مرجع تقلید شیعیان در نوشتاری به مناسبت فرارسیدن ماه محرم الحرام ۱۴۴۳ گفت: روز حسين علیه السلام، روزی شد كه هرگز گذشتِ ازمنه و اعصار، آن را از ياد نخواهد برد. 
به گزارش ایکنا از قم، متن نوشتار مرجع تقلید شیعیان به مناسبت ماه محرم به شرح زیر است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
در ميان حوادث و پيشامدهای بزرگ و دلخراش تاريخ، هيچ واقعهای نيست كه مانند حادثه جانسوز كربلا همه ساله مراسم سالگرد آن با شكوه و عظمت فراوان و شركت تمام طبقات از زن و مرد، پير و جوان برگزار و مجالس يادبود و تذكار آن همواره در منازل، مساجد، مدارس، تكايا، و حسينيهها، بازار و خيابانها تشكيل گردد، و خطبا در پيرامون آن سخنراني، و نويسندگان، كتابها و مقالات بنويسند و مرور زمان و تكرار اين مراسم، آن را كهنه نسازد، و از اعتبار و اهميّت آن نه تنها چيزی كاسته نگردد بلكه عظمتش روزافزون و در هر عصری برای فلسفه آن، معنايی عالی و هدفهايی ارزنده درک و استنباط شود.
روز حسين علیه السلام، روزی شد كه هرگز گذشت ازمنه و اعصار، آن را از ياد نخواهد برد.
حادثه عاشورا واقعهای است كه دلهای ارباب ايمان و عشّاق فضيلت و حقیقت در برابر آن به خاك تعظيم افتاد و مشعل نورپاشی شد كه در قرون و ادوار روزگار، چراغ هدايت مردان بزرگ و رهبران مصلح گرديد، و آنها را از ظلمات تحيّر و سرگرداني نجات داد.
كاري كه حسين علیه السلام كرد يك كار عادی كه مانند آن را تاريخ نشان دهد نبود بلكه يك كار و قيام بیسابقه بود.
يك كار و عمل خدايی بود كه جوامع عالم جبروت، و سكّان صوامع ملكوت و ملأ اعلي آن را بزرگ ترين تجلّي كمال مقام انسانی دانستند، و قهرمانان فضيلت بشری و صاحبان عقول كامله، و واصلان حقايق عاليه، پيغمبران اولواالعزم، اوليای عالی قدر و شهدای راه اصلاح و هدايت، آن را نمونه ممتاز و منحصر به فرد نمايش قدرت اراده، قوّت عزم و ثبات، كمال ايمان، صبر و فداكاری و شجاعت شمردند.
ايمان خالص، مردانگی، صراحت، وفا و علو همّت، شكيبايی و استقامت، مقاومت در برابر تجاوز و ستم، از سرتاسر اين حادثه تاريخی و اَلَم زا نمايان و هويداست.
عظمت مقصد، اِبای نفس و بي اعتنايي به زخارف دنيا و ماديّات، و مرگ باعزّت و شرافت را بر زندگی با ننگ و ذلّت برگزيدن از جريان آن ظاهر و پيداست.
شرح اين داستان، شرح كمال روح انسان، و تحقير تمام مظاهر مادّی و لذائذ دنيوی و محكوم ساختن شرك و كفر و ستم و بيدادگری است.
تاريخ اين فاجعه جانكاه، تاريخ فداكاری بیمانند در راه مبدأ و عقيده، و احترام از شرف و كرامت حقّ، و كوشش براي آزادی و نجات جوامع محروم است، پس شگفتانگيز نيست اگر صدايش در جهان پيچيد، و بانگش در گوش ها مانند بانگ اذان برجا و پايدار مانده، و باآن كه قریب به هزار و چهارصد سال است كه گويندگان و نويسندگان از آن سخن میگويند، اهميّت آن همچنان در دلها باقی است، و بر آن رادمردان باايمانی كه در راه ايمان به خدا، و اجراي احكام خدا استقامت ورزيده و شربت شهادت نوشيدند، درود میفرستند.
آنان جوانمردانی بودند كه دوستی دنيا و قيافه مهيب مرگ در زير شمشير و نيزه، آنها را در برابر طغيان اهل باطل، سست و خاضع و حقير نساخت، و آنچه را باعث ضعف اراده و كوتاهي همّت میشود از جاه و مقام، زر و زيور، همسر و فرزند پشت سر گذاشته و آخرين مرتبه آزادگی روح را مالك شدند.
در برابر آنها، گروهی پست و نفوسی پليد قرار گرفتند كه روح و دلشان هرگز از كمند بندگي منصب و درجه و لذائذ مادّی آزاد نگشته و از حرّيت ضمير و بيداری وجدان بیبهره بودند و از كشتن اخيار و بندگان خدا و اطفال و شيرخواران باك نداشتند.
در حساب مردم مادّی، در اين پيكار، بُرد با دسته اشرار و دشمنان دين بود، و ايمان و عقيدهای كه حسين علیه السلام و اصحابش را مظهر آن استقامت و فداكاری بی نظير قرار داد، ارزش نداشت، و پايان آن حادثه، پايانِ روز عاشورا بود، اما در حساب واقع و تاريخ فضيلت و بلندپروازیهای روح انسان و در حساب موازين قرآن و اسلام، پيروزی جاويد، نصيب حسين علیه السلام و يارانش شد.
