشاره به آداب دعا از نگاه پیامبر اکرم (ص) بیان کرد: من این ویژگی‌ها را از احادیث و سنت استخراج کرده‌ام. پیامبر اکرم (ص) دعا را نشسته می‌خواندند و دست به آسمان بلند کرده و با ادب و حس عاشقانه دعا می‌کردند. همچنین ساده و راحت سخن گفتن با خداوند، حال راحت، فروتنی و تواضع به درگاه حق، صدای نجواگونه و حضور قلب، قاطعیت در دعا (که مستلزم خودشناسی است، زیرا برخی می‌گویند من نمی‌دانم این دعا برای من خوب است یا نه. این نشان از نبود آگاهی و تجربه است)، دعا برای دیگران، خوش‌بین بودن به اجابت دعا، تسلیم و رضا ازجمله آداب دعا کردن است که همه ما به این آداب نیاز داریم.

مهدوی: شب قدر یک نماد و سمبل است

ناصر مهدوی، اسلام‌پژوه، مفسر و شارح مثنوی مولانا نیز در ادامه این مراسم گفت: شب قدر یک نماد و سمبل است، این نیست که شب‌زنده‌داری با چشم سر باشد، بلکه برای این است که باید دل بیدار شود. پیغمبر اکرم(ص) مهارتی در تجارت پیدا کرده بود و همه او را امین و راستگو می‌دانستند، اما یک دفعه درگیر طوفانی شد تا در مقابل رنج انسان بایستد.

توکل قبل از کسب آگاهی خودفریبی است/ تلاش و دعا مکمل همندوی با طرح این سؤال که چه چیزی باعث رنج انسان می‌شود، افزود: پیامبران نیامده‌اند که همه رنج‌ها را از انسان بگیرند، زیرا تحمل برخی رنج‌ها، به انسان شکوه و اصالت می‌بخشد. منظور از این رنج، رنج‌های بیهوده و فرسوده کننده است که از سر راه آدمیان بردارند، زیرا برای انسان نابودکننده است. نماز و روزه و عبادت برای همین است تا رنج‌های انسان تقلیل یابد عمدتاً روحانیون ادیان و آیین‌های گوناگون، این حقیقت را تحریف کرده‌اند، اصل قصه این است که من (پیامبر) می‌خواهم با آدمی سخن بگویم و درد انسان دارم.

مهدوی ادامه داد: روح آدمی خواب‌زده است و جرئت بیداری ندارد. اما دینداران آگاه می‌دانند که شب قدر سمبلی برای گرامیداشت بیداری است. اگر بیدار نباشیم این رنج‌ها پیدا می‌شوند؛ بنابراین بخش عظیمی از آنچه ما و زندگی ما را نابود و تباه می‌کند در خواب بودن است. این‌طور نیست که فقط تا صبح بیدار بمانید، بلکه بصیرت حائز اهمیت است. آنجا که دل بیدار می‌شود. وقتی دل می‌خوابد عطش بی‌پایان برای کار‌های حقیر به وجود می‌آید، آدم خواب‌زده امروز درگیر تصاحب این و فردا تصاحب چیز دیگری است و همه فرآیند تصاحب همراه با رنج است. اما دل بیدار عطش برای یافتن و رسیدن به حقیقت دارد و می‌گوید من انسانم، انسان یعنی احساس، باور، میل به اخلاق.

وی تصریح کرد: دومین ویژگی آدم‌هایی که خوابند، این است که ذهنشان معطوف به دیگری است، اما آدم‌های اصیل درگیر خود هستند. مولانا می‌گوید: «چنان در نیستی غرقم که معشوقم همی‌گوید/ بیا با من دمی بنشین سر آن‌هم نمی‌دارم». این ویژگی آدم بیدار است و با خودش تا خورده است. این اصطلاح خیلی خوبی است. فیلسوفی می‌گوید، اصالت وقتی است که آگاهی تبدیل به خودآگاهی شود. در غیر این صورت این آگاهی هیچ اثری برای انسان ندارد. کسی که بیدار و آگاه است، شهامت روبرو شدن با خود را دارد و این مسئله برای انسان چالش می‌آورد. چرا من نمی‌توانم صدای کسی را بشنوم، چون برای من چالش می‌آورد. ازاین‌رو او را از خودم دور می‌کنم. ممکن است برخی مرا انتقاد کنند و این انتقاد باعث زخم خوردن من شود و من طاقت این زخم را ندارم؛ بنابراین دیگران و صدای آن‌ها را حذف می‌کنم، تا خود را نبینم. 

مهدوی در ادامه بیان کرد: ویژگی دیگر آدم‌های خفته این است که با ماسک خود زندگی می‌کنند و وانمود می‌کنند که آدم بزرگی هستند. درحالی‌که عنوان، منصب و مقامی که کنارشان قرار می‌گیرد، خصلت‌های درونی آن‌ها را پنهان می‌کند. مولانا می‌گوید؛ «دزد آید از نهان در منزلم/ گویدم که پاسبانی می‌کنم/ من کجا باور کنم آن دزد را/ دزد کی داند ثواب و مزد را». درواقع این همان مرز بیداری است. برخی آدم‌ها که منصب بزرگی دارند، همین منصب‌ها همانند ماسک آن‌ها را فریب می‌دهند. آدم‌هایی که با ماسک بزرگ می‌شوند، نمی‌توانند به‌راحتی ارتباط برقرار کند و با تمام دنیا ستیزه دارد. برای اینکه نیاز دارد فرافکنی کند. آن‌ها نمی‌توانند خود را ببینند.

وی گفت: آدم‌ها تا وقتی نمیرند متولد نمی‌شوند؛ مردن از افکار غلط. بیداری تکرار تولد و رشد، اوج و صعود آدمی است. شب قدر، شب‌بیداری و بازتولد است و انسان بیدار می‌تواند هر روز انسان‌تر و باشکوه‌تر شود.

این استاد فلسفه با بیان اینکه قرآن کتاب بیدارنامه است و وقتی خداوند عتاب و عذاب می‌کند، می‌خواهد انسان را بیدار کند، ادامه داد: وقتی عقل فروزان می‌شود، بیداری ایجاد می‌کند و وقتی خیال را مراقبت کنید، تبدیل به هنر می‌شود و وقتی میل را تربیت می‌کنید، تبدیل به اخلاق می‌‎شود.

مهدوی در پایان افزود: امروز جنگ کرونا با انسان است و همه علم و نظم و ... را به هم زده است. این ویروس ما را متوجه می‌کند که دست از کار‌های بیهوده برداریم. باید به این مسئله توجه کنیم که ذهن بخشی را نگه می‌دارد که همراه با توجه باشد؛ بنابراین وقتی دل بیدار نباشد ذهن، بدترین و زشت‌ترین توجه‌ها را نگه می‌دارد و زیبایی‌ها را حذف می‌کند.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: