
به گزارش ایکنا، درباره قسط و عدل در متون دینی معانی متفاوتی دیده میشود. در این زمینه در تفاسیر فارسی زبان نیز معانی متفاوتی آورده شده است. مثلاً آیتالله مکارم شیرازی درباره تشابه و تفاوتهای لفظی عدل و قسط آورده است:
اشتراکات معنایی «عدل» و «قسط»:
«عدل» به گفته اهل لغت لفظى است كه مفهوم برابری و مساوات را در بردارد، يعنى برابر عمل نمودن و برابر پاداش و تلافى كردن. اگر عملی خير و نيك بود پس عدالت با تلافى به خير و نيكى است و اگر شرّ و بدى بود عدالت با تقابل به مثل و شر و بدی است.
در تعریف دیگری از لغت عدل گفته شده است: حالتي است بين افراط و تفريط، به گونه اي که در اين حد وسط زيادت يا نقصاني قرار نداشته و اعتدال کامل مراعات شده و به خاطر همين مفهوم است که از ميانه روی، مساوات، ساز وارگی، و استقامت به «عدل» تعبير گرديده است، در روایاتی از امام علی(علیه السلام) نیز عدل اینگونه تعریف شده است:«الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا»؛ (عدل همه امور را در مجراي صحيحش قرار ميدهد).
با اين توصیف از معنای «عدل» میگوییم که «قسط» نیز به معناى نصيب عادلانه است. لذا مفهوم دادگرى در آن نهفته است و از آن جهت که در بردارنده مفهوم «اعتدال و حفظ از انحراف و افراط و تفريط» است با عدل هم معنی میباشد.
تفاوتهای بین معنای «عدل» و «قسط»:
در تبیین کامل معنای دو واژه «عدل» و «قسط» لازم است که بدانیم این کلمات، از جنبههای گوناگونی با هم تفاوت دارند.
الف. تفاوت در مفهوم و تحقق خارجی: یکی از مهمترین تفاوت های «قسط» با «عدل» آن است که «قسط» جنبه تطبيق مفهوم عدالت و اجرای آن را در مصاديق داراست و وقتي «عدل» بخواهد در خارج تحقق و بروز داشته باشد از آن به «قسط» تعبير مي گردد. در واقع «قسط»، آن «عدلی» است كه ظهور يافته و محسوس گشته و از همين روست كه ترازو كردن اشياء را قسط می گويند؛ چون عدل و تعادل را به صورت آشكارا نمايش می دهد.
ب. تفاوت در گستره معنایی: دیگر تفاوت بین معنای «قسط» و «عدل» آن است که واژه «قسط» و «اقساط» در مواردى به كار مى رود كه گروهى در چيزى شريك باشند و اگر نصيب و بهره هر كدام به طور كامل پرداخته شود اين عمل «قسط» است ولى اگر در ميان آن تبعيض كنند «جور» است. ولى «عدالت» كه نقطه مقابل آن «ظلم» است مفهوم گستردهترى دارد هم در موارد شركت و هم در غير موارد آن به كار مى رود؛ بنابراین اگر مالى حقّ مسلّم كسى باشد و آن را به او بدهند عدالت است و اگر بگيرند ظلم است. در روایت معروفی از پیامبر(صلی الله علیه وآله) درباره حضرت مهدی(ع) نیز عدل در برابر ظلم و قسط در برابر جور دانسته شده است: «يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا»؛ (مردی از اهل بیت من خواهد آمد و زمین را پر از عدل و قسط خواهد کرد همانطور که از ظلم و جور پر شده است).
در واقع نسبت منطقی ميان «عدل» و «قسط»، عموم و خصوص مطلق است. قسط مفهوم خاصّى دارد كه تنها در موارد شركت به كار مىرود و عدالت مفهوم وسيعترى دارد كه هم آن و هم غير آن را شامل مىشود. به عبارت دیگر قسط، تنها در مواردى استعمال مىشود که به حق دیگران مربوط باشد، مانند اداى شهادت، قضاوت، وزن نمودن و پیمانه کردن و امثال آن؛ و عدل در مورد حق دیگران و حق خود انسان و... به کار میرود. پس معناى عدل موافقت با حق و حکمت به طور مطلق است و قسط موافقت با ادای حق دیگران مىباشد. به هر حال دایره شمول معنای قسط (تقسیم حق دیگران در شراکت) کمتر از دایره شمول معنای عدل (اعم از تقسیم حق دیگران در شراکت) است و این در منابع مختلفی نیز مورد اشاره قرار گرفته است.
ج. تفاوت در داوری و تقسیم حقوق: از تعبيرى كه در بعضى احاديث آمده تفاوت ديگرى نيز میان «عدل» و «قسط» استفاده مى شود و آن اين است كه عدالت در مورد حكومت و داورى است و قسط در مقابل تقسيم حقوق است. ابن منظور و ثعالبی به این تفاوت اشاره کرده و این روایت امام علی(علیه السلام) را از پیامبر (ص) در بیان حق مردم بر قریش به عنوان شاهد بیان می کنند: «إِذا حَكَمُوا عَدَلُوا و إِذا قَسَمُوا أَقْسَطُوا»؛ ([حق مردم بر قریش این است که:] هنگامى كه حكومت كنند عدالت پيشه كنند و هنگامى كه تقسيم نمايند رعايت قسط كنند).
د. اختصاص «قسط» به پاداش نیک: نکته دیگر در مورد تفاوت معنای «قسط» و «عدل» این است که در آیه 4 سوره يونس، قسط تنها در مورد كسانى كه عمل صالح دارند و پاداش نيك دريافت مى كنند گفته شده، و در مورد كيفر بدكاران عنوان نشده است»: إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ بِالْقِسْطِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ وَ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُون»؛ (بازگشت همه شما به سوى او است خداوند وعده حقى فرموده، او خلق را آغاز كرد سپس آن را باز مى گرداند، تا كسانى را كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند به عدالت جزا دهد و براى كسانى كه كافر شدند نوشيدنى از مايع سوزان است و عذاب دردناكى بخاطر آنكه كفر مى ورزيدند). اين به خاطر آن است كه در معنی «قسط» نصیب و سهمیه موضوعیت دارد و مجازات و كيفر، در آمد و سهميه محسوب نمی شود، و به تعبير ديگر: كلمه «قسط»، تنها متناسب پاداش نيك است، نه مجازات.
با این اوصاف از نظر ایشان؛ «معناى عدل موافقت با حق و حکمت به طور مطلق است و قسط موافقت با ادای حق دیگران مىباشد». یعنی عدل یک مفهوم کلی و مطلق است که قسط را نیز در درون خود دارد اما پرسش این است که در این حالت چرا دو مفهوم برای آن استفاده میشود؟
انتهای پیام