در ميزان اصحاب فضيلت، قيمت و بهای انسان، اين منافع فانيه و لذائذ زودگذر نيست و حساب سود و زيان و شكست و پيروزی مردان بزرگ با اين ترازوها صحيح نيست.
در ميزان حقيقت، قيمت و ارزش اشخاص به مقدار قوّت ايمان و اراده آنهاست، و پيروزي واقعی، پيروزي باطن بر ظاهر، روح بر جسم، و حقيقت بر مجاز است؛ پيروزي، پايداري در راه مقصد و هدف و تسلّط بر عوامل ضعف روح و تباهی ايمان است.
آري، مردم همه مي ميرند، و بسا كساني كه در راه عقيده و ايمان به حقّ جان سپردند ولي مانند شهيدان كربلا نامدار و جاويد نماندند و آن آزادگي و استقامتی كه آنها نشان دادند در ساير ميدانهای مواجهه حقّ و باطل آشكار نشد.
آنان دليران شيردلي بودند، باآن كه میتوانستند با كناررفتن از آن ايستگاه خطرناک جان خود را حفظ كنند، با پای خويش به استقبال مرگ و شهادت رفتند و راستی اگر آنها آن روز در آن ميدان عقب نشينی كرده و دوستی جان و مال و مقام، و بيم از شمشير و مرگ آنها را شكست میداد زيان و ضرری كه به انسانيت و موازين عاليه اسلامی وارد میشد بيش از اندازه تصوّر بود.
ميدان كربلا ميدان نبردی بود كه صحنه جهاد و جنگ همان زمين كربلا نبود و نبرد، نبرد آن اشخاصی كه در آنجا با هم رو به رو شدند نبود، بلكه نبرد، نبرد حقّ و باطل و اسلام و كفر بود و اگر اهل حقّ عقبنشينی میكردند، عقبنشينی آنها در همان جا و در آن روز به پايان نمیرسيد و براي آيندگان و نسلهای آتيه آثار خطرناک و مأيوس كننده داشت؛ زيرا تماشاكنندگان آن صحنه خونين، تنها مردم دنيای معاصر آنها و مسلمانهای آن زمان نبودند، بلكه تماشاگران آن صحنه، تمام ملل اسلام و تودههای مظلوم و محروم در مرور اعصار بوده و هستند، لذا حسين علیه السلام و يارانش آن استقامت عجيب و حيرت افزا را در آن ميدان بلا نشان دادند و دشمن بدنهای پاک آنها را پاره پاره ساخت ولي بر روح و اراده و نيّت و هدف آنها دست نيافت.
قَدْ غَيَّرَ الطَّعْنُ مِنْهُم كُلَّ جَارِحَةٍ
إِلَّا المَـکَارِمَ فِـي أَمْنٍ مِنَ الْغِيَرِ
«نيزه (سلاح) تمام اعضاي بدن آنان را تغيير داد (پاره پاره كرد) مگر بزرگواریهای آنان را كه از دگرگونی در امان است.»
درسهايی كه اين واقعه به انسان ها میدهد همه عالی و آموزنده و سودمند بوده، و مكتب آن يك مكتب عمومی و همگانی است كه كلاسها و شعب آن در تمام نقاط و سرزمينهای آدم نشين، شهری و روستايی، چادرنشين و آسمان خراش گزين را به فضايل انسانی، هدايت میكند.
سرگذشت حقيقی كربلا، چون سرگذشت يك نبرد واقعی حقّ با باطل و پيكار با بيدادگري، و مبارزه فضيلت با رذيلت است، طبعاً و به خودی خود مورد توجّه هر با وجدان و هر شخص عدالت پژوه و آزادی خواه است و احساسات پاک انسانی و بيداری ضمير و شعور باطنی، هركسی را شيفته و دلباخته قهرمانان حق پرست اين حادثه میسازد.
موجبات بقا و پايداری اين حادثه دلسوز، همواره آن را نگاه داری نموده و تا انسانيّت باقی است و بشر، عدالت خواه و فضيلت دوست و دشمن ظلم و ستم و زور و حكومت خودكامگی است، اين واقعه زنده است و او را به سوی زندگی هرچه آزادتر راهنما خواهد بود.
آري! هيچگاه بشر از شنيدن سرگذشت مردان حق پرستی كه در كربلا در راه دفاع از حقّ و مبارزه با باطل فداكارانهترين جهاد را نمودند، سير نمیشود و فداكاریهای آن مردان نخبه جهان آفرينش و شهيدان حقيقت و فضيلت، زينت بخش جاودان اوراق تاريخ است، و گوشها از شنيدن و چشمها و زبانها از مطالعه و خواندن آن ملول و خسته نخواهد شد.
صلّی الله علیک یا اباعبدالله و علی الأرواح الّتی حلت بفنائک
كمترين بنده درگاه دوستان اهل بيت نبوّت/ لطف الله صافی گلپايگانی»
انتهای پیام